سریال «۱۰ نکته ناب از جول اوستین» – قسمت دهم

1 هفته پیش
سریال جول اوستین - قسمت دهم

سریال جول اوستین – قسمت دهم

مدت: ۱۳ دقیقه و ۵۰ ثانیه

قسمت دهم را می توانید رایگان دانلود کنید یا همینجا آنلاین تماشا کنید:

 

 

سریال جول اوستین - قسمت دهم

 

متن قسمت دهم سریال «۱۰ نکته ناب از جول اوستین»:

نکته اول: بر علیه خودتان نباشید

یکی از بدترین اشتباهاتی که می توانیم بکنیم این است که در زندگی بر علیه خودمان باشیم. مثلاً بر اشتباهاتمان تمرکز کنیم یا بر زمان هایی که کارمان درست پیش نرفت و اوقاتی که شکست خوردیم تمرکز کنیم.

به اندازه کافی افراد و شرایط مختلف آماده هستند تا بر علیه شما اقدام کنند، پس شما دیگر بر علیه خودتان نباشید.

 

نکته دوم: دیگران را قضاوت نکنیم

ما این موضوع را در داستان پیتر یکی از پیروان حضرت عیسی نیز می بینیم. او به شدت عصبی بود و از کلمات زشتی استفاده می کرد.

یک بار او عصبانی شد و گوش سربازی را برید. یک لحظه او پیرو مسیح مرد شور و اشتیاق بود و لحظه ای دیگر او را کلا نمی شناخت. برای بزرگان آنجا قسم می خورد که مسیح را نمی شناسد.

مردم به او نگاه می کردند و می گفتند پیتر تو پریشونی، تو مشکل داری! اما خداوند به او نگاه کرد و گفت تو در حال رشد و تکامل هستی!

تفاوت نگاهی که خداوند به او داشت نسبت به مردم این بود که:

خداوند نقشه را می دانست و می توانست ببیند که او قرار است به چه کسی تبدیل شود.

مردم فقط عیب ها، بدرفتاری ها و بی ثبات بودن او را می دیدند. به همین خاطر خیلی مهم است که نباید دیگران را قضاوت کنیم و آنها را از خود برانیم.

چون نمی توانیم کل نقشه را ببینیم. نمی دانیم که خداوند چه چیزی را برای آنها در نظر گرفته است.

ما فقط مردمی را می بینیم که اشتباه می کنند، نقاط ضعف دارند و فکر می کنیم که آنها به هیچ جایی نمی رسند.

ما این موضوع را درک نمی کنیم که آنها در حال رشد و تکامل هستند و خداوند هنوز دارد روی آنها کار می کند.

من خودم به اندازه کافی ضعف هایی دارم که باید از پس شان بر بیایم و وقت ندارم دیگران را به خاطر ضعف هایشان قضاوت کنم.

 

سریال جول اوستین

 

اما این واقعیت را دوست دارم که مسیح با اینکه می دانست پیتر زود عصبی می شود، او را انتخاب کرد.

مسیح می دانست که او آدم صبوری نیست و الفاظ زشتی را به کار می برد. مسیح پیتر را به خاطر اینکه بی نقص بود انتخاب نکرد بلکه به دلیل اینکه از دستورالعمل آگاه بود، او را انتخاب کرد.

مسیح می دانست که او یک محصول نهایی نیست. پیتر در نهایت تبدیل به یکی از تأثیرگذارترین و قابل احترام ترین رهبران شد.

هدف من از گفتن این حرف ها چیست؟

جایی که الان هستید، الزاما می تواند هیچ ارتباطی به جایی که می خواهید باشید، نداشته باشد.

شرایط آشفته ای که اکنون در آن قرار دارید، چیزی از ارزش شما کم نمی کند بلکه نشانه این است که شما در حال رشد و تکامل هستید.

وقتی افرادی را می بینید که از نظر شما کامل هستند، احساس بدی نسبت به خودتان پیدا نکنید. هر کسی در بخشی از زندگی خود در حال تکمیل شدن است.

همه ما شرایط آشفته را در زندگی مان تجربه می کنیم، نکته اینجاست که:

اجازه دهید خداوند شما را کامل سازد و شکل دهد، انعطاف پذیر باشید. امسال باید بهتر از سال پیش باشیم. اجازه ندهید این آشفتگی ها همیشگی باشند.

شاید الان معتاد و عصبی باشید و نگرش منفی داشته باشید اما این «شمای واقعی» نیستید.

✔ به «رشد کردن» ادامه دهید،

✔ به «مقاومت در مقابل وسوسه ها» ادامه دهید.

✔ به «نه گفتن به خواسته های نفسانی تان» ادامه دهید.

هر بار که کاری را انجام می دهید، بار بعد که می خواهید همان کار را انجام دهید برایتان کمی آسان تر خواهد شد.

اینکه در حال رشد و تکامل باشید، هیچ عیبی ندارد اما اینکه هیچ پیشرفتی نداشته باشید، خیلی ایراد دارد.

وظیفه خودتان را انجام دهید، یعنی مشتاق تغییر باشید تا خداوند هم وظیفه خود را نسبت به شما انجام دهد. او به شما کمک خواهد کرد تا صعود کنید.

 

سریال جول اوستین - قسمت نهم

 

نکته سوم: به خدا اعتماد کنید

✔ آیا فکر می کنید خدایی که با این همه دقت و جزئیات زمین را با دقت میلی ثانیه به دور خورشید می چرخاند، اجازه می دهد که برنامه شما شکست بخورد؟

✔ آیا اجازه می دهد اتفاقی که جزو نقشه نبوده است، برایتان اتفاق بیفتد؟

✔ آیا اجازه می دهد که اتفاق بدی مانع رسیدن شما به سرنوشت تان شود؟

اگر خداوند در مورد شما مرتکب اشتباهی شود، مطمئن باشید که شما اولین نفر هستید.

منظورم از این حرف ها چیست؟

می خواهم بگویم که وقتی در حال رشد و تکامل هستید، به او اعتماد کنید.

وقتی در شرایط آشفته قرار دارید به او اعتماد کنید.

حتی وقتی که مطمئن هستید شرایط فعلی تان اشتباه است به او باید اعتماد کنید.

گاهی اوقات خدا برای اینکه ما را به سمت جلو پرتاب کند، مجبور است کمی ما را به عقب ببرد.

برای اینکه بتوانیم به سمت بالاتر اوج بگیریم نیاز دارد تا پی عمیق تری برای ما بسازد.

برای اینکه بتوانیم گُل بدهیم، مجبور است ما را ابتدا هرس کند. اگر ایمان خود را حفظ کنید خواهید دید که تمام این ها چگونه در نهایت به نفع شما کار می کنند.

 

نکته چهارم: ایجاد باور فراوانی

کمبود، سرنوشت نهایی ما نیست. شما خلق شده اید تا در فراوانی زندگی کنید. اما اگر خودتان را همیشه درگیر مشکلات بکنید به راحتی باور کمبود در شما گسترش می یابد.

باورهایی مثل:

من هیچوقت توان مالی برای خرید یک خانه زیبا را ندارم یا

من هیچوقت نمی توانم خانواده ام را از لحاظ مالی تأمین کنم.

تا زمانی که به کمبود فکر کنی هیچوقت به «ثروت بیش از حد» دست نمی یابی.

شما باید باور کمبود را در خود از بین ببرید و باور فراوانی را در خود به وجود آورید.

 

فیلم های جول اوستین

 

نکته پنجم: نگرش درست در سرِکار

ایمان تان را حفظ کنید و همواره کار درست را انجام دهید و با نگرشی درست به سرِکار بروید.

جول در اداره هیچکس اعتباری برای من قائل نیست، من هیچوقت ترفیع نخواهم گرفت.

بدانید که شما روی مردم کار نمی کنید، بلکه شما روی خدا کار می کنید.

شغل شما منبع شما نیست، بلکه خداوند منبع شماست.

من مطمئنم که خداوند همه چیز را ثبت و ضبط می کند و به زودی نوبت شما هم خواهد رسید.

 

نکته ششم: امتحانات الهی

قبل از اینکه خداوند بخواهد در هنگام فراوانی به شما اعتماد کند باید به او ثابت کنید که در هنگام کمبود هم به او ایمان دارید.

جایی که الان هستید را دست کم نگیرید. اگر شما قدر ماشین قدیمی تان را ندانید چرا خداوند باید شما را لایق بداند و ماشین جدیدی به شما بدهد؟

اگر شما از خانه فعلی تان شکایت کنید چرا خداوند باید شما را لایق بداند و خانه جدید بهتری به شما بدهد؟

اگر شما شکرگزار شغلی که هم اکنون دارید نیستید چرا خداوند باید شغلی بهتر را نصیب شما بکند؟

این امتحانات ساده را با موفقیت به پایان برسانید.

 

نکته هفتم: پول و ثروت

خدا تا زمانی که پول صاحب شما نباشد هیچ مشکلی با پولدار بودن شما ندارد.

پول نباید هدف نهایی ما باشد بلکه رسیدن به سرنوشت مان باید هدف مان باشد. پول فقط یک ابزار ساده است.

✔ پول می تواند فرزندان شما را به دانشگاه بفرستد.

✔ پول می تواند به شما کمک کند تا به رؤیاهایتان دست یابید.

✔ پول می تواند مرکز کامپک را دوباره بازسازی کند.

✔ پول می تواند یک پرورشگاه بسازد.

داشتن پول هیچ مشکلی ندارد، داشتن عشق به پول مشکل دارد.

اگر شما پول را به عنوان یک هدف برای خود انتخاب کنید و فقط روی خودتان تمرکز کنید و ثروت تان را به دیگران نمایش دهید، زندگی شما خیلی خوشایند نخواهد بود.

چیزهایی هم وجود دارد که با پول نمی شود خرید.

✔ با پول نمی توان «صلح و آرامش» را خرید.

✔ با پول نمی توان یک «رابطه خوب» را خرید.

✔ با پول نمی توان «سلامتی» را خرید.

 

سریال جول اوستین - قسمت نهم

 

من افراد ثروتمند بسیاری را می شناسم که خیلی اوضاع خوبی ندارند. پول نباید هدف ما باشد، اما واقعیت این است که برای رسیدن به رؤیاهایمان به پول نیاز داریم.

به روح معنوی تان اجازه ندهید تا شما را قانع کند که قرار نیست چیزی داشته باشید.

درگیری های بی وقفه با مشکلات، غرق شدن در بدهی ها و عدم توانایی در پرداخت صورت حساب هایتان، چیزهایی نیستند که خداوند برای شما می خواهد.

جول به نظر خوب می باشد، اما نمی دانم چگونه این اتفاق می تواند برای من هم بیفتد، به نظر خیلی دور از دسترس می باشد.

می توانم به شما بگویم که ما سزاوار فراوانی های بیش از حد خدا هستیم و همچنین سزاوار نعمت هایی از خداوند هستیم که فراتر از حد تصورمان هست.

به همین دلیل است که او شما را مجبور کرده است تا این چیزها را بشنوید. او می خواهد که شما آن ذهنیت کمبود خود را فراموش کنید و ذهنیت فراوانی را برای خود ایجاد کنید.

 

نکته هشتم: منظور از قرار دادن خدا در اولویت زندگی چیست؟

این کار را وقتی بچه بودم یاد گرفتم که خدا را همیشه در اولویت زندگی ام قرار دهم.

تا با هدف هایم در زندگی او را خشنود کنم. تا همیشه گرسنه و تشنه درستکاری باشم.

این یعنی تلاش برای انجام کار درست، یعنی با احترام با مردم برخورد کردن و یعنی شخصیتی عالی و کامل داشتن.

وقتی شما او را در اولویت زندگی خود قرار دهید، خدا احترام، ثروت و عمر طولانی مدت نصیب شما می کند. برای این کار یکی از راه ها این است که:

ده درصد از درآمد خود را در راه خدا خرج کنید.

وقتی این کار را انجام دهیم کتاب مقدس می گوید:

«خداوند پنجره های بهشت را باز می کند و نعمت هایش را بر سر شما می ریزد».

خب حالا وظیفه خود را انجام دهید و خدا را در اولویت زندگی خود قرار دهید.

حد و حدودی برای وجود او در زندگی تان قائل نشوید و باور فراوانی را در خود به وجود آورید.

اگر این کارها را انجام دهید من باور دارم و اعلام می کنم که:

فراوانی از راه هایی که حتی تا الان تصورش را هم نکرده اید، وارد زندگی تان می شود.

خداوند درهایی را برای شما باز می کند که شما هیچوقت فکرش را هم نمی کردید که روزی به رویتان باز شود و چون برای او ارزش قائل بودید، خودتان هم صاحب احترام، ثروت و زندگی طولانی همراه با فراوانی، برکات و الطاف الهی خواهید شد.

 

نکته نهم: اجازه ندهید دیگران احساس خوب شما را بدزدند

در کتاب مقدس آمده است که الیاس در حال سفر از اسرائیل به شهری دیگر بود. در بین راه گروهی از جوانان سر راه او سبز شدند و او را به خاطر کچل بودنش دست می انداختند.

کتاب مقدس می گوید آنها با حالت تمسخر او را دست می انداختند و حرف های زشتی به او می زدند.

مطمئنا نمی دانستید که این موضوع در کتاب مقدس آمده است، می دانستید؟!

شما هم متوجه شده اید که الیاس از آنها دلخور شده بود. او می توانست ناراحت شود و بگوید الان درست تان می کنم، به شما نشان می دهم که من کی هستم!

اما در عوض او آرامش خود را حفظ کرد. او این قانون را یاد گرفته بود:

آنها نمی توانستند احساس خوب او را بدزدند.

آنها می خواستند او را طعمه قرار دهند و تلاش می کردند که حواس او را پرت کنند اما او همچنان متمرکز باقی مانده بود و کاری که خداوند از او خواست انجام بدهد را ادامه داد.

وقتی که مردان جوان همچنان در حال تمسخر او بودند، دو خرس بزرگ از بین بوته ها بیرون آمدند و آنها را تیکه پاره کردند.

این داستان ۲ چیز به من یاد می دهد:

درس اول: هیچوقت افراد کچل را مسخره نکن!

درس دوم: تو مجبور نیستی که مردم را به راه درست هدایت کنید، خداوند از تو حمایت خواهد کرد. خداوند می داند که چگونه به مخالفان شما رسیدگی کند.

او می بیند که آنها چه می کنند. او بی احترامی های آنها را می شنود.

اگر همواره در صلح باقی بمانید خداوند مشکلات شما را حل می کند و وقتی خدا این کار را انجام می دهد، می توانم به شما تضمین بدهم که خیلی بهتر از این است که خودتان این کار را انجام بدهید.

اما احساسات شما می خواهند که به افراد واکنش نشان دهید. احساسات به ما می گویند که برو جلو و کاری که کرد رو جبران کن!

اگر اجازه دهید احساسات تان بر شما غالب شود آنوقت در نهایت ناراحت می شوید و در نتیجه احساس خوب خود را از دست می دهید.

دفعه بعد که کسی شما را در ترافیک اذیت کرد، از خود بپرسید که آیا ارزشش را دارد که احساس خوب خود را به خاطر آنها از دست بدهید؟

اگر کسی که تا به حال حتی او را ندیده اید، در تلفن با شما بد صحبت کرد، آیا واقعاً حاضرید احساس خوب خود را به خاطر او از دست بدهید؟

یا چیزهای دیگر مثل تأخیرهای ناگهانی، پیش نرفتن کارهای طبق برنامه تان یا یک نظر منفی از طرف دیگران، آیا اجازه می دهید روزتان را تلخ کنند؟

دلیل اینکه بعضی از افراد خوشحال نیستند، این است که آنها به صورت مداوم در حال از دست دادن شادی شان به خاطر دیگران هستند.

یک بار در یک پارکینگ شلوغ در حال پیدا کردن جای پارک بودم. مردی داشت سبد خریدش را در داخل ماشینش می گذاشت، این کار چند دقیقه طول کشید.

من فلاشر ماشینم را روشن کردم و صبورانه منتظر او بودم.

همین که او از پارک بیرون آمد، یک ماشین دیگر از سمت مخالف آمد و دقیقاً جلوی من ایستاد. در حالی که مطمئنم می توانستند ببینند که من منتظر خالی شدن آن جای پارک بودم.

اولین کاری که به ذهنم رسید انجام دهم این بود که دستم را روی بوق بگذارم و به او بد و بیراه بگویم. بعد فهمیدم که او خیلی گنده تر از من است!

با خودم فکر کردم که اشکالی ندارد من جای پارکم را به تو می دهم اما احساس خوب خودم را به تو نمی دهم.

من قطعاً راضی نبودم و غیرمنصفانه بود، اما من یاد گرفتم که:

به اتفاقاتی که کنترل آنها در دست من نیستند، اجازه ندهم که روزم را خراب کنند.

 

جملات جول اوستین

 

من تصمیم خودم را گرفتم، می خواهم امروز شاد باشم، می خواهم از زندگی ام لذت ببرم.

شما نمی توانید کارهایی که مردم انجام می دهند را کنترل کنید، شما نمی توانید چیزهایی که آنها می گویند را کنترل کنید، اما می توانید واکنش خودتان نسبت به آنها را کنترل کنید.

چیزی که می خواهم بگویم خیلی ساده است:

دیگر به خودتان اجازه ندهید که احساس خوبتان را از دست بدهید. دیگر اجازه ندهید که افراد دیگر شما را ناراحت کنند.

دیگر اجازه ندهید که ترافیک، تأخیرهای ناگهانی و کارهایی که طبق برنامه تان پیش نرفته اند، شما را ناامید کنند.

شما نمی توانید این چیزها را از خود دور کنید. همکارتان در اداره اعصاب شما را خراب می کند، قصد ندارم منفی باشم اما ممکن است آنها هیچوقت تغییر نکنند، شاید آنها تا ۲۰ سال آینده به همین روش ادامه بدهند.

چالش من برای شما این است که حاضر نشوید که تا ۲۰ سال آینده احساس خوبتان را به خاطر آنها از دست بدهید.

آنها ممکن است تغییر نکنند اما شما می توانید تغییر کنید.

زندگی خیلی کوتاه تر از آن است که ناامید شویم و یا به خاطر چیزهایی که کنترلی بر روی آنها نداریم، ناراحت باشیم.

✔ دیگران حق دارند که نظر خودشان را بدهند و شما هم این حق را دارید که آنها را نادیده بگیرید.

✔ دیگران حق دارند که گستاخ باشند و شما هم این حق را دارید که شاد بمانید.

دیگر اجازه ندهید که نظرات منفی آنها شما را ناراحت کند. چون شما فردی متفاوت هستید آنها پشت سر شما حرف می زنند.

هیچکس در مورد افرادی که کاری انجام نمی دهند، صحبت نمی کند. آنها چون می بینند که جایگاه شما خیلی بالاتر از آنهاست، پشت سر شما حرف می زنند.

آنها می توانند ببینند که چیز خاصی در وجود شما هست، چون شما فرد مورد علاقه خداوند هستید، مورد لطف او قرار دارید، با استعداد هستید و از طرف خداوند انتخاب شده اید.

 

نکته دهم: مراقب عوامل حواس پرتی اطرافتان باشید

همه حرف هایی که بر علیه شما زده می شود، صرفا عامل حواس پرتی شما هستند.

برای این هستند که شما را عصبی کنند تا وارد بحث و جدلی شوید که هیچ ارزشی ندارد و ناگهان به خودتان می آیید و می بینید که مشغول کاری هستید که نباید انجام دهید.

یک لطفی به خودتان بکنید و هیچ توجهی به آنها نشان ندهید.

به خاطر افرادی که علیه شما هستند، نظرات منفی نسبت به شما می دهند، شما را ناچیز می شمرند و شما را پایین می کشانند، خودتان را ناراحت نکنید.

چیزی که آنها می گویند سرنوشت شما را مشخص نمی کند. آنها فقط حواس پرتی های موقتی هستند. فقط سر و صداهای اضافی هستند. پس وقت تان را با توجه به آنها هدر ندهید.

ببینید اصلاً مهم نیست شما چه کار می کنید، هر کاری بکنید باز هم عده ای از شما خوششان نمی آید.

حتی اگر هر کاری که آنها می خواهند انجام دهید، باز هم آنها یک دلیلی پیدا می کنند تا شما را رد کنند.

شما باید با افرادی که بر علیه شما هستند، در صلح باقی بمانید. شما برای رسیدن به خواسته هایتان نیازی به تأیید آنها ندارید.

 

حرف های جول اوستین

 

اگر از دیدن این قسمت لذت بردید، آدرس زیر را برای دوستان خود ارسال کنید:

negareshenik.ir/tenpoint10

 

۰
برچسب ها :
نویسنده مطلب نگرش نیک
من سید محمد باقرپور هستم، قصد دارم خلاصه ای از مطالب آموزشی و مفیدی که یاد می گیرم را با شما در این سایت به اشتراک بگذارم. خیلی خوشحالم که این فرصت در این وبسایت برای من فراهم شده است.

بدون دیدگاه

Do NOT follow this link or you will be banned from the site!