آیا میدانستید ذهن انسان به طور متوسط روزانه بین ۶,۰۰۰ تا ۶۰,۰۰۰ فکر را از سر میگذراند؟ این مقدار بسیار بیشتر از آن است که هر یک از ما بتوانیم به طور کامل پردازش کنیم. پس جای تعجب نیست که به راحتی احساس کلافگی و فشار ذهنی میکنیم. وقتی در هجوم افکارتان گم میشوید و ذهن کنترل شما را به دست میگیرد، این جملاتِ دکتر جو دیسپنزا کمک میکند تا دوباره آرامش خود را پیدا کنید و به زمان حال برگردید.
دکتر جو دیسپنزا، متخصص و پژوهشگر علوم اعصاب، نویسنده پرفروش نیویورک تایمز و از شیفتگان مدیتیشن، به هزاران نفر کمک کرده است تا نحوه تفکر، احساس، شفای خود را از نو برنامهریزی کنند.
در یکی از معروفترین جملات او میخوانیم:
«افکارتان میتوانند شما را بیمار کنند؛ اما همین افکار میتوانند باعث سلامتی و بهبودی شما نیز بشوند.»
منظور او چیست؟ وقتی ذهن شما آرام است، عشقتان عمیقتر میشود، روند شفایتان سرعت میگیرد و زندگیتان در مسیر درست و سامانیافته خود قرار میگیرد.
و گاهی اوقات، تغییر ذهنیت و نگرش تنها با یک جمله آغاز میشود.
اجازه دهید این نقلقولهای دکتر جو دیسپنزا الهامبخش شما باشند. برای اینکه درک بهتر و عمیقتری از این جملات داشته باشید، توضیح کوتاهی نیز به برخی از آن ها اضافه کردهایم:
6 نقلقول از دکتر جو دیسپنزا درباره خلق خواستهها و قدرت ذهن
- هرجا که توجه خود را معطوف کنید، انرژی خود را نیز همانجا قرار میدهید.
توضیح: انرژی شما دقیقاً به سمتی میرود که روی آن تمرکز میکنید. اگر روی مشکلات تمرکز کنید به آنها قدرت میدهید و اگر روی اهداف تمرکز کنید، توان خود را صرف خلق آنها خواهید کرد.
- تغییر کردن به معنای بزرگتر اندیشیدن از محیط پیرامون است.
توضیح: برای ایجاد تغییر، نباید اجازه دهید شرایط سخت فعلی و اتفاقات اطرافتان طرز فکر شما را محدود کنند. باید فراتر از وضعیت کنونیتان فکر کنید.
- اگر نتیجه جدیدی میخواهید، باید عادتِ خودِ همیشگی بودن را بشکنید و خود جدیدی خلق کنید.
توضیح: نمیتوانید با همان افکار و رفتارهای قدیمی، منتظر نتایج متفاوت در زندگی باشید. برای تجربه یک زندگی جدید، باید عادتها و شخصیت گذشته خود را تغییر دهید.
- وقتی انسان شروع به تمرین این موضوع میکند که قرار است چه کسی باشد، مغز تفاوت بین اتفاقات دنیای بیرون و اتفاقات دنیای درون را تشخیص نمیدهد.
توضیح: اگر در ذهنتان با تمام وجود تصور کنید که به هدفتان رسیدهاید، مغز آن را بهعنوان یک واقعیت میپذیرد و بدن طوری برنامهریزی میشود که انگار آن اتفاق واقعاً در دنیای بیرون رخ داده است.
- اگر با چشماندازی از آینده تعریف نشوید، گرفتار خاطرات کهنه گذشته میمانید.
توضیح: اگر هدف و تصویر روشنی از آینده خود نداشته باشید، ذهنتان بهطور خودکار به سراغ مرور گذشته میرود و همان الگوها و تجربیات قدیمی را در زندگیتان تکرار میکند.
- افکار زبان مغز هستند. احساسات زبان بدن هستند. و نحوه تفکر و احساس شما، حالت وجودیتان را خلق میکند.
توضیح: آنچه در سر میپرورانید (افکار) و آنچه در بدن تجربه میکنید (احساسات)، در کنار هم ترکیب میشوند و واقعیت زندگی شما را شکل میدهد.
نکته اینجاست که مغز تفاوت بین واقعیت و چیزی را که بهوضوح در ذهن تصویرسازی شده است، تشخیص نمیدهد. عمیقترین خواستههایتان را با تمام وجود (تا مغز استخوان) احساس کنید؛ در این صورت، مغزتان طوری شروع به فعالیت میکند که انگار آن اتفاق هماکنون در حال رخ دادن است.
این همان قانون اصلی برای خلق واقعیت و رسیدن به آرزوها و هسته اصلی آموزشهای دکتر دیسپنزا است. او به مردم میآموزد که آیندهشان را آنقدر در ذهن خود تمرین و مرور کنند تا برایشان کاملاً آشنا شود؛ تا جایی که اتفاق افتادنِ آن قطعی و حتمی شود.
پیام و باور اصلی دکتر جو دیسپنزا چیست؟ دست از انتظار کشیدن بردارید و تبدیل شدن به همان چیزی را آغاز کنید که همیشه میدانستید امکانپذیر است.
5 نقلقول از دکتر جو دیسپنزا درباره تغییر باورها و عادتها
- وقتی انتخاب متفاوتی میکنید، قدم به آینده جدیدی میگذارید. و این کار را از طریق افکارتان انجام میدهید.
توضیح: هر تصمیم جدید، مسیر زندگی شما را عوض میکند و نقطه شروع هر تصمیم و تغییری، ذهن و افکار شماست.
- برنامههای ناخودآگاه شما ۹۵ درصد از زندگیتان را هدایت میکنند. نمیتوانید فقط با فکر کردن از این وضعیت خارج شوید؛ باید تبدیل به شخص دیگری شوید.
توضیح: بیشتر کارهای ما از روی عادت و ناخودآگاه است. برای تغییر واقعی، باید عادات و الگوهای رفتاری خود را کاملاً دگرگون کنید.
- بیشتر مردم به چیزهای آشنا معتادند، حتی اگر آن چیزِ آشنا، درد و رنج باشد. و تا زمانی که بدن آن احساس را فراموش نکند، به انتخاب آن ادامه میدهند.
توضیح: ما گاهی در شرایط آزاردهنده میمانیم فقط چون به آنها عادت کردهایم. برای رهایی، ذهن و بدن باید یاد بگیرند که از آن احساسات منفی دست بکشند.
- بیشتر افراد سعی میکنند با همان شخصیت قبلی، یک واقعیت جدید بسازند. و این کار هرگز جواب نمیدهد.
- افکار شما به انتخابها منجر میشوند، انتخابها به رفتارها ختم میشوند، و رفتارهای شما هویتتان را شکل میدهند.
این جملات نشان میدهند که برای تغییر زندگیتان، باید الگوهای قدیمی خود را تغییر دهید.
میدانید، مثل همان زمانی که هنگام مواجهه با چالشها عقبنشینی میکنید. یا وقتی میخواهید بگویید «نه» اما میگویید «بله». یا طفره رفتن از حضور در کلاسهای معنویای که گفته بودید در آنها شرکت میکنید.
ببینید، این شانه خالی کردنها شاید کوچک به نظر برسند، اما میتوانند بیسروصدا داستان زندگی شما را رقم بزنند.
خوشبختانه، دکتر جو دیسپنزا میگوید هیچچیز ثابت و غیرقابلتغییر نیست. تغییر میخواهید؟ برای شروع، فقط یک بار مچ این چرخه تکراری را بگیرید و سپس انتخاب متفاوتی داشته باشید. شاید در ابتدا احساس عجیبی داشته باشد، اما به مرور زمان قلق آن دستتان میآید.
3 نقلقول از دکتر جو دیسپنزا درباره قدرت شکرگزاری
- احساس، خدمتکارِ فرآیند خلق است. این یعنی باید پیش از شفا یافتن، احساس کامل بودن داشته باشید و پیش از ثروتمند شدن، احساس فراوانی کنید.
توضیح: احساسات شما سوخت موتور خلق خواستهها هستند. برای رسیدن به هر هدفی، اول باید احساسِ داشتنِ آن را در درونتان بیدار کنید.
- ما همان کسی میشویم که تمرین میکنیم باشیم. بنابراین، اگر شکرگزاری را تمرین کنید، انسانی شکرگزار خواهید شد.
- وقتی قدردانِ چیزهای کوچک هستید، معمولاً آمادگی بسیار بیشتری برای جریان یافتن اتفاقات خوب به سمت خود دارید.
توضیح: معجزات در دل همین جزئیات کوچک پنهان شدهاند. لذت بردن از یک فنجان چای یا یک روز آفتابی، مسیر را برای ورود شادیهای بزرگتر باز میکند.
در اینجا دکتر دیسپنزا پیشنهاد میکند که همیشه نیمه پر لیوان را ببینید. چون در شلوغیهای زندگی روزمره، خیلی راحت فراموش میکنیم چه چیزهایی داریم: بدنی که نفس میکشد، ذهنی که رویاپردازی میکند و لحظهای که هنوز فرصت تغییر آن را داریم.
او معتقد است اگر پیش از رسیدن به خواسته بزرگتان، احساس شکرگزاری داشته باشید، بدنتان باور میکند که آن اتفاق همین الان افتاده است. همین باور باعث میشود همهچیز در وجودتان از نو برنامهریزی شود؛ از سیستم عصبی بدن گرفته تا اتفاقات واقعی زندگیتان.
در نهایت، وقتی قدردان داشتههایتان باشید، خود را برای دریافت نعمتهای بیشتر از کائنات آماده میکنید.
5 نقلقول از دکتر جو دیسپنزا درباره شفای ذهن و بدن
- ذهن و بدن ارتباطی تنگاتنگ با هم دارند و آنچه فکر و احساس میکنیم، روی تکتک سلولهای بدنمان تأثیر میگذارد.
توضیح: افکار مثبت یا منفی فقط در سر ما نمیمانند؛ آنها مستقیماً روی سلامت فیزیکی و سیستم ایمنی تکتک سلولهای بدن تأثیر میگذارند. مراقب خوراک ذهنتان باشید!
- سلامتی و تندرستی میتواند به اندازه بیماری واگیردار باشد و به دیگران سرایت کند.
- اگر بتوانید ترس، ناامیدی، کینه و رنج را با یک احساس متعالی و مثبت جایگزین کنید و این کار را تمرین کنید، شفا خواهید یافت.
- ما محکوم به ژنهایمان نیستیم. ما طوری برنامهریزی نشدهایم که تا آخر عمر به یک شکل ثابت باقی بمانیم. ما شاهکارهای سازگاری و تغییر هستیم.
- سختترین بخش ماجرا این است که از نظر احساسی به بدنمان آموزش دهیم که آینده، پیش از وقوعِ واقعیِ آن، چه حسی خواهد داشت.
دکتر دیسپنزا معتقد است که روند درمان همیشه از مطب دکتر شروع نمیشود؛ بلکه گاهی با نشانههای کوچکی در بدنمان خودش را نشان میدهد.
مثلاً وقتی با خواندن یک پیام نفسمان حبس میشود، قبل از یک گفتگوی سخت دلشوره میگیریم، یا از بس دندانهایمان را روی هم فشار دادهایم، فکمان درد میگیرد. این واکنشهای کوچک به ما میگویند که تعادل درونیمان به هم ریخته و حالا وقت آن است که برای بهبودی قدم برداریم.
حرف اصلی او درباره شفا این است: اگر احساساتتان را عوض کنید، ترکیب شیمیایی درون بدنتان هم تغییر میکند. پایه و اساس این موضوع، ویژگی «انعطافپذیری عصبی» است؛ یعنی همان قدرت طبیعی و ذاتی مغز ما که میتواند خودش را با شرایط جدید وفق دهد و تغییر کند.
3 نقلقول برتر از دکتر جو دیسپنزا درباره عشق
- با انتخاب آگاهانه برای تجربه احساسات متعالی قلب،به همان کسی تبدیل میشوید که واقعاً باید باشید: انسانی که قدرت خود را از قلبش میگیرد.
توضیح: اگر آگاهانه تمرین کنید که به جای کینه و استرس، احساساتی مثل قدردانی و محبت را انتخاب کنید، به نسخه اصلی و قدرتمند خودتان که سرشار از عشق و آرامش است تبدیل میشوید.
- قلب مرکز خلاقیت ماست و شروع به هدایت مغزمان به سمت الگوهای آلفای بیشتر میکند؛ الگوهایی خلاقانهتر.
توضیح: آرامشِ قلبی، ذهن را به حالت ریلکسِ «آلفا» میبرد؛ وضعیتی که در آن بهترین ایدهها و خلاقانهترین راهحلها متولد میشوند.
- وقتی درک کنید که تغییر واقعاً نیازمند آن است که تا حدودی احساس ناراحتی کنید و این کاملاً طبیعی است، در حال ترک کردنِ محدودههای شناختهشده و قدم گذاشتن در ناشناختهها هستید.
توضیح: رشد کردن و تغییر عادتها همیشه با کمی ترس و احساسات منفی همراه است. از این احساسات نترسید، این حالت نشان میدهد از حاشیه امن خود خارج شدهاید و در حال پیشرفت هستید.
دکتر دیسپنزا بهوضوح عشق را دروازهای برای خوددرمانی میداند. از دیدگاه او، قدرت واقعی شما در قلبتان نهفته است؛ وقتی آگاهانه احساساتی مثل عشق و قدردانی را انتخاب میکنید، ذهنتان به آرامش و خلاقیت میرسد، به نسخه اصیل و قدرتمند خود تبدیل میشوید و در مسیر رشد قدم خواهید گذاشت.
سخن پایانی
وقتی شروع به شفای ذهن میکنید، تمام جنبههای زندگیتان در کنار آن تغییر میکند؛ از انرژی درونیتان گرفته تا اتفاقات ساده و روزمره زندگی. هدف اصلی معنویت هم دقیقاً همین است: روشن کردن بخشهای تاریک درون و تبدیل شدن به انسانی که میتواند با آگاهی بیشتر، زندگی را با تمام وجود در آغوش بکشد و پذیرای زندگی باشد.