مرجع مطالب جول اوستین
0

برای مشاهده لیست وارد شوید...

مشاهده محصولات فروشگاه
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

مقاله چگونه با انتقادها برخورد کنیم؟

نگرش نیک 826 بازدید

در این مقاله یاد می گیریم که چگونه با انتقاد برخورد کنیم و

چه واکنشی در برابر افراد منتقدکننده نشان دهیم.

 

چرا از ما انتقاد می کنند؟

ترا با خشم و اشک این جمله را گفت:

«باور نمی کنم این حرف ها را در مورد من به زبان آورده باشد. نمی خواهم با کسی که به او اعتماد ندارم کار کنم. او جلوی من یک طور حرف می زند و پشت سرم دقیقاً برعکس عمل می کند.»

بونی، دوست ترا تلاش کرد او را آرام کند:

«واقعاً منظوری نداشت. همیشه همین طور است. از همه ایراد می گیرد و با این کار در مورد خودش احساس بهتری پیدا می کند.»

از همه ما انتقاد شده است. گاهی عادلانه و بیشتر وقت ها ناعادلانه بوده است. این انتقادها باعث ایجاد تنش و استرس در افکار، احساسات و روابط ما شدند.

انتقاد سازنده می تواند مفید باشد. نظرات خردمندانه کسی که واقعاً خیرخواه توست می تواند راهگشای مسیرت باشد.

اما متأسفانه بیشتر منتقدان قصد ندارند شخصیت تو را بسازند و دقیقاً برعکس این را می خواهند. معمولاً خیر و برکتی در آن نیست و پر از تنش و نیش و کنایه های عمدی است.

در محیط کار یا بین آشنایان کسی از تو بدگویی کرده یا تو را برای مسئله ای مقصر دانسته است، معمولاً این افراد هیچ علاقه ای به کمک کردن به تو ندارند و فقط می خواهند تو را زمین بزنند.

بیشتر اوقات این رفتار به جای آنکه بازگوکننده شرایط کسی باشد که از او انتقاد می شود، بازتاب عقاید شخص انتقادکننده است.

 

چگونه با انتقاد برخورد کنیم

 

متوجه شدم که انتقادهای بیجا بیشتر از روی حسادت است و از روحیه رقابت نشأت می گیرد، زیرا تو آن چیزی را در اختیار داری که آرزوی دیگری است و به جای اینکه برای تو خوشحال باشد، اجازه می دهد حسادت در وجودش ریشه بدواند و با عیب جویی، ایرادگیری، انتقاد و نیش و کنایه تلاش می کند کاستی های خود را بپوشاند.

 

هرچقدر موفق تر، انتقادات بیشتر

هرقدر موفق تر شوی با انتقادات بیشتری رو به رو خواهی شد. وقتی در شرکت ترفیع می گیری اگر آدم های ایرادگیر از در و دیوار فرو ریختند، تعجب نکن.

با دوستانت تا وقتی که مجرد باشی خوب هستند و به محض اینکه ازدواج می کنی شروع به گفتن چنین جملاتی می کنند:

«باورم نمی شود با هم ازدواج کرده اند، اصولاً آدم بی شخصیتی است.»

متأسفانه همه اطرافیان شادی های تو را جشن نمی گیرند. وقتی با مرد رؤیاهایت ازدواج می کنی تمام دوستان مجردت از خوشحالی بالا و پایین نمی پرند!

وقتی در شرکت مقام می گیری همه همکارانت تو را ستایش نمی کنند و تو هم نباید از آنها چنین انتظاری داشته باشی و باید این موضوع را بپذیری.

 

چگونه با انتقاد برخورد کنیم

 

بیشتر بخوانید:

مقاله «شارژ حساب بانکی عاطفی»

 

واکنش در برابر انتقاد 

یک روش برای واکنش در برابر انتقاد این است که هرگز آن را به خودت نگیر، هرگز آن را شخصی نکن.

بسیاری از اوقات اصلا در مورد تو نیست حتی اگر مستقیم به تو ابراز شود. این آدم های ایرادگیر اگر در این لحظه شخصیت تو را تکه پاره نکنند، حتما در مورد کسی دیگر شکایت خواهند کرد.

می دانی منظورم چیست؟ یعنی اصلا فرقی ندارد در مورد چه کسی صحبت کنند، فقط باید خودشان را خالی کنند. پیشنهاد می کنم کلیپ کوتاه زیر که بخشی از سمینار جول اوستین هست را ببینید تا موضوع بیشتر برایتان جا بیفتد:

 

 

چطور با انتقاد برخورد کنیم؟

 

متن فیلم:

دوستی دارم به اسم دیوید پائول که کتابی به اسم «قانون ماشین زباله» نوشته است. یک روز با یک تاکسی در شهر نیویورک به سر قراری می رفت.

ناگهان ماشینی درست جلوی آنها توقف کرد و راننده تاکسی مجبور شد ترمز کند و به سختی از سمت چپ آن با فاصله خیلی کمی عبور کرد.

راننده آن ماشین سرش را از پنجره بیرون آورد و فریاد کشید. او خیلی عصبانی و ناراحت بود و مشتش را برای راننده تاکسی تکان می داد. جالب اینجا بود که مقصر خودش بود اما راننده تاکسی فقط لبخند زد، برای او دست تکان داد و به راهش ادامه داد و اصلاً وقتش را برای او تلف نکرد.

دیوید در صندلی عقب نشسته بود و خیلی تحت تأثیر قرار گرفت. او گفت آن راننده نزدیک بود با تو تصادف کند و جفتمان را راهی بیمارستان کند، باورم نمی شود که نسبت به رفتارش واکنش نشان ندادی، چطور توانستی خونسردی خودت را حفظ کنی؟

راننده تاکسی جواب هوشمندانه ای به او داد، او گفت:

«من متوجه شده ام که خیلی از افراد مثل ماشین حمل زباله هستند. آنها همیشه پُر از خشم ناامیدی و تلخ مزاجی هستند و وقتی ماشین شان پُر می شود، نیاز درند که آنها را خالی کنند و گاهی اوقات هم بر روی شما خالی می کنند.

اما تو نمی توانی قضیه را شخصی کنی، چون این موضوع به تو هیچ ارتباطی ندارد. فقط کافیست لبخند بزنی، برای آنها آرزوهای خوب بکنی و به راهت ادامه بدهی.

نکته کلیدی اینجاست که:

افراد موفق اجازه نمی دهند که ماشین های زباله روزشان را خراب کنند.

اگر کسی خواست آشغال هایش را روی شما خالی کند، ناراحت نشوید. اگر این اشتباه را بکنید بعد مجبورید که آشغال های آنها را با خود حمل کنید و در نهایت شما هم مثل آنها آشغال هایتان را روی شخص دیگری خالی می کنید.

شما باید ذهن خود را کنترل کنید. این روزها افراد زیادی می خواهند ناامیدی، بی احترامی، انتقادها و خشم شان را جایی خالی کنند. ما نمی توانیم جلوی آنها را بگیریم اما می توانیم کاری کنیم که روی ما تأثیری نگذارند.

ما خودمان به اندازه کافی مشکلاتی داریم که باید از پس آنها بربیاییم و نیازی به حمل بدخلقی ها، عصبانیت ها و فشارهای عصبی دیگران نداریم.

ذهن خود را مدیریت کنید و اجازه ندهید این حرف ها وارد ذهن شما شوند. سرنوشت شما خیلی عالی است.

زمان شما ارزشمندتر از آن است که بخواهید آن را با حمل زباله های دیگران بگذرانید. شما نمی توانید مانع آمدن آنها شوید اما می توانید مانع ورود آنها به ذهن تان شوید.

هرچه بیشتر از عمرم می گذرد بیشتر درک می کنم که هر روز من چقدر ارزشمند است.

ما قرار نیست همیشه در این دنیا باشیم. زندگی با غم و ناراحتی و ناامیدی کار آسانی است، اما اکثر چیزهایی که واقعاً باعث ناراحتی ما می شوند، در نگاهی وسیع تر اصلاً اهمیت ندارند.

مثلاً در ترافیک گیر کرده اید و یک ساعت طول می کشد به خانه برسید، در صورتیکه باید 30 دقیقه ای می رسیدید، آیا واقعاً ارزشش را دارد که احساس خوب خود را به خاطر آن از دست بدهید؟

شما زنده اید، سلامتید، خدا به شما زندگی داده تا نفس بکشید، به شما خانواده داده تا دوستش داشته باشید

 


 

تحسین به جای انتقاد

یکی از مهم ترین مسائلی که یاد گرفته ام جشن گرفتن شادی های دیگران است. اگر همکارت همان ترفیعی را گرفت که تو آرزو داشتی، احتمال حسادت وجود دارد، درست است؟

این فکر احتمالا به ذهنت خطور می کند که چرا برای من اتفاق نیفتاد؟ من سخت تلاش کردم و این عادلانه نیست!

با این حال به جای واکنش در برابر انتقاد دیگران بهتر است که شیوه درست را پیش بگیریم و برای موفقیت دیگران خوشحال باشیم، در زمان مناسب خداوند بهتر از این را برای ما رقم می زند.

متوجه شده ام اگر نتوانم از شادی دیگران به وجد بیایم نمی توانم به جایی که می خواهم برسم.

بارها پیش آمده است که خداوند پیشرفتی را برای ما در نظر دارد اما ابتدا ما را امتحان می کند. او می خواهد آمادگی ما را بسنجد.

برای این که بهتر متوجه شوید پیشنهاد می کنم فیلم زیر را که بخشی از سمینار جول اوستین است، ببینید:

 

 

چطور با انتقاد برخورد کنیم؟

 

متن فیلم:

یکی از دوستان من در هیوستون کلیسایی با چند صد نفر عضو داشت. او کارش را 15 سال پیش شروع کرد اما تعداد اعضای کلیسایش برای سال ها ثابت بود. به نظر می رسید که به انتهای ظرفیت خود رسیده اند و تمام توانشان همین است.

او کشیشی را در کالیفرنیا دید که یک کلیسای خیلی بزرگ داشت. آنقدر تحت تأثیر قرار گرفت که به آنجا پرواز کرد تا در مراسمش شرکت کند.

او در جایگاه نشست، به اطراف نگاه کرد و آنجا را با تمام وجودش احساس کرد. خیلی برایش الهام بخش بود، هرگز چنین مکانی به این بزرگی ندیده بود.

بعد از اتمام مراسم او می توانست کشیش را ملاقات کند. او مقداری پول را که کلیسایش برای کلیسای او جمع کرده بود، به عنوان هدیه به آن کشیش داد.

هر ماه او به کالیفرنیا پرواز می کرد تا در مراسم آنجا شرکت کند و مبلغی را هم به آنجا اهدا کند.

او در اینجا هیوستون دوستان کشیش زیادی داشت، در کلیسایش هم اعضای خوبی داشت و خانواده فوق العاده ای هم داشت. اما او فهمیده بود که برای رسیدن به سطوح بالاتر باید با افراد موفق تر از خودت در ارتباط باشی.

شما باید زمان، انرژی، منابع و احترام زیادی را روی افرادی که صاحب چیزهایی هستند که شما می خواهید، سرمایه گذاری کنید.

برای هر چیزی که احترام قائل باشید همان را جذب می کنید.

این مرد روی رؤیایی که بزرگتر از رؤیای خودش بود، سرمایه گذاری کرد. او می توانست به آن کشیش حسادت کند یا بترسد و بخواهد با او رقابت کند اما در عوض کاری که او انجام می داد را ستایش کرد، او را تشویق کرد.

خیلی طول نکشید که کلیسای خودش هم شروع به رشد کرد. تعداد اعضای کلیسایش از 300 نفر به 500 نفر رسید، از 500 نفر به 1000 نفر رسید و از 1000 نفر به چند هزار نفر رسید و الان کلیسای او حتی از آن کلیسا در کالیفرنیا هم بزرگتر شده است.

او از آن کشیش هم موفق تر شده است. باور ندارم که این اتفاق ها بدون کاشتن دانه توسط آن اهدایی ها به کلیسا روی می داد، منظورم فقط از نظر مالی نیست بلکه او دانه افتخار، احترام و تشویق برای آن کشیش هم کاشته بود.

او برای چیزی که آن مرد ساخته بود، ارزش و عزت زیادی قائل بود. وقتی ما افرادی را می بینیم که موفق تر و بااستعدادتر و خوشبخت تر از ما هستند، آسان است که به آنها حسادت کنیم، سعی کنیم با آنها رقابت کنیم، بخواهیم آنها را بی اعتبار کنیم، در مورد اشتباهات آنها صحبت کنیم و اینکه آنها اصلاً بااستعداد نبودند، فقط خوش شانس بودند.

 

بیشتر بخوانید:

مقاله «حداقل هایی برای پایدار کردن روابط با دیگران»

 

نکته اینجاست که اگر نمی توانی موفقیت دیگران را تحسین کنی، هیچوقت خودت هم نمی توانی به آن مرحله برسی، اگر حسادت کنی تلاش کنی عملکرد بهتری از آنها داشته باشی و احساس ترس کنی، در همانجا گیر می کنی.

این یک امتحان الهی است، خداوند این افراد موفق را سر راه ما قرار می دهید.

آیا آنقدر به شخصیت خودتان مطمئن هستید که بخواهید برای آنها ارزش قائل شوید، به آنها احترام بگذارید و تحسین شان کنید؟

یا اینکه غرورتان مانع ارتباط شما با آن افراد می شود؟

 


 

وقتی بهترین دوستت ازدواج می کند و تو هنوز مجرد هستی، آیا می توانی برای او خوشحال شوی؟

وقتی یکی از آشنایانت به خانه رؤیایی خود نقل مکان می کند و تو سال هاست که دعا می کنی تلاش می کنی خانه دار شوی و هنوز مستأجر یک آپارتمان شلوغ هستی، این یک امتحان است.

اگر حسود و ایرادگیر شوی رفتارت تو را دقیقاً همان جایی که هستی به بند خواهد کشید. این نکته را فراموش نکن.

 

چطور با انتقاد برخورد کنیم؟

 

با فرد انتقادکننده چطور برخورد کنیم؟

کسانی که پشت سر تو حرف می زنند، تو را قضاوت می کنند یا حتی اتهام نابجا می زنند، در ایام عهد عتیق به این افراد «سنگ انداز» نامیده می شدند!

وقتی دشمن به شهری حمله می کرد، اولین اقدم آنها سنگ باران دیوارهای حفاظتی بود. سپس چاه های شهر را از سنگ پُر می کردند.

مهاجمان می دانستند اگر بتوانند چاه ها را مسدود کنند و مانع جریان آب شوند سرانجام افراد محاصره شده بیرون می آیند. تشبیه را می بینی؟

چاهی پُر از خوبی ها، سرشار از نشاط، آرامش و پیروزی درون تو وجود دارد. اما اغلب به سنگ اندازها اجازه می دهیم چاه ما را مسدود کنند.

شاید کسی در مورد تو حرف هایی تحقیرآمیز می زند، اما به جای اینکه او را رها کنی ذهنت مشغول می شود و عصبانی و غمگین تر می شوی.

طولی نمی کشد که با خودت فکر می کنی «حتما تلافی می کنم، حسابشان را می رسم. بگذار من هم هرچه از آنها می دانم بگویم و آنها را بد کنم.»

اینکار اشتباهی است. تو باید رلال ماندن چاه را اولویت قرار بدهی. اگر کسی از تو انتقاد و تلاش می کند تا تو را بد جلوه بدهد، متوجه باش که در مسیرت سنگ می اندازد.

اگه مقابله به مثل کنی و به او اجازه دهی تو را عصبانی کند، به آن فرد کمک کرده ای به هدفش برسد.

یک بار دیگر باز هم چاه تو را پُر از سنگ کرده است و توانسته نشاط، آرامش و کامیابی تو را محدود کند و خوشبختی دیگر مثل جریان ندارد.

شیوه مقابله با سنگ اندازها این است که اهمیت ندهی و پیش بروی، به نتیجه چشم بدوز، روی هدفت متمرکز بمان و همان کاری را انجام بده که خدا می خواهد. نیازی نیست خودت را تا حد آنها پایین بیاوری و پشت سرشان بدگویی کنی.

 

چگونه با انتقاد برخورد کنیم

 

گاهی وقت ها هنگام ترک محل کار باید همه چیز را فراموش کنی. مردم غیبت می کنند، سیاست های خاصی را در پیش می گیرند، تلاش می کنند تا تو را عقب بیاندازند.

رها کن و آن بار سنگین و بی ارزش را تا منزل حمل نکن. رهایش کن و حتی بعضی وقت ها پس از ترک منزل اقوام نیز باید همین حرف را بزنی که «این مسأله را رها می کنم و نمی خواهم از زهر آن بنوشم.»

وقتی کسی از تو انتقاد می کند یا برخورد مناسبی ندارد، باید چنین رفتاری پیش بگیری:

«من بهتر از این حرف ها هستم، اجازه نمی هم سنگ های آنان چاهم را پُر کنند. اجازه نمی دهم روح حسود آنان زندگی ام را زهرآلود کند. می خواهم سرشار از نشاط باقی بمانم.»

 

بیشتر بخوانید:

مقاله «بهبود روابط با همسر»

 

آتش را با آتش پاسخ ندهید

برای اینکه یاد بگیریم چگونه با انتقاد برخورد کنیم به این نکته خیلی دقت کنید:

بسیاری از مردم اجازه می دهند کلمات منفی دیگران و طرزفکر آنها زندگی شان را به نابودی بکشاند. چرا؟

چون طرزفکرشان در این 3 کلمه است:

من تلافی می کنم…!

دوستان جواب آتش را با آتش نباید بدهید، وگرنه هیچوقت برنده نخواهید بود،

بهترین راه بی اعتنایی است، اگر بخواهی جواب آنها را بدهی و تلافی کنی، تا آخر عمرت باید برای دیگران زندگی کنی و در مبارزه با آنها پیروز شوی و دیگر وقتی برای زندگی کردن و لذت بردن از زندگی نخواهی داشت.

حتی نباید 5 ثانیه از انرژی عاطفی ات را هدر بدهی و به این فکر کنی که چرا فلان فرد فلان حرف را زد و دقیقاً چه منظوری داشت.

تو هر روز مقدار مشخصی انرژی داری. پس به سرعت حواس پرتی ها را کنار بزن تا بتوانی به شیوه مثبت از نیروی خود بهره ببری.

در غیر این صورت اگر به خودت اجازه بدهی که در حواس پرتی ها غوطه ور شوی، وقتی به محل کار برسی نمی توانی شش دانگ حواست را جمع کنی.

به خانه بر می گردی و نمی خواهی با خانواده ات روبرو شوی، زیرا از لحاظ عاطفی انرژی نداری، حواست پرت شده و تمام انرژی خود را صرف موضوعی بی اهمیت کرده ای.

 

نیش مار

در بخش امثال متون مقدس آمده است:

زبان فردی که عیب جو باشد و غیبت کند، مانند نیش مار است.

اگر اجازه بدهی شاید حرف های دیگران زندگی ات را زهرآلود کند. هرچه بیشتر به آن فکر کنی، سم بیشتری در بدنت پراکنده می شود.

اگر کسی بخواهد حرفی را که دیگران پشت سر من و خانواده ام زده اند، برایم بازگو کنند، به سرعت کلام او را قطع می کنم. واقعاً نمی خواهم بشنوم. نمی خواهم آن سم وارد بدنم شود.

پس اگر کسی به تو چیزی گفت لطفا به محض رسیدن به خانه با هفت نفر از دوستانت تماس نگیر و آنها را در جریان نگذار که نظرشان چیست، فقط رها کن.

به یاد داشته باشد، بیشتر وقت ها مسأله واقعا در مورد تو نیست. مشکل اینجاست که آنها با آن روح حسود و ایرادگیر درونشان سر و کله می زنند.

 

چگونه با انتقاد برخورد کنیم

 

مأمور مبارزه با بدگویی نباشید 

این را بدان که نمی توانی دیگران را از عیب جویی بازداری. اگر تلاش کنی نقش مأمور مبارزه با بدگویی را بازی کنی و امیدواری که هیچکس هیچ حرف نامربوطی در مورد تو نزند، زندگی ات را به افسردگی می کشانی

از دیگران شنیده ام:

«خب جول اوستین برای این کار زیادی کوچک است.» یا «جول اوستین حرف های بزرگتر از دهنش می زند.»

اگر من الان بخواهم نظر تمام افراد انتقادکننده را عوض کنم که نمی شود. باور دارم یکی از دلایلی که خدا من را موفق کرد این است که خودم را همانطور که هستم قبول دارم و اجازه نمی دهم دیگران من را از سرنوشت مدنظر خدا دور کنند.

 

نکته آخر

یک نکته کلیدی دیگر این است که اجازه ندهی انتقادها تو را عوض کنند.

یکی از دوستان دوران دبیرستان من آدمی محبوب، شلوغ و پر جنب و جوش بود. اما به شیوه ای نامتعارف بلند می خندید.

یک روز گروهی از دوستان ما دورتادور مدرسه راه افتادند و شیوه خندیدن او را تقلید کردند. آنها قصد نداشتند آسیبی به او بزنند یا مسخره اش کنند، فقط شیطنت می کردند و می خواستند خوش بگذرانند.

متوجه شدم دوستم از آن به بعد تغییر کرد. خنده را کنار گذاشت و آرام و گوشه گیر شد. او آدم اجتماعی و اهل معاشرت بود.

اما از آن موقع به بعد کم کم اعتماد به نفس خود را از دست داد، به خودش اطمینان نداشت و همیشه مراقب بود دست از پا خطا نکند.

دوستان، وقتی انتقادهای دیگران را با خودمان می گیریم، چنین فرجامی عایدمان می شود.

 

بیشتر بخوانید:

مقاله «زندگی نامه جول اوستین – جول اوستین کیست؟»

 

دوستان عزیزم، این مقاله را چندین بار بخوانید و نظر ارزشمند خودتان را در انتهای این صفحه با ما به اشتراک بگذارید، سپاسگزارم.

 

منبع اصلی: کتاب «نسخه بهتر خودت»

 

اگر این مقاله برایتان مفید بود، لینک زیر را برای دوستان خود ارسال کنید:

negareshenik.ir/criticism

 

نگرش نیک

من سید محمد باقرپور هستم، قصد دارم خلاصه ای از مطالب آموزشی و مفیدی که یاد می گیرم را با شما در این سایت به اشتراک بگذارم. خیلی خوشحالم که این فرصت در این وبسایت برای من فراهم شده است.

دریافت مطالب جدید روزانه در پیج اینستاگرام نگرش نیک می خواهم عضو شوم

نظر شما برای ما خیلی مهم است و تک به تک نظرات شما خوانده و بررسی خواهد شد.

نظرات کاربران

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

    لینک کوتاه :
    × سوالی دارید؟