مقاله مولتی ویتامین روح (جملات جول اوستین) – قسمت پنجم

6 ماه پیش
نگرش مثبت

 

 

مطالعه قسمت اول (اگر نخواندید)

مطالعه قسمت دوم (اگر نخواندید)

مطالعه قسمت سوم (اگر نخواندید)

مطالعه قسمت چهارم (اگر نخواندید)

 

با استفاده روزانه مولتی ویتامین روح (جملات جول اوستین) می توانید

شادی را به زندگی تان تزریق کنید و از تک تک لحظات تان لذت ببرید.

 

نگرش چیست؟

نمی خواهم در اینجا معنای علمی نگرش را برای شما بگویم، با یک سرچ در اینترنت کلی نتایج علمی و غیرعلمی برای تعریف نگرش می توانید پیدا کنید.

نگرش را خیلی ساده در قالب سوال زیر می توان توضیح داد:

چطوری به مسائلی که اطرافت می افته نگاه می کنی؟

اگه بخوام کامل تر بگم میشه:

واکنشت نسبت به اتفاقاتی که در طول روز برات می افته چیه؟

نگرش به نظر من چیزیه که تمام رفتار و در نتیجه احساس شما رو تحت تأثیر قرار می ده.

در ادامه بیشتر این موضوع رو توضیح می دهم. با من همراه باشید.

 

چرا باید نگرش خود را تغییر دهیم؟

خیلی ساده می خواهم در قالب یک مثال به شما نشان دهم که چرا باید سعی کنیم نگرش مثبت و درستی را انتخاب کنیم تا بتوانیم یک سری از مشکلات را از خود دور کنیم و حال و احساس خوبی داشته باشیم.

خیلی از افرادی که اطراف ما هستند و روزانه با آنها در ارتباط هستیم، ممکن است آنطور که ما دوست داریم با ما رفتار نکنند یا خیلی از اتفاقاتی که در طول روز برایمان می افتد، شاید باب میل ما نباشند. مثلا:

ممکن است کسی که خیلی به او علاقمند هستید ناگهان شما را ترک کند و شما حتی نتوانید این موضوع را باور کنید.

ممکن است ناگهان جواب آزمایش تان منفی باشد و به بیماری ای مبتلا شوید که باورش برای شما سخت باشد.

ممکن است همکارتان در سرکار با شما بد صحبت کند و باعث شود شما بی اعتبار جلوه بدهید.

این حقیقت را بپذیرید که بعضی از مردم هرگز شما را نمی پذیرند. آنها هرگز به توانایی های شما توجه نمی کنند. اشکالی ندارد، پریشان نشوید.

خداوند همیشه افراد مناسبی را سرراهتان قرار می دهد تا پذیرای شما باشند. کسانی که خوشحالتان می کنند و کمکتان می کنند تا سرنوشتتان محقق شود.

اگر در محل کارتان با کسی مشکل دارید، دو نگرش را می توانید دنبال کنید:

نگرش اول:

تلاش کنید و او را سرجای خود بنشانید. به عبارتی حال او را بگیرید. اما بدانید اینگونه شاید دلتان خنک شود اما اعصابتان مطمئنا خورد خواهد شد، حالتان بد خواهد شد و همچنین وقت و انرژی ارزشمندی را که باید صرف رسیدن به آرزوهایتان شود، از دست می دهید.

نگرش دوم:

او را نادیده بگیرید و به او محل نگذارید. اینگونه می توانید از انرژی تان برای تقویت مهارت های خود استفاده کنید و بهترین خودتان باشید.

نکته اینجاست که وقتی جور دیگری به یک موضوع نگاه می کنیم، طبق اثر پروانه ای تمام شرایط، اتفاقات و حتی حال و احساس ما در آن لحظه و تا انتهای آن روز تغییر می کند.

پیشنهاد می کنم کلیپ زیر را در مورد اثر پروانه ای ببینید:

 

 

چطور نگرش خود را تغییر دهیم؟

اگر دو نفر را در موقعیت کاملاً یکسان قرار دهید آنگاه احتمالا یکی شروع می کند به شکایت و منفی نگری و زندگی را فقط تحمل می کند، اما دیگری شاد و شکرگزار خواهد بود و از زندگی لذت می برد.

تفاوت در چیست؟

در نگرش شان است. این که هر کدام انتخاب می کنند که وضعیت خود را چگونه ببینند.

با افراد بسیاری صحبت کرده ام که مشکلات زیادی داشته اند. شغل، زندگی، همسر و یا سلامتی شان را از دست داده بودند.

در این مواقع خیلی سخت است که دلیلی برای شاکر بودن از خداوند پیدا کنیم. اما اینکه موفق به اینکار شویم یا نشویم بستگی به نگرش ما دارد.

 

نگرش مثبت

 

داستان مردی را شنیدم که همیشه شکایت می کرد که کفش مناسبی برای پوشیدن ندارد تا اینکه مردی را دید که اصلاً پا نداشت. از آن به بعد انتخاب کرد که نگرش خود را تغییر دهید و طور دیگری به زندگی نگاه کند.

حقیقت این است که در این دنیا همیشه کسی هست که با کمال میل بخواهد جایش را با شما عوض کند. بخواهد مثل شما نفس بکشد، راه برود، زندگی کند.

صرفاً جهت یادآوری:

آیا امروز خدا را به خاطر خانواده، دوستان، سلامتی و فرصت هایی که به شما داده است، شکر کرده اید؟

برای اینکه نگرش درستی از زندگی داشته باشید، سعی کنید فهرستی از همه چیزهایی را که به خاطرشان شکرگزارید، تهیه کنید.

وقتی روی خوبی محض خداوند تأمل می کنید، کمکتان می کند که نگرش درستی انتخاب کنید و همچنین باعث تقویت ایمان تان هم می شوید.

وقتی هم که ایمان تان تقویت شود قدرت خداوند در زندگی شما فعال می شود. می بینید که خداوند همواره چیزهای جدیدتری به شما عطا می کند تا در آن فهرست اضافه کنید.

 

یک داستان انگیزشی کوتاه

 

 

مرد میانسالی به نام نیکولاس با حالتی بسیار افسرده و دلسرد نزد کشیشی رفت و گفت:

«هیچ چیز در زندگی من خوب پیش نمی رود. هیچ دلیلی برای هیجان زده بودن و شاکر بودن ندارم.»

کشیش گفت:

«بسیارخب، بیا با هم تمرینی انجام دهیم.»

بعد یک کاغذ در آورد و خطی در وسط صفحه کشید و گفت:

«تمام دارایی هایت، یعنی همه چیزهایی را که الان در زندگی ات داری، در یک قسمت و همه گرفتاری هایت، یعنی همه چیزهایی را که آزارت می دهند، در قسمت دیگر بنویس.»

نیکولاس خندید. سرش را پایین انداخت و گفت:

«در قسمت دارایی ها، هیچ چیزی برای نوشتن ندارم.»

کشیش گفت:

«اشکال ندارد، اما فقط بیا تمرین را انجام دهیم.»

کمی مکث کرد و ادامه داد:

«از شنیدن خبر فوت همسرت بسیار ناراحت شدم!»

ناگهان نیکولاس سرش را بالا کرد و گفت:

«دارید درباره چه حرف می زنید؟ همسرم نمرده است. او خداروشکر زنده و سالم است.»

کشیش به آرامی گفت:

«بسیارعالی» و در قسمت دارایی ها نوشت:

«یک همسر سالم».

سپس کشیش گفت:

«نیکولاس، متأسفم که خانه ات در آتش سوزی از بین رفته است.»

نیکولاس گفت:

«خانه ام آتش نگرفته است.»

دوباره کشیش به آرامی گفت:

«بسیارعالی» و در قسمت دارایی ها نوشت:

«خانه ای برای زندگی کردن».

کشیش داشت موفق می شد.

«نیکولاس، متأسفم که از کار اخراج شدی!»

نیکولاس گفت:

«جناب کشیش این حرف های بی معنی چیست که می زنید؟ من یک شغل خوب دارم.»

«بسیارعالی» و در قسمت دارایی ها نوشت:

«یک شغل خوب».

نیکولاس بالاخره روی کاغذ سرک کشید و گفت:

«می توانم فهرست را ببینم؟»

بعد از مرور فهرست، خودش هم ده ها دارایی دیگر را که بی اعتنا از کنارشان گذشته و به خاطرشان شکرگزاری نکرده بود به فهرستش اضافه کرد و در آخر، با نگرشی کاملاً متفاوت آنجا را ترک کرد.

مشکل نیکولاس چه بود؟

او نیاز داشت که نگرش اش را تغییر دهد. او با تمرکز بر زیبایی های زندگی، شادی و خوشحالی اش را دوباره توانست به دست آورد.

 

نگرش مثبت و موفقیت اندیشی

 

همه ما مشکلاتی در زندگی داریم که باید بر آنها غلبه کنیم و در این مسیر باید نگرش ما اینگونه باشد:

«می دانم خداوند همچنان بر تخت پادشاهی نشسته است. او کنترل کامل زندگی ام را در دست دارد. او گفته است که برنامه هایش برای من، فقط جهت خیر است و نه شر.

من امروز را با احساس شکست و افسردگی زندگی نمی کنم و بر نداشته هایم تمرکز نمی کنم. من امروز نگرش ام را تغییر می دهم.

خدا را شکر می کنم که زنده ام، نفس می کشم، سالم ام و خانواده ام را دارم. من هر روز را به بهترین نحو زندگی خواهم کرد.»

 

تغییر فکر

 

خیلی باید جزئی به مسائل و داشته هایتان نگاه کنید. از کنار هیچ اتفاقی بی اعتنا رد نشوید. حتی از کنار این موضوع که:

توانستید امروز صبح بدون کمک هیچکس از رختخواب برخیزید،

با باز کردن چشم هایتان توانستید ببینید،

با گذاشتن پاهایتان روی زمین توانستید راه بروید.

وقتی همسرتان به شما گفت «دوستت دارم»، شما توانستید بشنوید.

وقتی فرزندتان شما را بغل کرد، توانستید او را حس کنید.

وقتی صبحانه خوردید، توانستید طعم آن را بچشید.

اگر می خواهید نگرش درستی داشته باشید باید در این راستا تمرین کنید و قدر کوچک ترین و جزئی ترین چیزهایی را که خداوند به شما داده است را بدانید.

خاراندن بدن تان مسئله مهمی نیست، مگر زمانی که دیگر نتوانید بخارانید!!!

 

یک داستان انگیزشی کوتاه

یکی از اعضای انجمن ما برایم تعریف می کرد که خواهرش از نظر مغزی مشکل داشت، نمی توانست حرف بزند، راه برود و خودش غذا بخورد. او به مراقبت دائم نیاز داشت و همین طور که بزرگ می شد، آن مرد و دیگر اعضای خانواده در نگهداری از او مشارکت می کردند.

آن ها یاد گرفته بودند که معنای گریه خواهرشان را بفهمند، چون تنها راه ارتباطی شان همین بود. گریه ها انواع مختلفی داشتند:

گریه گرسنگی، گریه تشنگی، گریه برای وقتی که می خواست بلند شود و گریه برای وقتی که دلش می خواست به رختخواب رود.

سخت ترین گریه برای وقتی بود که جایی از بدنش می خارید. می بینید؟

او نمی توانست به دیگران بگوید که کجای بدنش می خارد و برای همین آنها همه جای بدنش را می خاراندند و سعی می کردند او را تسکین دهند.

زندگی با خواهر معلول به آن مرد کمک کرد تا ساده ترین چیزهای زندگی را که بسیاری از ما بی اعتنا از کنارشان رد می شویم، تحسین کند.

خاراندن شاید اصلا موضوع مهمی نباشد تا زمانی که نتوانید بخارانید. آن وقت است که این موضوع بسیار حائز اهمیت می شود. اغلب اوقات تا به تضادی بر نخوریم، نمی توانیم بفهمیم چه چیزی می خواهیم. به عبارتی تا چیزی را از دست ندهیم قدرش را نمی دانیم.

وقتی بینایی تان را از دست بدهید و دیگر نتوانید ببینید، آن وقت است که توانایی دوباره دیدن برای شما معنایی کاملاً جدید پیدا خواهد کرد.

همه ما هر روز توسط خدا مورد امتحان قرار می گیریم. وقتی کسی به شما بی احترامی می کند، وقتی ناامید می شوید، وقتی اتفاقات باب میل شما رخ نمی دهند، می توانید دو نگرش متفاوت داشته باشید:

نگرش اول (اشتباه):

من خیلی بیچاره و بدشانسم، باورم نمی شود که تمام این اتفاقات دارد برای من می افتد.»

نگرش دوم (درست):

خدایا می خواهم از تو تشکر کنم که خودم را برتر از یک فاتح احساس می کنم. هیچ سلاحی بر ضد من کارگر نخواهد افتاد. تو همیشه باعث پیروزی من می شوی. می خواهم تو را سپاس بگویم، چرا که من فقط این اوضاع را پشت سر نمی گذارم، بلکه به سمت روزهایی گام برمیدارم که از قبل هم برایم بهترند.»

صرفا جهت یادآوری:

شکایت کردن فقط آمدن روزهای بهتر را به تعویق می اندازد. اما وقتی سپاسگزار باشید،

خداوند وارد میدان می شود و به جای شما با مشکلات تان می جنگد.

 

چگونه نگرش خود را تغییر دهیم

 

چندی پیش، خبرنگاری نظر مرا راجع به دو نفر پرسید. من گفتم که اصلاً آنها را نمی شناسم و هرگز چیزی درباره شان نشنیدم. حرف من به نظرش خیلی بامزه آمد و کلی خندید.

پرسیدم آنها چه کسانی هستند و او گفت که آنها رک ترین منتقدان اند و همیشه درباره من حرف می زنند. او باورش نمی شد که من چیزی در مورد آنها نشنیده باشم. اما من این اصل را آموخته ام:

من وقتم را با درگیر شدن در موضوعاتی که برایم مهم نیستند، هدر نمی دهم. یاد گرفته ام که منتقدان نمی توانند من را از هدفم دور کنند و چیزی که می گویند تعیین کننده شخصیت من نیست.

من کاری که فکر می کنم درست است را انجام می دهم و وقتم را به جای تمرکز روی آنها، روی کار خودم صرف می کنم.

 

مولتی ویتامین های روح امروز را دریافت کنید:

مولتی ویتامین بیست و یکم

باید یاد بگیریم که زندگی ما هر لحظه ممکن است تمام شود. هیچ ضمانتی وجود ندارد که ما سال بعد این موقع در این دنیا باشیم.

یاد بگیریم که:

هر روز را با رضایت کامل زندگی کنیم.

شکایت نکنیم.

روی مسائل اشتباه تمرکز نکنیم

خرسند باشیم که این فرصت را داریم که امروز را تجربه کنیم و

زندگی را به معنای واقعی، «بدون نگرانی» زندگی کنیم.

 

 

مولتی ویتامین بیست و دوم

منتظر روز عشاق می مانیم تا عشقمان را به عزیزانمان نشان دهیم. به خودمان می گوییم:

امروز هم یک روز عادی مثل بقیه روزهاست. پس منتظر می مانیم.

در صورتی که باید نگرش خود را عوض کنیم و بدانیم که هر روز یک هدیه است. یک هدیه منحصر به فرد و بدون جایگزین. از ساعت هایش می توان استفاده یا سوءاستفاده کرد.

می توان روی ساعت های آن سرمایه گذاری کرد یا تمام ساعات آن را هدر داد. خداوندا به ما بیاموز که قدر لحظه به لحظه هر روز را بدانیم.

 

مولتی ویتامین بیست و سوم

شما خلق شده اید تا مثل عقاب باشید، اوج بگیرید و کارهای بزرگ انجام دهید.

همه ما کلاغ هایی را در اطرافمان داریم که بر سرمان جیغ می کشند، مرغ هایی که به ما نوک می زنند و شاهین هایی که به ما حمله می کنند.

آنها سعی دارند ما را وارد جنگ های بی اهمیت کنند و شما باید زرنگ باشید و در جنگی شرکت نکنید که اهمیت ندارد. هرگز در دام چنین مبارزاتی نیفتید.

مزیت شما این است که عقابید و می توانید در اوج پرواز کنید، جایی که هیچ پرنده دیگری به آن نمی رسد. کلاغ ها خیلی دوست دارند عقاب ها را اذیت کنند. کلاغ با اینکه از عقاب کوچکتر است اما چون چابک تر است می تواند سریع تر بچرخد و مانور دهد.

گاهی اوقات موقع پرواز بالای سر عقاب قرار می گیرد و به سمت آن شیرجه می رود، اما عقاب می داند که می تواند اوج بگیرد. عقاب، به جای اینکه از آزارهای کلاغ مزاحم ناراحت شود، بیش تر و بیش تر اوج می گیرد و سرانجام کلاغ عقب می افتد.

وقتی کسی از روی حسادت و غرض ورزی اذیت تان می کند، رو به بالا اوج بگیرید و او را پشت سرتان رها کنید و او را نادیده بگیرید.

 

 

مولتی ویتامین بیست و چهارم

از مادر ترزا تا نلسون ماندلا، از برادران رایت گرفته تا استیو جابز، همه افرادی که به اهداف و موفقیت های بزرگ دست پیدا کرده اند، بی شک منتقدان و مخالفانی داشته اند. شما هم دارید.

اگر کسی به شما از پشت لگد بزند، به این معنی است که به جلو پرت می شوید.

کسی که جلوتر از همه می دود، مرکز توجه کسانی است که پشت سرش هستند. هرچقدر موفق تر باشید، احتمال ایجاد دردسر و مزاحمت از سوی دیگران بیشتر است و بیشتر تحت فشار قرار می گیرید.

اینجور مواقع معمولا هر کسی در مورد شما یک نظری می دهد. خیلی ها از شما ناراضی هستند. بدانید نیازی نیست که خودتان را در قالب مورد نظر آنها بگنجانید و همان کسی شوید که آنها می خواهند.

در برخورد با هر کسی، با احترام، با مهربانی و با ملاحظه رفتار کنید اما دیگر سعی نکنید راضی شان کنید تا از شما خوششان بیاید.

وقتی آنچه را خدا در قلبتان نهاده دنبال کنید و به مرحله جدیدی برسید، سر و کله مردمان حسود، تنگ نظر و منتقدان پیدا می شود.

اما نکته مهم این است که:

نباید همه را راضی نگه دارید، بلکه باید خدا را راضی نگه دارید.

یک داستان انگیزشی کوتاه

سال ها پیش با زوجی آشنا شدم و سعی کردم دوست خوبی برایشان باشم، اما آن ها هرگز با من گرم نگرفتند.

آنها با خوشرویی با من برخورد می کردند و به قدر کافی هم در ارتباطات مان با من صمیمی می شدند، اما با این وجود فاصله شان را حفظ می کردند.

اصلاً معنای رفتارشان را نمی فهمیدم. از مسیر اصلی زندگی خود خارج شده بودم تا بلکه بتوانم رضایت و موافقت آنها را بدست آورم. آنها را به دوستانم معرفی کردم.

در حقیقت، یکی از همین ارتباطات هم برای آنها یک شراکت تجاری به ارمغان آورد. با وجود این باز هم پذیرای دوستی من نبودند.

چندین بار در بحث های مختلف از جمله انتقال آنها به شهری دیگر که نیاز به کارگر داشتند به آنها کمک کردم و برای خانه آنها هدیه ای خریدم.

اما علی رغم تمام این تلاش ها، این زوج با من بسیار سرد رفتار می کردند و چند سال بعد شنیدم که حرف های نامهربانانه ای پشت سرم زده اند و فکر می کرده اند که آنچه از دستم بر می آمده برایشان انجام نداده ام.

در حالی که من از مسیر خود خارج شده بودم و برای خشنودی آنها دست به هر کاری زده بودم.

اخیراً آمار جالب توجهی درباره مقوله «دوستی» به دست آمده است. محققان دریافته اند که:

 

۲۵ درصد افرادی که شما با آنها ملاقات می کنید، از شما خوششان نمی آید.

۲۵ درصد بعدی از شما خوششان نمی آید اما می توانند برای دوست شدن با شما ترغیب شوند.

۲۵ درصد سوم از شما خوششان خواهد آمد اما می توانند ترغیب شوند که از شما خوششان نیاید

۲۵ درصد آخر از شما خوششان خواهد آمد و تحت هر شرایطی در کنار شما خواهند ماند.

 

اگر این آمار را درک کنید، دیگر هیچ گونه اضطرابی به خود راه نخواهید داد. فقط این را بفهمید که برخی از مردم، هر کاری هم بکنید، از شما خوششان نخواهد آمد. پس وقت و انرژی تان را برای جلب توجه آنها هدر ندهید.

 

نگرش مثبت - جول اوستین - زندگینامه جول اوستین

 

وقتی دست از مبارزه برای جلب توجه اینگونه افراد بردارید، خداوند افرادی را وارد زندگی تان می کند که جزو ۲۵ درصد آخر هستند. شما در کنار چنین افرادی:

می توانید آرامش داشته باشید،

می توانید همان کسی باشید که خدا می خواهد و

همچنین می توانید بهترین خودتان باشید.

 

مولتی ویتامین بیست و پنجم

نگرشی اینچنین در مورد خود داشته باشید. هر روز جلوی آینه بروید، لیست زیر را حفظ کنید و به خود بگویید:

من همیشه مورد لطف خدا هستم.

من خوشبخت هستم.

من موفق هستم.

من پیروز هستم.

من با استعداد هستم.

من خلاق هستم.

من باهوش هستم.

من سالم هستم.

من زرنگ هستم.

من پرانرژی هستم.

من شاد هستم.

من مثبت هستم.

من زیبا هستم.

من جذاب هستم.

من با ارزش هستم.

من قوی هستم.

من بااعتماد به نفس هستم.

من رستگار هستم.

من با انگیزه هستم.

من تمرکز بالایی دارم.

من انضباط شخصی بالایی دارم.

من قابل اعتماد هستم.

من صبور هستم.

من سخاوتمند هستم.

من مهربان هستم.

من عالی هستم.

من مجهز هستم.

من صاحب اختیار هستم.

من توانا هستم.

چون بنده خداوند بلندمرتبه هستم.

 

 

برای مطالعه قسمت ششم روی عکس زیر کلیک کنید:

جملات انگیزشی از جول اوستین

۶
برچسب ها :
نویسنده مطلب نگرش نیک
من سید محمد باقرپور هستم، قصد دارم خلاصه ای از مطالب آموزشی و مفیدی که یاد می گیرم را با شما در این سایت به اشتراک بگذارم. خیلی خوشحالم که این فرصت در این وبسایت برای من فراهم شده است.

۶ دیدگاه

  • آرام شادمخر
    6 ماه پیش

    این مطالب فوق العاده هستند… از صمیم قلب از زحمات و محبت شما سپاسگزارم… 💐💕

    • 6 ماه پیش

      زنده باشید
      خداروشکر که راضی هستید

  • علیرضا امیری
    6 ماه پیش

    با سلام و خسته نباشید و آرزوی موفقیت برای جول اوستین و شما آقای باقر پور.

    • 6 ماه پیش

      سلام آقای امیری عزیز
      باعث افتخارمه که با من همراه هستید
      پیروز و موفق باشید

  • negar
    6 ماه پیش

    جناب باقرپور عزیز من به شدت از شما و زحماتتون بابت نشر این مقالات و مطالب سپاسگزارم و از اونجایی که مدت هاست با جول اوستین آشنا هستم و دنبال میکنم کاراشون رو دیروز دنبال جایی میگشتم که صرفا مختص جول باشه و اینجا رو پیدا کردم و واقعا خوشحالم که لازم نیست جاهای مختلف پیگیر باشم و هرآنچه نیاز دارم اینجا هست،قطعا این انرژی های بی نظیر به خودتون برمیگرده…سپاس

    • 6 ماه پیش

      سلام دوست عزیز
      خیلی خوشحالم که مطالب سایت برای شما مفید هست، همراهی شما باعث افتخارمه.
      شاد باشید.

اَه، بدشانسی آوردی
کد تخفیف 20%
دانلود یک فیلم کامل
کد تخفیف 30%
رفتی تو خاکی
کد تخفیف 60%
پووووووووچ شد
کد تخفیف 40%
یه مقاله بخون
ای بابااا پوچه که
کد تخفیف 50%
ایشالا دفعه بعد
یه مقاله بخون
کد تخفیف 55%
شانس خود را امتحان کنید
برای شروع بازی، کافیست ایمیل خود را وارد کنید
تا 3 بار می توانید بازی کنید!
Do NOT follow this link or you will be banned from the site!