کانال «پادکست نگرش نیک» در تلگرام و بله راه اندازی شد

حالت بقا دقیقاً یعنی چه؟ تحلیل کتاب ماورای طبیعی شدن جو دیسپنزا

زمان مطالعه: 8 دقیقه
21 شهریور 1405
حالت بقا دقیقاً یعنی چه؟ تحلیل کتاب ماورای طبیعی شدن جو دیسپنزا
فهرست مقاله
یادگیری عمیق‌تر
نویسنده: جو دیسپنزا

پادکست‌های تحلیل و ساده‌سازی نگرش نیک

پادکست‌های تحلیل و ساده‌سازی نگرش نیک

آیا تا به حال پیش آمده که با یک خبر بد، یک پیامک نگران‌کننده یا حتی مرور یک خاطره تلخ در ذهنتان، ناگهان احساس کنید قلبتان به شدت می‌تپد، نفستان حبس شده و کل بدنتان منقبض شده است؟ به این وضعیت در اصطلاح علمی «حالت بقا» (Survival Mode) می‌گویند. دکتر جو دیسپنزا در فصل اول کتاب بی‌نظیر «ماورای طبیعی شدن» به‌طور مفصل و علمی در مورد این مکانیزم شگفت‌انگیزِ مغز و بدن صحبت می‌کند. او در این فصل پرده از رازی برمی‌دارد که نشان می‌دهد چگونه ما انسان‌ها گاهی تنها با یک «فکر»، بدنمان را در حالت یک جنگ تمام‌عیار قرار می‌دهیم. در این مقاله از سایت نگرش نیک، قصد دارم بر اساس آموزه‌های فصل اول این کتاب، به زبان ساده بررسی کنم که حالت بقا چیست و چگونه زندگی ما را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

 

پاسخ کوتاه: حالت بقا چیست؟

حالت بقا یا واکنش «جنگ یا گریز»، یک مکانیزم دفاعی، غریزی و اورژانسی در بدن است که به محض احساس خطر (واقعی یا خیالی) فعال می‌شود. زمانی که ما در شرایط استرس‌زا قرار می‌گیریم، «سیستم عصبی سمپاتیک» روشن شده و با ترشح هورمون‌های استرس مانند آدرنالین و کورتیزول، تمام انرژی و خون بدن را به سمت دست‌ها و پاها هدایت می‌کند تا برای جنگیدن یا فرار کردن آماده شویم.

در حالت بقا، ضربان قلب بالا می‌رود، تفکر منطقی خاموش می‌شود و تمام تمرکز ما تنها روی زنده ماندن قفل می‌شود. تفاوت انسان با حیوانات این است که انسان می‌تواند حالت بقا را تنها با «فکر کردن به مشکلات و نگرانی‌ها» نیز روشن کند.

 

آنا و ورود ناگهانی به حالت بقا

ورود ناگهانی به حالت بقا

دکتر جو دیسپنزا فصل اول کتاب ماورای طبیعی شدن را با داستانی از یک خانم به نام «آنا» شروع می‌کند. تصور کنید یک روز تعطیل و آرام است؛ آنا بعدازظهر در خانه گرم و نرمش نشسته، صدای خنده بچه‌هایش در فضا پیچیده و همه‌چیز در امن‌ترین و شیرین‌ترین حالت خود قرار دارد.

اما ناگهان صدای کوبیده شدن در، این آرامش را به هم می‌زند. آنا در را باز می‌کند و با چهره‌های جدی و سرد چند مأمور پلیس روبه‌رو می‌شود. پلیس‌ها یک خبر بد برای آنا دارند؛ به او می‌گویند: «همسر شما خودکشی کرده است.»

شنیدن این کلمات مثل یک آوار سنگین روی سر آنا خراب می‌شود. در کسری از ثانیه، دنیا جلوی چشمانش تیره و تار شده و زمان می‌ایستد. یک شوک وحشتناک و فلج‌کننده تمام وجودش را تسخیر می‌کند، نفس در سینه‌اش حبس می‌شود و یک سیلاب عظیم از هورمون‌های استرس مثل یک آتشفشان در تک‌تک سلول‌های بدنش فوران می‌کند.

دکتر جو دیسپنزا می‌گوید دقیقاً در همین لحظه، آنا وارد «حالت بقا» شد. این دقیقاً همان چیزی است که می‌خواهم در این مقاله در مورد آن صحبت کنیم.

 

از نظر علمی حالت بقا چیست؟

از نظر علمی حالت بقا چیست؟

اما اصلاً این حالت بقا چیست؟ این مفهومی است که در کتاب ماورای طبیعی شدن خیلی در موردش می‌شنوید، پس خوب است که همین اول کار این مفهوم را کامل درک کنیم و بدانیم که دقیقاً چه بلایی سر مغز و بدن ما می‌آورد.

ببینید، از نظر علمی زندگی در شرایط استرس‌زا دقیقاً همان زندگی در حالت بقاست. وقتی ما در موقعیتی قرار می‌گیریم که حس می‌کنیم تهدید شده‌ایم یا کنترلی روی اوضاع نداریم، یک سیستم خیلی قدیمی و اولیه در بدن ما روشن می‌شود به اسم «سیستم عصبی سمپاتیک». در ادامه دقیق‌تر و ساده‌تر می‌گویم که این سیستم چیست، اما تا اینجا فقط اسمش را به خاطر بسپارید.

 

واکنش بدن هنگام فعال شدن سیستم عصبی سمپاتیک

وقتی سیستم عصبی سمپاتیک روشن می‌شود، بدن به صورت خودکار تمام انرژی و منابعش را جمع می‌کند تا با خطر روبه‌رو شود. یعنی دقیقاً چه اتفاقی می‌افتد؟

  • مردمک چشم‌ها گشاد می‌شود تا بهتر ببینیم.
  • ضربان قلب و تنفسمان تندتر می‌شود.
  • قند خون بالا می‌رود تا انرژی بیشتری داشته باشیم.
  • جریان خون از اندام‌های داخلی به سمت دست و پاها سرازیر می‌شود تا بتوانیم سریع بجنگیم یا فرار کنیم.
  • حجم زیادی از آدرنالین و کورتیزول در بدنمان ترشح می‌شود.

جالب اینجاست که در این شرایط، جریان خون از بخش منطقی مغز خارج شده و به سمت بخش غریزی و پسین مغز می‌رود. یعنی در آن لحظه، توانایی تفکر خلاقانه ما کم می‌شود و فقط روی غرایزمان تکیه می‌کنیم تا جانمان را نجات دهیم.

این سیستم برای مواقع اورژانسی و کوتاه‌مدت بسیار عالی و حیاتی است. بعد از اینکه خطر رفع شد، بدن قاعدتاً باید در عرض چند ساعت به حالت تعادل برگردد. واقعیت این است که هیچ موجود زنده‌ای در طبیعت نمی‌تواند زندگی در حالت اضطراری را برای مدت طولانی تحمل کند.

 

تفاوت انسان و حیوان در مواجهه با خطر از نگاه جو دیسپنزا

تفاوت انسان و حیوان در مواجهه با خطر از نگاه جو دیسپنزا

حالا بیایید سراغ نگاه دکتر جو دیسپنزا برویم که بسیار تأمل‌برانگیز است و می‌خواهم آن را برایتان باز کنم. جو دیسپنزا می‌گوید ما آدم‌ها به لطف مغز پیچیده‌ای که داریم، یک ویژگی خاص داریم:

ما می‌توانیم این حالت بقا را فقط و فقط «با فکر کردن» روشن کنیم!

یعنی لازم نیست حتماً یک خطر واقعی در دنیای فیزیکی ما را تهدید کند؛ بلکه ما با مرور مداوم مشکلات گذشته در ذهنمان یا با پیش‌بینی بدترین سناریوهای وحشتناک برای آینده، دقیقاً همان آبشار مواد شیمیایی استرس‌زا را در بدنمان آزاد می‌کنیم. در واقع، ما با گیر کردن در گذشته و تلاش برای کنترل یک آینده نامعلوم، بدنمان را گول می‌زنیم و فقط با افکارمان خودمان را از حالت فیزیولوژیک طبیعی و در حال تعادل خارج می‌کنیم.

 

مثال گورخر و شیر: مکانیزم واکنش جنگ یا گریز

فرض کنید در یک جنگل، یک گورخر با آرامش در حال علف خوردن است. ناگهان یک شیر از پشت بوته‌ها به او حمله می‌کند. در آن لحظه در بدن گورخر چه اتفاقی می‌افتد؟ یک دکمه اضطراری در مغزش زده می‌شود؛ یعنی آژیر خطر به صدا درمی‌آید. مغز دستور می‌دهد که فوراً هورمون‌های استرس مثل آدرنالین در کل بدن پخش شوند.

در این وضعیت، ضربان قلب بالا می‌رود، خون از معده و روده‌ها کشیده می‌شود (چون الان اصلاً وقت هضم کردن غذا نیست) و به درون ماهیچه‌های دست و پا می‌رود تا حیوان بتواند با تمام قدرت فرار کند. تمام حواس و تمرکز حیوان فقط معطوف می‌شود به آن شیر؛ یعنی یک خطر بیرونی.

به این مکانیسم در علم می‌گویند «واکنش جنگ یا گریز». در این لحظه، حیوان به هیچ چیزی جز زنده ماندن و بقا فکر نمی‌کند. به این حالت، حالت بقا می‌گویند. وقتی گورخر از دست شیر فرار کرد و خطر رفع شد، بدنش آژیر خطر را خاموش می‌کند و دوباره با آرامش شروع می‌کند به علف خوردن.

 

چگونه با افکارمان سیستم استرس را فعال می‌کنیم؟

اما ربط این موضوع به ما آدم‌ها چیست؟ ما چطور این مکانیسم را در زندگی خودمان به کار می‌گیریم؟ ما آدم‌ها یک ویژگی خاص (و شاید بتوان گفت یک ویژگی بد) داریم؛ ما می‌توانیم فقط با فکر کردن همان آژیر خطر را در بدنمان روشن کنیم. مغز ما فرق بین یک شیر درنده و یک خطر روانی یا احساسی را متوجه نمی‌شود. برای مغز، جفت این‌ها یک معنی می‌دهد: «جانم در خطر است!»

 

مثال‌های روزمره از حالت بقا

  • در ترافیک گیر کرده‌اید و نگران دیر رسیدن به سر کار یا جلسه هستید.
  • پیامک کسر موجودی بانک برایتان می‌آید، موجودی‌تان را نگاه می‌کنید، می‌بینید پول ندارید و استرس مالی می‌گیرید.
  • با همسرتان دعوا می‌کنید.
  • یا مثل آنا، یک خبر به‌شدت وحشتناک و شوکه‌کننده به شما می‌دهند.

در تمام این حالت‌ها، بدن شما دقیقاً همان واکُنشی را نشان می‌دهد که بدن گورخر در برابر شیر نشان داد. یعنی بدن شما وارد حالت بقا یا واکنش جنگ و گریز می‌شود.

 

پدال گاز و ترمز بدن: سیستم سمپاتیک و پاراسمپاتیک

سیستم سمپاتیک و پاراسمپاتیک

حالا بیایید ببینیم آن سیستم عصبی سمپاتیک که بالاتر به آن اشاره کردیم دقیقاً چیست و چه کار می‌کند؟

گفتیم وقتی شیر به گورخر حمله می‌کند، یک آژیر خطر در مغز او به صدا درمی‌آید. سیستم عصبی سمپاتیک در واقع همان آژیر خطر است.

به زبان ساده‌تر، بدن ما یک «سیستم عصبی خودمختار» یا خودکار دارد که کارهایی مثل تپش قلب، هضم غذا و نفس کشیدن را بدون اینکه ما اصلاً به آن‌ها فکر کنیم، مدیریت می‌کند. این سیستم دو بخش اصلی دارد:

  • سیستم پاراسمپاتیک (پدال ترمز): این سیستم مخصوص زمان‌هایی است که در آرامش هستید، در حال استراحتید و بدنتان دارد غذا را هضم می‌کند یا خودش را ترمیم می‌کند.
  • سیستم سمپاتیک (پدال گاز): این سیستم مخصوص زمان‌هایی است که احساس خطر می‌کنید؛ یعنی زمانی که وارد حالت بقا می‌شوید.

وقتی در یک موقعیت استرس‌زا قرار می‌گیرید (چه یک سگ وحشی دنبالتان کند، چه در محل کار با رئیستان دعوا کنید)، سیستم عصبی سمپاتیک فوراً فعال می‌شود. یعنی پایش را می‌گذارد روی پدال گاز و این کارها را در بدن انجام می‌دهد:

  • مردمک‌های چشمتان را گشاد می‌کند تا بهتر ببینید.
  • ضربان قلبتان را می‌برد بالا.
  • مسیر هضم غذا را موقتاً می‌بندد (چون الان وقت جنگیدن است نه هضم کردن ناهار!).
  • تنفستان را تند و سطحی می‌کند.

پس از این به بعد، هر وقت جو دیسپنزا در کتاب می‌گوید «سیستم عصبی سمپاتیک فعال شد»، در ذهنتان بگویید: «آها! پدال گاز فشار داده شد و بدن رفت در فاز جنگ و گریز؛ در فاز بقا.»

 

نتیجه‌گیری

به طور خلاصه، «حالت بقا» یک مکانیزم دفاعی و اورژانسی است؛ اما مشکل از جایی شروع می‌شود که ما انسان‌ها تنها با مرور افکار منفی و نگرانی‌هایمان، دائم پدال گاز استرس (سیستم سمپاتیک) را فشار می‌دهیم. دکتر جو دیسپنزا در کتاب ماورای طبیعی شدن هشدار می‌دهد که ماندنِ طولانی‌مدت در این وضعیت، انرژی حیاتی بدن را تخلیه کرده و جلوی رشد، سلامتی و خلق آینده ما را می‌گیرد. در حالت بقا، ما فقط برای زنده ماندن دست‌وپامی‌زنیم، نه برای زندگی کردن!

از شما می‌خواهم صادقانه به من بگویید چقدر این مفاهیم برایتان کاربردی بود؟ از عدد ۱ تا ۱۰ (۱ کمترین و ۱۰ بیشترین) به این محتوا چه امتیازی می‌دهید؟ حتماً جواب و نظرتان را در بخش دیدگاه‌های زیر همین مقاله برای من بنویسید تا بتوانم با انرژی بیشتر، مطالب بهتری برای شما آماده کنم. همچنین، اگر احساس می‌کنید در اطرافیانتان کسی هست که به شنیدن این حرف‌ها و تغییر زاویه دیدش نیاز دارد، ممنون می‌شوم لینک این مقاله را برایش ارسال کنید.

این مطالب هم مفید است...

نظر خود را در مورد این مطلب برای ما بنویسید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یادگیری عمیق‌تر
نویسنده: جو دیسپنزا
جدیدترین مقالات

پادکست‌های تحلیل و ساده‌سازی نگرش نیک

پادکست‌های تحلیل و ساده‌سازی نگرش نیک