خلاصه کتاب بزرگترین راز اثر راندا برن

بفرست برای دوستت
مشخصات کتاب

فهرست مطالب

با خواندن خلاصه کتاب بزرگترین راز اثر راندا برن (نویسنده کتاب راز) متوجه می شوید که رازی در زندگی وجود دارد که برای همه انسان ها قابل مشاهده است، اما این راز برای اکثر مردم پنهان شده است، بطوری که زندگی آنها عاری از هرگونه افکار، احساسات و باورهای منفی است.

 

خلاصه کتاب بزرگترین راز + نکات کلیدی

در این خلاصه شما یاد خواهید گرفت که:

  • چرا بدن و ذهن شما نشان دهنده واقعیت شما نیست.
  • چگونه احساسات منفی را برای همیشه پاک کنیم.
  • یکسری موضوعات را فقط حکیمان می دانند اما برای دانشمندان پنهان است.

 

خود واقعی شما یک شخصیت مجزا نیست

خلاصه کتاب بزرگترین راز راندا برن | نگرش نیک

بیایید دانش در این زمینه را با یک سوال ساده شروع کنیم: شما چه کسی هستید؟

خب، ممکن است شما فکر کنید پاسخ به این سوال آسان است. شما فردی متشکل از اسم، سن، قومیت، حرفه و مجموعه خاصی از خاطرات هستید. اما اگر هویت شما یک توهم همراه با درد و رنج زندگی باشد، چه اتفاقی رخ می دهد؟

ممکن است این عذاب را احساس نکنید. اما قطعا گاهی اوقات ناراحت، مضطرب و دچار استرس می شوید. راندا برن نویسنده کتاب بزرگترین راز می گوید “اگر شما هر گونه احساس منفی را تجربه کنید، قطعا دچار رنج می شوید”. اما لازم نیست این دردها را تجربه کنید، در واقع شما می توانید یک زندگی همراه با شادی داشته باشید و این زمانی رخ می دهد که شما واقعیت خود را پیدا کنید.

در حال حاضر، شما فکر می کنید که شخصیت شما متشکل از بدن و ذهن است. اما این احساسات در واقع توهماتی هستند که حقیقت را پنهان می کنند.

بیایید با بدن شروع کنیم. بدن شما مانند یک ماشین است و می توانید به وسیله آن از مکانی به مکان دیگر حرکت کنید. در واقع بدن مانند یک وسیله نقلیه، حامل شما است.

حالا برویم سراغ ذهن؛ ذهن شما نیز خودِ واقعی شما را تعریف نمی کند، اگرچه اغلب اینطور  به نظر می رسد. شما صدایی در سر دارید که مثل شما حرف می زند، همه چیز را می داند و با استفاده از کلمه “من” به شما اشاره می کند. اما آن صدا متعلق به ذهن شما است و شخصیت واقعی شما را تعریف نمی کند. اگر هیچ فکری وجود نداشته باشد، ذهنی هم وجود ندارد. اما باید بدانید که شما نه فکر هستید و نه احساسات و این دو، مجموعه ای از ویژگی های شخصیتی شما را شکل نمی دهند.

شخصیت شما به طور مداوم در طول زندگی تغییر می کند. بنابراین اگر صداها و افکار درون ذهن، سازنده شخصیت شما بود، با هر بار که شخصیت شما تغییر می کرد، شما نیز ناپدید می شدید.

واقعیت شما متشکل از جسم و ذهن نیست. اما چه چیزی شخصیت شما را شکل می دهد؟ این بزرگترین راز است و پاسخ آن را در ادامه این خلاصه کتاب نگرش نیک خواهید فهمید.

 

شخصیت واقعی شما متشکل از خودآگاهی است

در اینجا یک سوال دیگر وجود دارد که شما را به فکر وادار می کند: آیا شما فرد آگاهی هستید؟

تنها یک پاسخ برای این سوال می تواند وجود داشته باشد. قطعا شما فرد آگاهی هستید، در غیر اینصورت از خودتان سوالات آگاهانه نمی پرسیدید! شما همیشه از آگاهی برخوردار بوده اید و این موضوع تنها چیزی است که از دوران کودکی تا این لحظه در شما ثابت بوده است. این در حالیست که بدن شما، شخصیت شما، احساسات و عواطف شما تغییر می کند و تجربیات جدیدی را شکل می دهد اما آگاهی شما ثابت می ماند و این بزرگترین راز است. شخصیت واقعی شما متشکل از خود آگاهی می باشد.

شمای واقعی کسی است که از تمام تجربیات شما آگاه است. برای درک ماهیت واقعی خود، یک آزمایش بسیار سریع را امتحان کنید. تصور کنید که بدن ندارید. سپس تصور کنید که بدون ذهن، نام، فکر، باور و خاطرات زندگی می کنید. حال چه چیزی برای شما باقی مانده است؟ پاسخ این سوال فقط آگاهی است.

نام هایی مثل آگاهی، وجود نامتناهی و واقعیت طبیعی فقط راه های متفاوتی برای صحبت کردن در مورد یک چیز هستند. بنابراین آگاهی، درونی ترین قسمت شما، عشق خالص و آرامش بی نهایت است و در واقع بخشی است که همیشه و حتی با بالا رفتن سن یا تغییر خلق و خو آن را احساس می کنید.

شخصیت شما تنها متشکل از یک نوع آگاهی است، اما ذهن و بدن شما مانند یک آگاهی موضعی عمل می کنند.

ایمان داشته باشید که گستره وسیع و بی شکل آگاهی در درون شما و در اطراف شما بصورت جاودانه وجود دارد. آگاهی قبل از بدن یا ذهن، درون شما وجود داشته است و تا به امروز پایدار می باشد.

احتمالاً شما از مرگ می ترسید، زیرا اعتقادات شما نسبت به آن اشتباه است. وقتی بدن شما بمیرد، شما نیز همراه با آن خواهید مرد. اما این جمله به تنهایی درست نیست. زیرا بعد از مرگ شما، همه چیزهای مادی می میرند، اما خود واقعی شما، یعنی آگاهی، ابدی است.

دستیابی به قدرتِ آگاهی مستلزم رشد جسمی و ذهنی شما نیست. در واقع، شما نمی توانید به آگاهی تبدیل شوید، زیرا آگاهی در حال حاضر درون شما وجود دارد. در عوض، شما باید با دانش و آگاهی زندگی کنید، وقتی این کار را انجام دادید، ذهن، افکار و همه چیزهای منفی در پس زمینه محو می شوند. بنابراین شما رنج طولانی را تجربه نمی کنید، بلکه سعادت ناب خوشبختی متعلق به شما خواهد شد. حتما ادامه خلاصه کتاب بزرگترین راز را در نگرش نیک بخوانید و تمرین آگاهی را انجام دهید.

  تکنیک های تقویت حافظه

 

از تمرین آگاهی سه مرحله ای برای آگاه ماندن استفاده کنید

برای آگاه ماندن، نویسنده از تمرین آگاهی سه مرحله ای استفاده می کند. اولین قدم این است که از خود بپرسید آیا من فرد آگاهی هستم؟ برای پاسخ به این سوال از ذهن خود استفاده نکنید، بلکه فقط حضور آگاهی را در درون خود احساس کنید. اگر ذهن شما سعی می کند به پاسخ یا فکر در مورد این سوال نفوذ کند، فقط سوال را دوباره از خودتان بپرسید. ناامید نشوید، بلکه فقط آرامش و شادی همراه با آن را احساس کنید.

با گذشت زمان، ذهن شما آرام ‌تر می ‌شود. هنگامی که این اتفاق می افتد، شما برای مرحله دوم یعنی توجه به آگاهی آماده خواهید بود. بعد از اینکه ذهن شما شروع به ساکت شدن کرد، به طور خودکار و بدون نیاز به این که از خود بپرسید آیا آگاه هستید یا خیر، متوجه آگاهی بیشتر خواهید شد. سعی کنید هر چند بار در طول روز روی احساس آگاهی تمرکز کنید. انجام این کار باید احساس آرامش عمیقی را در شما ایجاد کند.

مرحله سوم و آخر تمرین، آگاه ماندن است. برای انجام این، شما باید روش خود را برای متمرکز ماندن اصلاح کنید. این کار کمک می کند تا ذهن شما مانند یک لنز زوم در نظر گرفته شود.

این روش به طور معمول، توجه شما را بر روی نکات ظریف و خاص متمرکز می کند، گویی که شما از آنها در فاصله نزدیک عکس برداری می کنید. اما برای عکس گرفتن از یک فضای باز، باید تا آنجا که ممکن است بزرگنمایی کنید. به همین ترتیب، شما باید توجه خود را باز و گسترده نگه دارید تا بعنوان یک فرد آگاه باقی بمانید.

همین الان این روش را امتحان کنید. به اطراف نگاه کنید و در جست و جوی چیزی برای تمرکز باشید. تمام توجه خود را روی آن چیز خاص بگذارید. سپس به سراغ بزرگنمایی بروید. توجه کردن را تا جایی پیش ببرید که از محیط اطراف خود استفاده کنید. شما باید بلافاصله احساس تسکین و آرامش کنید.

با این روش به منظور آگاه ماندن، ذهن شما ساکت تر، کارهای دشوار آسان تر و بی دردسرتر می شود. شما احساس آرامش بیشتری دارید و در مقابله با طوفان های منفی بسیار بهتر می توانید هیجانات خود را کنترل کنید. در نتیجه هیچ چیز نمی تواند آگاهی را مختل کند. با این حال، در حال حاضر احتمالاً ذهن شما همچنان مشغول اجرای تکنیک بالا است و این به دلیل قدرت افکار منفی‌ شما است.

 

افکار و احساسات منفی بر زندگی ما مسلط هستند

جملاتی از کتاب بزرگترین راز راندا برن

آیا می دانستید که یک برنامه کامپیوتری در داخل سر خود دارید؟

بله، درست است. این برنامه کامپیوتری ذهن شما است که بر زندگی شما حاکم می باشد.

هر چیزی را که شما می بینید، ذهن آگاه و متفکر، آن را می پذیرد. در نهایت تمام این مواد در ناخودآگاه شما ذخیره می شوند و بر تجربیات شما تاثیر می گذارد.

ناخودآگاه شما محل بازیافت است و یافته ها را به باورهایی درست یا نادرست تبدیل می کند. سپس باورها به افکار تبدیل می شوند. اغلب اوقات، این افکار محدود کننده هستند مانند زمانی که با خودتان تکرار می کنید من پول کافی ندارم یا آن شخص من را تایید نمی کند.

اکثر مردم فکر می کنند که موقعیت های منفی در جایی “آن بیرون” در جهان وجود دارد. اما در واقع همه چیز منفی از افکار شما در مورد آن موقعیت ها ناشی می شود.

شکسپیر نوشته است:

هیچ چیز خوب یا بدی وجود ندارد، فقط افکار ما آنها را بوجود می آورد.

این فرآیند، یک چرخه معیوب است. اگر در مورد هر چیزی احساس منفی داشته باشید، آن موضوع به یک فکر منفی تبدیل می شود. افکار منفی شما باعث می شوند که شما حتی احساسات منفی بیشتری داشته باشید. با این روش تمام زندگی شما به زودی در پرده ای از غم و اندوه قرار می گیرد و شما را نسبت به واقعیت کور می کند. به طور کلی شما تنها منفی ها را جذب خواهید کرد.

  خلاصه کتاب فراتر از نظم اثر جردن پیترسون

اگر اجازه دهید ذهنتان کمبود پول، زمان یا عشق را برای شما تکرار کند، آنگاه آن کمبودها به سراغ شما می آیند. متاسفانه شما از زمان کودکی، یاد گرفتید که چگونه احساسات خود را به جای ابراز سرکوب کنید. در نتیجه در بزرگسالی، تمام انرژی های منفی را که درون ضمیر ناخودآگاه شما وجود دارد جذب می کنید و این موضوع سلامتی شما را به خطر می اندازد.

اگر در حال حاضر احساس خوشبختی نمی کنید، به این دلیل است که احساسات منفی، از تجربه شادی که طبیعت واقعی شما است جلوگیری می کند. خوشبختانه، شما می توانید با استفاده از قدرت آگاهی برای همیشه از شر افکار منفی رهایی پیدا کنید.

ویدیوی پایین را در مورد قدرت ذهن آگاهی ببینید:

 

 

از احساسات منفی خود استقبال کنید اما خود را با آنها یکی نکنید

در ادامه خلاصه کتاب بزرگترین راز آمده است که وقتی احساس خوبی دارید، به نظر می رسد که در بالای دنیا هستید. انرژی شما بی حد و حصر است و به طور معجزه آسایی آرام هستید. این حس خوب، طبیعت واقعی شماست، زیرا مثبت بودن و طبیعت واقعی شما از آگاهی جاری می شود.

از سوی دیگر، احساسات منفی، ناشی از مقاومت در برابر یک موقعیت یا رویداد است، که منجر به واکنش منفی شما می شود. مثل زمانی که می گویید “نه! من این را نمی ‌خواهم!» در این موقعیت، تنش و مقاومت در بدن و ذهن شما ایجاد می شود. در نتیجه احساسات منفی برای مدت طولانی تری در شما باقی می مانند. احساسات مثبت بدون دردسر هستند، در حالی که احساسات منفی به مقدار زیادی انرژی برای خوب بودن نیاز دارند.

دفعه بعد که احساس منفی را تجربه کردید، باید از آن آگاه باشید و در مقابل آن مقاومت نکنید. وقتی از مقاومت دست بردارید متوجه خواهید شد که احساسات منفی شما به سادگی از بین می روند و ناپدید می شوند.

شما همچنین می توانید تمرین قدرتمند خوشامدگویی را برای خلاص شدن از شر احساسات منفی گذشته و حال امتحان کنید. برای انجام اینکار، فقط روی احساسات منفی تمرکز کنید! شما حتی می توانید از نظر فیزیکی بازوهای خود را به طرفین باز کنید، انگار قرار است یکی از عزیزانتان را در آغوش بگیرید. در نتیجه احساس خواهید کرد که قلب شما شروع به باز شدن می کند و تنش در بدن شما شروع به ذوب شدن می کند.

راندا برن، زمانی از استقبال برای غلبه بر احساسات دردناک منفی خود که مربوط به دوران کودکی او بود استفاده کرد و به طرز شگفت انگیزی آنها را فراموش کرد. بنابراین او توانست با رهاسازی انرژی منفی مرتبط با حافظه، افکار منفی را از بین ببرد و از احساسات منفی مراقبت کند.

شما نیز می توانید به سادگی با آگاهی از افکار منفی خود از شر آنها خلاص شوید. این روش باعث می شود که شما به طور خودکار به آنها اعتقاد نداشته باشید و افکار خود را با دقت مشاهده کنید. در نتیجه شما متوجه می شوید که آنها واقعیت شما را شکل نمی دهند. شما پذیرش یا عدم پذیرش هر فکری را خودتان انتخاب می کنید. فقط از طریق همین یک تمرین ساده، ذهن شما به افکار مثبت در زندگی خوشامد می گوید.

 

از آگاهی استفاده کنید تا از شر باورهای محدودکننده خلاص شوید

باورها بسیار شبیه به افکار ما هستند. در واقع، باورها افکاری هستند که بخش زیادی از ذهن شما را تشکیل می دهند، تا حدی که آنها را بعنوان واقعیت در نظر می گیرید.

به این جمله فکر کنید: “تنها راه کسب درآمد بیشتر کار کردن در ساعت های طولانی تر است”. اولین بار شما این جمله را از شخص دیگری می شنوید، سپس آن را با خودتان تکرار می کنید. خیلی زود، شما این جمله را به عنوان واقعیت می پذیرید و سپس شما شروع به دیدن شواهد در مورد آن می کنید. اما این باور از نظر عینی درست نیست. در واقع باورها شما را از داشتن تجربیات باز می دارند. در این مثال، باور شما، توانایی دستیابی به پول از طریق هر منبع دیگری را غیرممکن می کند.

ما به سادگی باید باورهای محدودکننده و از بین برنده قدرت را حذف کنیم. این فرآیند با آگاهی عمیق در مورد باورها شروع می شود.شما باید برای جذب انرژی و باورهای مثبت به ضمیر ناخودآگاه خود دستور دهید. به او بگویید: “همه باورهایم را یکی یکی به من نشان بده تا بتوانم از آنها آگاه شوم.” سپس، همانطور که باورها برای شما آشکار می شوند، آگاهی را بدست آورید.

  خلاصه کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید اثر ناپلئون هیل

مراقب عباراتی همچون «من فکر می کنم»، «من فکر نمی کنم»، «من باور دارم» یا «من باور ندارم» باشید. زیرا معمولا یکی از این ها باورهای شما را شکل می دهند.

راه دیگر برای تشخیص باورهای خود آگاهی، توجه به واکنش های فردی است. واکنش ها همان باورهای شما به شکلی متفاوت هستند. به عنوان مثال، تصور کنید که شما به تازگی قبض برق ماهانه خود را خیلی بیشتر از چیزی که انتظارش را داشتید دریافت کرده اید، بنابراین واکنش های منفی همچون خشم یا غم را از خودتان نشان می‌ دهید. دلیل این واکنش ها این است که شما بیش از حد برق مصرف کرده اید یا اینکه پول کافی ندارید.

وقتی باوری را تشخیص دادید یا متوجه واکنش خاصی از خود شدید، آگاهی شکل می گیرد. با انجام این کار، شما به طور کامل قدرت را از دست می دهید. برای حل این مشکل و از بین بردن تمام افکار منفی درون ذهن ناخودآگاه، شما باید بپذیرید که هر یک از باورهایتان فقط داستانی است که برای خودتان تعریف کرده اید.

همانطور که از آگاهی برای از بین بردن باورهای خود استفاده می کنید، احساس خواهید کرد که بدن شما سبک تر می شود. به هر چه که بخواهید، بدون هیچ محدودیتی می رسید.

 

همه چیز توهمی است که در ذهن ما ایجاد می شود

کتاب راندا برن

در ادامه خلاصه کتاب بزرگترین راز آمده است که جهان اغلب مکانی آشفته و خشن است. جنگ های خشمگین، مردم گرسنه و فقر باعث ناامیدی می شود. با این حال عرفا و حکما اعلام می کنند که همه چیز خوب است. چگونه ممکن است آنها اینطور فکر کنند وقتی این همه اتفاقات بد در دنیا وجود دارد؟ زیرا آنها حقیقتی را می دانند که درک آن برای اکثر مردم دشوار است. همه چیز یک توهم است.

اینطور به نظر می رسد که همه چیز در اشکال مشخص وجود دارد. در واقع، علم به ما می ‌گوید که جهان کامل است. صداهایی که می شنویم برگرفته از ارتعاشات مغز ما است.

فیزیک کوانتوم به ما می گوید که وقتی از اتاقی که در آن نشسته ایم خارج می شویم، همه چیز در آنجا به یک موج احتمالی تبدیل می شود. علم می ‌تواند بسیاری از این توهمات را از بین ببرد و به ما چیزهای بهتری در مورد درک واقعیت عینی یاد بدهد.

“جهان از چه چیزی ساخته شده است؟” و ” آگاهی از کجا می آید؟”

دانشمندان ممکن است برخلاف حکیمان پاسخ این سوالات را ندانند. برای حکیمان، پاسخ به این سوال بسیار ساده است. جهان متناهی است، زیرا با یک انفجار بزرگ آغاز شده و در نقطه ای در آینده به پایان خواهد رسید. به قول حکما آگاهی چیزی بی نهایت و جوهر نامتناهی است و از جایی نمی آید. بلکه در درون و اطراف ما وجود دارد.

وجود شما آگاهی نامتناهی است که جهان از آن ساخته می شود. زندگی شما مثل یک فیلم است که می توانید بر روی صفحه آن، آگاهی را ببینید.

به وسعت بی پایان ستارگان در صافی شب نگاه کنید، مطمئناً وجود آنها بیرون از شما به نظر می رسد. اما تصویری که می بینید نتیجه برخورد ذرات نور به شبکیه چشم و ترجمه شده توسط مغز شما به تصاویر است. بنابرای آنچه در بیرون می بینید، در واقع جایی در درون شما توسط کائنات است. قدرت واقعیت، در اختیار شماست.

 

خلاصه نهایی

پیام کلیدی خلاصه کتاب بزرگترین راز

دسترسی به شادی ابدی در جهان برای همه وجود دارد. با این حال بیشتر مردم قادر به دستیابی به آن نیستند زیرا به اشتباه به جای طبیعت واقعی خود، با بدن و ذهن خود همذات پنداری می کنند. با استفاده از تمرین آگاهی و با استقبال از تمام احساسات خود، می توانید خود را از شر انرژی های منفی برای همیشه خلاص کنید.

توصیه عملی

احساسات دلپذیر خودتان را در زمان تجربه یک احساس منفی مثل غم و اندوه زیر سوال ببرید. احتمالاً به جمله من ناراحت هستم فکر می کنید. با بیان این جمله، خودتان را با غم و اندوه شناسایی می کنید و احساسات را با انرژی بیشتری تغذیه می کنید.

شما باید دفعه بعد که احساس ناراحتی کردید، این سوال را از خودتان بپرسید: آیا من غمگین هستم یا من نسبت به غم آگاه هستم؟ سوال پرسیدن انرژی و توان زیادی را از شما نمی گیرد. بلکه شما آگاه می شوید که غم می آید و می رود.

 

نظر شما چیست؟

مهمترین نکته ای که از این خلاصه کتاب بزرگترین راز اثر راندا برن برداشت کردید را در قسمت دیدگاه های پایین صفحه برای من و دوستان تان بنویسید.

راستی، خلاصه چه کتاب دیگری را دوست دارید برای شما قرار دهم؟

Rating 4.81 from 27 votes

آموزش پیشنهادی و مکمل

آیا ویدیوهای آموزشی نویسنده این کتاب در سایت نگرش نیک موجود است؟

آیا پادکست (صوت فارسی) این
خلاصه کتاب نیز موجود است؟

guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

جدیدترین: دوره طراحی مجدد سرنوشت دکتر جو دیسپنزا

خانه
منو
×