داستان های انگیزشی از جول اوستین – قسمت دهم

2 هفته پیش
عشق خدا به انسان

جول اوستین در این داستان انگیزشی در عشق خدا به انسان صحبت می کند.

 

داستان های انگیزشی موفقیت از جول اوستین:

قسمت دهم: 

 

داستان های کوتاهی از جول اوستین که

هر قسمت در مورد یک موضوع هست

(به همراه فیلم)

 

داستان انگیزشی جول اوستین – پارت اول:

 

 

مبارزه با سختی ها

 

متن کلیپ بالا:

وقتی ۹ ماه از زمان آشنایی من و ویکتوریا گذشته بود یکی از دوستانم مخفیانه با من تماس گرفت.

او (خانم) به من گفت که من همین الان داشتم با ویکتوریا صحبت می کردم، لطفا به او نگو که من به تو زنگ زدم. ویکتوریا به من گفت که فکر می کند تو را دوست دارد.

دوستم خیلی هیجان زده بود و انتظار داشت که من هم مثل او هیجان زده شوم. اما من با این سه کلمه مشکل داشتم که «او فکر می کند».

اگر او فکر می کند که من را دوست دارد به این معناست که ممکن است دوستم داشته باشد یا ممکن است دوستم نداشته باشد یا او هنوز دارد تلاش می کند که این را بفهمد.

این جمله می توانست چندین معنی داشته باشد. جمله ی «او فکر می کند» نمی توانست هیچ اطمینان خاطری به من بدهد.

در واقع باعث می شد تا با خودم فکر کنم که باید برخورد بهتری داشته باشم، باید بیشتر تلاش خودم را بکنم، باید سعی کنم او را تحت تأثیر قرار دهم، باید به اندازه کافی خوب و مهربان باشم.

جمله «من فکر می کنم» من را تحت فشار بیشتری قرار می داد. با خوشحالی می گویم که نهایتا ویکتوریا سرعقل آمد و از «من فکر می کنم» به «من می دانم» پیشروی کرد که البته این جریان مال ۳۰ سال پیش است.

وقتی می دانید که کسی شما را دوست دارد معمولاً اینطور برداشت می کنید که دیگر مجبور نیستید خودتان را درگیر کنید، او را تحت تأثیر قرار دهید یا با او مثل قبل خوب و مهربان باشید.

بلکه می توانید در آرامش کامل به سر ببرید، خودتان باشید، راحت باشید چون می دانید که اوضاع امن است.

اما خیلی ها وقتی دارند با خدا صحبت می کنند، نگرش «من فکر می کنم او مرا دوست دارد» را دارند و بر اساس عملکرد خودشان این نگرش را برای خود می سازند.

برای مثال می گویند من هفته پیش به کلیسا رفتم، کارهای خوبی انجام دادم، پس فکر می کنم که او مرا دوست دارد.

مشکل این نگرش این است که وقتی اشتباه می کنیم یا از مسیر خارج شده ایم یا عملکرد مناسبی نداشتیم، فکر می کنیم که خدا ما را ترک می کند و می رود یک نفر دیگر را پیدا می کند تا دوست داشته باشد.

 


تفاوت عشق انسانی با عشق الهی

رفتار طبیعی انسان ها اینگونه است که می گویند اگر تو مرا دوست نداری پس من هم تو را دوست ندارم.

اما خداوند مثل انسان ها نیست. عشق خدا به انسان اینگونه نیست. انسان ها همدیگر را معمولاً تحت شرایط خاصی دوست دارند.

اگر کارهای خوبی بکنی، عملکرد خوبی داشته باشی، با من درست رفتار کنی، بعد من تو را دوست خواهم داشت. اما اگر ناامیدم کنی من هم میروم یکی دیگر را پیدا می کنم.

وقتی ما اشتباه می کنیم خداوند نظرش را در مورد ما عوض نمی کند. شما می توانید از مسیر خدا خارج شوید و راه دیگری را انتخاب کنید، اما خدا باز مستقیم به سمت شما می آید.

دیگر برای بدست آوردن اینگونه عشق ها و دوست داشتن ها تلاش نکنید. هیچ راهی وجود ندارد تا بتوانید خدا را مجبور کنید که شما را بیشتر یا کمتر از قبل دوست داشته باشد.

 

عشق خدا به انسان

 

داستان انگیزشی جول اوستین – پارت دوم:

 

 

مبارزه با سختی ها

 

متن کلیپ بالا:

وقتی دخترمان الکساندرا ۱۰ سال اش بود می خواست برای شام با دخترعموهایش به رستوران بروند و پس از آنجا به پیست اسکی بروند.

او عصر پیش من آمد و گفت پدر می توانی ۲۰ دلار به من بدهی تا برای شام و اسکی بیرون بروم؟

گفتم حتما، برو از روی طاقچه حمام درست کنار کلیدها پول را بگیر.

او مرا بوسید و از من تشکر کرد. بعد دیدم به جای اینکه سمت طاقچه برود سمت گاراژ رفت، داشت اشتباه می رفت.

به او گفتم صبر کن مگر نمی خواستی بروی پول را بگیری؟

او لبخندی زد و گفت «خودم از قبل گرفته بودم»!

او گفت «من می دانستم که تو قبول می کنی»!

من به عنوان یک پدر آن لحظه واقعا حس خوب داشتم، او می دانست که من چقدر او را دوست دارم.

 


 

شما در مورد خدا چگونه فکر می کنید؟

نظرتان راجع به اینکه ما هم در مورد خداوند اینگونه فکر کنیم، چیست؟

یعنی بخواهید کاری کنید که خداوند به شما لبخند بزند، بخواهید کاری کنید تا او را خوشحال کنید. عشق خدا به انسان فراتر از حد تصور شما است.

با این نگرش به او نزدیک شوید که می دانید که او شما را دوست دارد. می دانید که متعلق به شماست و می خواهد که با شما خوب و مهربان باشد.

اینکه احساس حقارت و ناامنی کنیم و بخاطر اشتباهات گذشته خود را سرزنش کنیم، خدا را خوشحال نمی کند. همه این ها را کنار بگذارید و با سربلندی به سوی خداوند بروید.

 

اگر این قسمت برایتان مفید بود، حتما با یکی از بهترین دوستان خود به اشتراک بگذارید:

https://negareshenik.ir/story10

 

۰
برچسب ها :
نویسنده مطلب نگرش نیک
من سید محمد باقرپور هستم، قصد دارم خلاصه ای از مطالب آموزشی و مفیدی که یاد می گیرم را با شما در این سایت به اشتراک بگذارم. خیلی خوشحالم که این فرصت در این وبسایت برای من فراهم شده است.

بدون دیدگاه

Do NOT follow this link or you will be banned from the site!