خلاصه کتاب, مقالات

خلاصه کتاب قانون 10 برابر اثر گرنت کاردون

خلاصه کتاب قانون 10 برابر گرنت کاردون | نگرش نیک

امروز می خواهیم خلاصه کتاب قانون 10 برابر (10X Rules) اثر گرنت کاردون را با هم بخوانیم. گرنت کاردون، کارشناس آموزش فروش، در این کتاب پرفروش می ‌گوید اگر می‌ خواهید موفق شوید، اهدافی را 10 برابر بیشتر از آنچه که می‌ خواهید به آن برسید تعیین کنید و 10 برابر تلاشی که لازم است انجام دهید.

گرنت کاردون می ‌گوید باید به اندازه ‌ای برای موفقیت ارزش قائل شوید که قاطعانه به سوی آن تلاش کنید. او به شما می گوید که چگونه می توانید یک نوار بالا برای خود تعیین کنید تا بتوانید از قدرت کار هوشمندانه و بسیار سخت استفاده کنید.

در حالی که او تحریک آمیز می نویسد، فرض اصلی او – ضرب در 10 – بسیار ساده است. گت ابسترکت توصیه های خود را به هر کسی که به دنبال تقویت انگیزه سریع و عجیب و غریب است، پیشنهاد می کند.

 

آموزه ها

  • برای موفقیت، اهداف تعیین کنید، سیستماتیک کار کنید، شبکه سازی کنید و از زمان خود به طور موثر استفاده کنید.
  • برای رسیدن به موفقیت از قانون 10 برابر پیروی کنید: اهدافی را 10 برابر بیشتر از آنچه می خواهید به دست آورید تعیین کنید و 10 برابر تلاشی که فکر می کنید برای رسیدن به اهدافتان ضروری است انجام دهید.
  • بدون موفقیت، جوامع – مانند روم باستان – راکد و پژمرده می شوند.
  • کارمندان، مدیران و سازمان‌ های «عادی» «بیش از آنکه برجسته باشند همرنگ جماعت می‌ شوند».
  • حتی انجام هیچ کاری هم نیازمند تلاش است.
  • اگر در حال عقب نشینی هستید، انرژی مورد نیاز حرکت رو به عقب را بشناسید. پاشنه پاهای خود را حفاری کنید و در عوض تلاش خود را برای موفقیت به کار ببرید.
  • “اقدام عظیم” به معنای شمارش ساعات کار نیست. یعنی نادیده گرفتن آنها.
  • کسب و کار خود را در برابر رقابت آسیب ناپذیر کنید؛ کاری کنید که رقبا با شما همراه باشند.
  • دنیا می پذیرد که شما باید اهداف محدودی را تعیین کنید زیرا آنها قابل دستیابی هستند.
  • زمانی که اقتصاد جهانی دچار انقباض می شود، بیشتر مردم برای امنیت تلاش می کنند، نه موفقیت. در روزهای سخت، برای گسترش تلاش کنید.

 

خلاصه کتاب قانون 10 برابر

تنظیم اهداف «10 برابر»

برای موفقیت باید اهداف تعیین کنید، به طور سیستماتیک و مستمر کار کنید، از زمان به طور موثر استفاده کنید و شبکه سازی کنید. وقتی به زندگی خود فکر می کنید، ممکن است متوجه شوید که در گذشته زمانی موفق بوده اید که 10 برابر بیشتر از سایر افراد تلاش کرده اید. کسانی که در هنر، نیکوکاری، سیاست، ورزش یا سرگرمی به موفقیت های عظیمی دست یافته اند، همگی از قانون 10 برابر پیروی می کنند.

«قانون 10 برابر  تنها چیزی است که تضمین می کند آنچه را که می خواهید در مقادیری بیشتر از آنچه تصور می کردید به دست آورید»

این ظرفیت را توسعه دهید تا پیش ‌بینی کنید که شما و همکارانتان برای دستیابی به اهدافتان چقدر کار باید انجام دهید. سپس اهدافی را 10 برابر بیشتر از آن تعیین کنید و 10 برابر تلاشی که در ابتدا ضروری به نظر می رسد انجام دهید. این چیزی است که برای پیروی از قانون 10 برابر لازم است.

 

چهار اشتباه

وقتی افراد شروع به اعمال قانون 10 برابر می کنند، معمولاً چهار نوع اشتباه مرتکب می شوند:

  1. «هدف ‌گیری نادرست» – آنها اهداف محدودی را تعیین می‌ کنند که اهداف آن‌ها را تقویت نمی ‌کند.
  2. «به شدت دست کم گرفتن» – آنها به طور واقع بینانه ارزیابی نمی کنند که برای دستیابی به اهداف خود چه تلاشی، سرمایه و ظرفیت لازم است.
  3. «زمان زیادی صرف رقابت» – آنها به رقبای خود اجازه می دهند سرعت کار و اهدافشان را دیکته کنند.
  4. «دست کم گرفتن میزان ناملایمات» – آنها چالش هایی را که با آن روبرو هستند به درستی تصور نمی کنند.
این را هم بخوانید:  چالش 21 روزه سپاسگزاری برای ایجاد عادت شکرگزار بودن

 

معنی موفقیت

هر فردی موفقیت را متفاوت تصور می کند. مهم نیست که چگونه آن را تعریف کنید، باید برای موفقیت ارزش زیادی قائل شوید و برای رسیدن به آن تلاش کنید. موفقیت، رفاه افراد، خانواده ها و گروه ها را شکل می دهد. بدون آن، جوامع نمی توانند پیشرفت کنند و زنده بمانند.

«شما باید به این فکر کنید که همیشه در همه جا باشید. این همان طرز فکر 10 برابری است که برای تسلط بر بخش شما ضروری است.»

موفقیت یعنی رشد. تاریخ درس هایی از پیامدهای پایان رشد ارائه می دهد. برای مثال، روم باستان و روسیه کمونیستی، هر دو در زمان توقف فرو ریختند. موفقیت و تلاش برای موفقیت، بقای جامعه را تضمین می کند.

 

پتانسیل خود را در آغوش بگیرید

اکثر مردم موفقیت را چندان مهم نمی دانند، یا فکر می کنند که فقط دیگران می توانند به آن دست یابند. یا آنها فقط کمی موفقیت می خواهند، با این باور که این امر آنها را از بین می برد. این نگرش ها توضیح می دهند که چرا اکثر مردم به جایی نمی رسند. چقدر از پتانسیل خود استفاده می کنید؟

ممکن است با پاسخ احساس ناراحتی کنید. اگر فکر نمی کنید موفقیت امری ضروری است، از پتانسیل خود استفاده نخواهید کرد. مردم ممکن است زندگی خود را صرف توضیح دادن کنند که چرا موفق نشدند. این ممکن است برای شما اتفاق بیفتد اگر موفقیت را فقط یک گزینه دیگر بدانید نه چیزی که باید به آن برسید.

 

مسئولیت بپذیر

برای تصمیم گیری در مسیر زندگی، مسئولیت را بپذیرید. افرادی که از مسئولیت شانه خالی می کنند، به بالاترین سطح بالقوه خود نمی رسند. افراد موفق مسئولیت موفقیت یا شکست خود را می پذیرند. آنها دیگران را سرزنش نمی کنند. آنها مسئولیت اتفاقات را بر عهده می گیرند. کسانی که خود را قربانی می دانند تمایل دارند کنترل زندگی خود را به دیگری واگذار کنند. آنها هرگز ظرفیت های خود را درک نمی کنند.

 

چهار درجه عمل

افراد اغلب شکست می خورند زیرا به درستی عمل نمی کنند. در بیشتر شرایط، شما چهار انتخاب دارید، اما بیشتر مردم فقط از سه انتخاب اول استفاده می ‌کنند:

  1. «هیچ کاری نکن» – انفعال باعث شکست می شود.
  2. «عقب نشینی» – تسلیم شدن شما را به جایی نمی رساند.
  3. «سطوح عمل عادی را انجام دهید» – انجام به اندازه کافی به مردم اجازه می دهد تا در کنار هم حرکت کنند.
  4. «اقدام عظیم» – فقط تعداد کمی از افراد برجسته دست به اقدامات گسترده می زنند. در میان چیزهای دیگر، انجام اقدامات گسترده به این معنی است که اندازه گیری زمان کار را متوقف کنید.

«موفقیت، اعتماد به نفس، امنیت، احساس راحتی، توانایی مشارکت در سطح بیشتر، و امید و رهبری را برای دیگران از نظر آنچه ممکن است فراهم می کند»

هر فردی ممکن است در زمان یا زمان دیگری یکی از این اقدامات را انجام دهد. همه ظرفیت هر مرحله را دارند. شما ممکن است درجاتی از اقدام عادی را برای یک سبک زندگی سالم اعمال کنید و در عین حال اقدامات گسترده ای را در مورد «عادات مخرب» که آن را تضعیف می کند، بپذیرید.

مردم ممکن است تسلیم انفعال شوند و هرگز درک نکنند که حتی انجام هیچ کاری هم به تلاش نیاز دارد. کسانی که تسلیم کینه، رضایت از خود یا «عدم هدف» می شوند، انرژی و زمان گرانبهای زیادی را برای توجیه رفتار خود – به ویژه برای خودشان – تلف می کنند.

 

«عقب نشینان»

افرادی که عقب نشینی می کنند اغلب از موفقیت می ترسند. شاید یک عقب ‌نشین سخت تلاش کرد و شکست خورد، و بنابراین می ‌ترسد که دوباره آن را سخت تلاش کند. عقب نشینی ها وقت خود را تلف می کنند و برای ترس های خود بهانه می آورند. با این حال آنها به ندرت از شکستی که متحمل شدند می ترسند.

بلکه از آنچه به عنوان معنای آن شکست می ‌دانند و بعد از آن از احساس بد نسبت به خود می ‌ترسند. مانند انجام هیچ کاری، عقب نشینی نیازمند تلاش است. این خسته کننده است که از خود بخواهید تلاش نکنید، مبارزه با میل ذاتی به دست آوردن. اتلاف وقت برای پنهان شدن، طفره رفتن از فرصت ها و تلاش، انرژی بیشتری نسبت به کار واقعی می طلبد.

«موفق ‌ترین ‌ها هر عملی را با وسواس دنبال می ‌کنند تا آن را به پاداش برسانند.»

اگر ادعا می کنید که نمی توانید در عرصه خود – تجارت، رشد خود، رفتار سالم، صمیمیت، خلاقیت، مشارکت سیاسی، هر چه که هست، فراتر بروید – در حال عقب نشینی هستید.

این را هم بخوانید:  35 تا از بهترین جملات ارل نایتینگل + ویدیو

اگر انتخاب کنید که در یک رستوران سرور بمانید و بازیگری را کنار بگذارید، این یک عقب نشینی است. اگر تصمیم گرفتید که هیچکس در رشته شما شما را استخدام نکند و دیگر دنبال کار نباشید، این یک عقب نشینی است.

«خدمات مشتری، هدف اشتباه است. افزایش مشتریان، هدف درستی است.»

معمولاً هیچ کس نمی تواند از عقب نشینی صحبت کند. آن‌ها تمام اراده ‌ای را که برای رفتن به جلو به کار می‌ برند، می‌ گیرند و در عوض آن را برای حرکت به عقب به کار می‌ گیرند. اگر در حال عقب نشینی هستید، انرژی مورد نیاز را بشناسید. پاشنه های خود را حفاری کنید و تلاش خود را برای شروع دوباره به جلو کنید.

 

عادی­ ها!

اکثر مردم عادی هستند. آن‌ها به اندازه‌ ای کار می‌ کنند و با قدرت کافی زندگی می ‌کنند تا زندگی ‌های اساسی داشته باشند. یکی از نشانه‌ های کارمندان، سرپرستان، رؤسا یا سازمان ‌های عادی این است که «بیش از اینکه برجسته باشند همرنگ جماعت می ‌شوند».

«انتقاد چیزی نیست که بخواهید از آن اجتناب کنید بلکه آن چیزی است که باید انتظار داشته باشید زمانی که شروع به برخورد بزرگ کردید، سر راهتان قرار بگیرد.»

تا زمانی که زمان خوب باشد، افراد عادی به روش محدود خود رشد می کنند. اما لحظه ‌ای که یک رکود اقتصادی یا بحران مالی رخ می ‌دهد، افراد عادی ناگهان متوجه می ‌شوند که زندگی آسان و گرامی آنها در خطر است.

در چنین مواقعی، یک سبک زندگی عادی ممکن است به طور جبران ناپذیری آسیب ببیند. اما اکثر مردم غیر استثنایی بودن را می پذیرند و به اندازه ای که برای زنده ماندن کافی است کار انجام می دهند. میل به میانگین به این معنی است که از رویاهای خود دست می کشید.

«صرف نظر از اینکه محصول، خدمات یا پیشنهاد شما چقدر برتر است، به شما اطمینان می‌دهم که چیزی وجود خواهد داشت که پیش‌بینی نمی ‌کنید یا به درستی برنامه ‌ریزی نمی ‌کنید.»

در عوض، به رویاهای خود برسید. به جای متوسط بودن، از قانون 10 برابر استفاده کنید و از روال خارج شوید. متوسط بودن یعنی “کمتر از خارق العاده” بودن. اگر تلاش‌ هایتان فقط متوسط یا کمی بالاتر از حد متوسط باشد، نمی ‌توانید انتظار داشته باشید که زندگی فوق ‌العاده ‌ای داشته باشید یا در شرایط خارق‌ العاده زندگی کنید.

اگر توانایی‌ های بالاتر از حد متوسط دارید، اما رفتار یا عملکرد متوسطی دارید، منفعل هستید یا عقب‌ نشینی می ‌کنید. اصرار بر میانگین باقی ماندن ندارید؟ هیچ کس نمی خواهد یک محصول متوسط بخرد. هیچ تبلیغ کننده ای هرگز چیزی را به عنوان متوسط تبلیغ نمی کند. برای اینکه زندگی خود را خارق ‌العاده کنید، باید اقدامات عظیم را بپذیرید.

 

اقدام عظیم

گذراندن وقت در زمین بازی کودکان باید شما را متقاعد کند که اقدام گسترده حالت طبیعی یک فرد است. بچه ها هرگز از حرکت باز نمی ایستند. اگر به داخل اقیانوس بروید، شاهد اقدامات عظیم بی وقفه خواهید بود. حتی خود زمین، درست زیر سطحش، در کنش دائمی، آشفتگی دائمی است.

افرادی که از پذیرفتن مسئولیت امتناع می ورزند، معمولاً در انجام اقدامات، زیاد خوب عمل نمی کنند و متعاقباً در بازی موفقیت نیز عملکرد خوبی ندارند.»

برخی از مردم تلاش های عظیم خود را در جستجوی هیجان، رفتار، مواد مخدر، الکل و سایر فعالیت های خود ویرانگر هدر می دهند. که معمولاً منجر به بی حوصلگی می شود و می تواند منجر به فلج یا عقب نشینی شود. وقتی از اقدامات گسترده مثبت استقبال می کنید، انتظار نداشته باشید همه چیز به آرامی پیش برود.

این را هم بخوانید:  خلاصه کتاب روانشناسی فروش اثر برایان تریسی

هرچه اقدامات بیشتری ایجاد کنید، ممکن است مشکلات بیشتری ایجاد کنید. و هر چه بیشتر باید مشکلات را حل کنید. اقدام گسترده به این معنا نیست که ساعت ‌هایی را که کار می ‌کنید بشمارید. یعنی نادیده گرفتن آنها وقتی مردم در مورد انرژی، تعهد و اراده شما نظر می دهند، می دانید که در حال انجام اقدامات گسترده ای هستید.

نگرانی مردم در مورد مدیریت زمان و تعادل بیهوده است. سوالی که آنها باید بپرسند این است که:

«چگونه می توانم همه چیز را به وفور داشته باشم؟»

هر روز به گونه ای رفتار کنید که گویی اگر اقدام گسترده ای انجام ندهید «آینده و زندگی خود را» خراب خواهید کرد. اگر مردم شما را «معتاد به کار، وسواس» یا «محرک» خطاب کنند، می ‌دانید که در سطحی از اقدامات گسترده عمل نمی ‌کنند.

اگر آنها بودند، شما آنها را به عنوان ارواح خویشاوند می شناختید، و آنها نیز به همین ترتیب شما را می شناختند. هنگامی که در نهایت موفق شدید، مطمئن باشید که منفعلان، عقب نشینان و عادی ها شما را بدنام خواهند کرد. این صرفاً ثمره اقدام گسترده است.

 

استارباکس

اکثر کارگران در ایالات متحده حدود یک کتاب در سال مطالعه می کنند و کمتر از 40 ساعت در هفته کار می کنند. درآمد آنها حدود 300 درصد کمتر از مدیران ارشدی است که بیش از 60 کتاب در سال می خوانند. مردم اغلب از دستمزد مدیران با حقوق بالا انتقاد می کنند، اما چنین منتقدانی میزان سختی کار یک مدیر عامل با درآمد خوب را نادیده می گیرند.

«ما تشویق می ‌شویم به جای پرداختن به سود بزرگ، خود را در برابر ضرر حفظ کنیم و از خود محافظت کنیم.»

در سال 2008، اقتصاد ایالات متحده تحت فشار شدید قرار گرفت. هوارد شولتز، بنیانگذار استارباکس، همان کاری را کرد که اکثر مدیران دیگر انجام دادند – او هزینه ها را کاهش داد. او همچنین کاری را انجام داد که اکثر مدیران دیگر انجام ندادند: او به سراسر ایالات متحده سفر کرد تا با مشتریان شرکتش ملاقات کند.

شولتز تصمیم گرفت کشف کند که چگونه استارباکس می تواند کار بهتری برای جلب رضایت مشتریان خود انجام دهد. اقدامات او نمونه ای از اقدامات عظیم فوق العاده است. استارباکس چیزی را می فروشد که مشتریان می خواهند اما به آن نیاز ندارند، به خصوص در مواقع سخت. اما چون مشتریان خود را راضی می کند، استارباکس پیشرفت می کند.

ادامه دارد…

👇این خلاصه کتاب ها رو هم بخون👇

[کل: 1 - میانگین: 5]
بازگشت به لیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *