کانال «پادکست نگرش نیک» در تلگرام و بله راه اندازی شد

خلاصه کتاب سرگذشت یک یوگی اثر پاراماهانسا یوگاناندا

زمان مطالعه: 14 دقیقه
22 شهریور 1405
خلاصه کتاب سرگذشت یک یوگی
فهرست مقاله
یادگیری عمیق‌تر

پادکست‌های تحلیل و ساده‌سازی نگرش نیک

پادکست‌های تحلیل و ساده‌سازی نگرش نیک

زمانی که دکتر جو دیسپنزا تنها ۱۹ سال داشت، دوست پدرش کتابی به او هدیه داد که مسیر زندگی‌اش را برای همیشه زیر و رو کرد. اما این کتاب شگفت‌انگیز فقط روی جو دیسپنزا تأثیر نگذاشت؛ بلکه همان اثری است که نابغه‌ای مانند استیو جابز، خالق اپل، هر سال آن را بازخوانی می‌کرد و در روزی که از دنیا رفت، تنها کتابی بود که در آیپد شخصی‌اش وجود داشت. در سال ۱۹۴۶، کتابی وارد دنیای غرب شد که مانند یک انفجار خاموش، تمام معادلات فکری را تغییر داد. دانشمندان با خواندن آن به سکوت فرو رفتند و فیلسوفان مسیر زندگی و کار خود را عوض کردند. این شاهکار، کتاب سرگذشت یک یوگی اثر پاراماهانسا یوگاناندا است. در این مقاله از سایت نگرش نیک، قصد داریم بر اساس مفاهیم عمیق خلاصه کتاب سرگذشت یک یوگی پرده از رازهایی برداریم که واقعیت فیزیکی زندگی شما را شکل می‌دهند. می‌خواهیم درک کنیم:

  • چرا گاهی واقعیت زندگی ما راکد می‌ماند،
  • چگونه می‌توانیم گره‌های انرژی را در افکار، احساسات و رفتارهایمان پیدا کنیم
  • چگونه می‌توانیم با تبدیل انرژی‌های هدررفته به یک قدرت متمرکز، خواسته‌های خود را متجلی سازیم.
  • با مفهوم بی‌نظیر تعادل میان «تلاش و تسلیم» آشنا خواهید شد و
  • یک تمرین تنفسی باستانی و قدرتمند را خواهید آموخت که در عرض چند دقیقه، استرس را از جسم و ذهنتان پاک می‌کند.

 

چرا کتاب سرگذشت یک یوگی جهان را تکان داد؟

کتاب سرگذشت یک یوگی

چیزی که کتاب سرگذشت یک یوگی را تا این حد شگفت‌انگیز و تکان‌دهنده کرده است، مستندسازی وقایعی است که در ظاهر با عقل و منطق روزمره انسان‌ها جور درنمی‌آیند. پاراماهانسا یوگاناندا در این کتاب از اتفاقاتی پرده برمی‌دارد که در نگاه اول هیچ توجیه علمی برای واقعی بودنشان وجود ندارد.

به عنوان مثال، او در مورد مردی صحبت می‌کند که هم‌زمان در دو شهر مختلف دیده شده بود، یا زنی که ۵۰ سال تمام لب به آب و غذا نزده بود و پزشکان غربی این موضوع را با دقت بررسی و تأیید کرده بودند. او حتی از یوگی‌هایی سخن می‌گوید که در میانه مراقبه، نیروی جاذبه را خنثی کرده و در هوا معلق می‌شدند. از همه عجیب‌تر، مستنداتی از جسدی ارائه می‌دهد که حتی ۲۰ روز پس از مرگ، کوچک‌ترین نشانه‌ای از فساد و تجزیه در آن دیده نمی‌شد؛ واقعه‌ای که مدیر سردخانه آن را در یک نامه رسمی و محضری ثبت کرد و مجله معتبری مانند مجله تایم نیز خبر آن را پوشش داد.

اما نکته واقعاً جالب ماجرا اینجاست که یوگاناندا در سال ۱۹۴۶، این رویدادها را نه به عنوان معجزاتی دست‌نیافتنی، بلکه درست مانند دانشمندی که یافته‌هایش را ارائه می‌دهد، به عنوان «یک علم دقیق» به دنیای غرب معرفی کرد.

 

معجزات یا علم باستانی؟ نگاهی به توانایی‌های ماورایی (سیدی‌ها)

توانایی‌های ماورایی (سیدی‌ها)

علمی که یوگاناندا از آن صحبت می‌کند، متعلق به حکیمان باستان است؛ علمی آن‌قدر دقیق و قابل تکرار که حکیمی به نام «پاتانجلی»، حدود ۲۰۰۰ سال قبل، آن را در قالب ۱۹۶ آیه در کتاب «یوگا سوترا» رمزگذاری کرده بود. پاتانجلی نتایج این علم را کاملاً قطعی و اجتناب‌ناپذیر می‌دانست و به این توانایی‌های ماورایی و خارق‌العاده، «سیدهی» (Siddhi) می‌گفت.

با مطالعه خلاصه کتاب سرگذشت یک یوگی متوجه می‌شویم که معلق شدن در هوا یا دهه‌ها زندگی بدون غذا، خرافات یا معجزات بی‌حساب‌وکتاب نیستند. این پدیده‌ها در واقع همان سیدی‌هایی هستند که پاتانجلی نقشه‌شان را مانند یک فرمول دقیق ریاضی کشیده بود. از نگاه پاتانجلی، این اتفاقات معجزه نبودند، بلکه نتایج طبیعی و سیستماتیکِ یک ارتباط خاص بین «آگاهی» و «واقعیت فیزیکی» به شمار می‌رفتند.

برای درک بهتر، نور خورشید را تصور کنید. اگر نور خورشید به صورت عادی به یک تکه کاغذ بتابد، اتفاق خاصی نمی‌افتد؛ اما اگر همین نور را به کمک یک ذره‌بین در یک نقطه متمرکز کنید، کاغذ آتش می‌گیرد. این سوختن معجزه نیست، بلکه نتیجه طبیعیِ «تمرکز نور» است. در تعالیم یوگا نیز وقتی آگاهی و تمرکز ذهن را روی یک نقطه از جهان فیزیکی قفل می‌کنید، ماده از خود رفتار متفاوتی نشان می‌دهد و این توانایی‌های ماورایی، تنها نتایج جانبیِ این تمرکز عمیق هستند.

 

راز بزرگ هستی: واکنش واقعیت فیزیکی به آگاهی ما

کشف اصلی در سرگذشت یک یوگی و سایر سنت‌های باستانی (از هند و مصر گرفته تا ایران باستان) چیز دیگری است. آن‌ها یک حقیقت بزرگ را فریاد می‌زنند:

واقعیت فیزیکی به آگاهی ما واکنش نشان می‌دهد.

این یعنی دنیای درونی ما، اگر به شکل درستی فعال شود، دقیقاً همان نیرویی است که دنیای بیرونی ما را خلق می‌کند. سنت‌های باستانی معتقدند که جهان فیزیکی، فضایی جامد و تغییرناپذیر نیست، بلکه مانند خمیربازی نرم و انعطاف‌پذیر است. این کیفیت و جهتِ آگاهی (جهان درون شما) است که تعیین می‌کند این خمیر چه شکلی به خود بگیرد.

بیشتر مردم تصور می‌کنند که ابتدا باید شرایط بیرونی عوض شود تا حس درونی‌شان تغییر کند؛ اما پیام بزرگ این کتاب کاملاً برعکس است. اول باید فرکانس و حالت درونی شما تغییر کند تا جهان بیرونی به ناچار خود را با آن هماهنگ سازد. جهان بیرون هیچ استقلالی از خود ندارد و تنها در حال پاسخ دادن به نقشه‌ای است که در درون شما فعال شده است.

 

انرژی آزاد چیست و چگونه آن را بیدار کنیم؟

انرژی آزاد در یوگا چیست

برای درک عمیق‌تر این توانایی‌ها، باید با مفهومی کلیدی به نام «انرژی آزاد» آشنا شویم. در ادبیات عرفانی یوگا و فیزیک آگاهی، انرژی آزاد به آن بخشی از انرژی زیستی و روانی گفته می‌شود که از تمام درگیری‌ها، گره‌های درونی و اتلاف‌های روزمره رها شده و اکنون به طور کامل در اختیار آگاهی قرار گرفته است.

وقتی شخص به کمک تمریناتی مانند تنظیم تنفس، آرام کردن افکار و رهاسازی انقباض‌های بدن، جلوی نشتی‌های انرژی خود را می‌گیرد، این انرژی هدررفته ناگهان آزاد می‌شود. این انرژیِ آزادشده درست مانند یک پس‌انداز عظیم است که حالا می‌توانید آن را به صورت یک‌جا برای خلق خواسته‌هایتان سرمایه‌گذاری کنید.

 

مسیر هشت‌گانه یوگا از نگاه پاتانجلی

در کتاب سرگذشت یک یوگی و کتاب یوگاسوترای پاتانجلی، به مفهومی به نام «مسیر هشت‌گانه یوگا» اشاره شده است. نکته ظریف اینجاست که پاتانجلی عمداً به جای استفاده از کلماتی مثل «قدم» یا «مرحله»، از اصطلاح «اندام‌های یوگا» (۸ عضو یوگا) استفاده می‌کند. دلیل این امر آن است که این هشت مورد، نیازی به توالی خطی ندارند. قرار نیست حتماً از مرحله اول شروع کنید تا به مرحله هشتم برسید؛ بلکه درست مانند اندام‌های یک بدن که هم‌زمان و مستقل اما در کنار هم کار می‌کنند، شما می‌توانید این مسیرها را به ترتیبی که برایتان مناسب‌تر است پیش ببرید.

 

کریای یوگا و معکوس کردن جریان انرژی

در خلاصه کتاب سرگذشت یک یوگی ما تمرکز خود را روی مهم‌ترین اندام، یعنی «تنفس» قرار می‌دهیم. یوگاناندا در کتاب خود به فرآیند کریای یوگا (Kriya Yoga) و تکنیک بالا کشیدن انرژی اشاره می‌کند. او در یک نقل‌قول بی‌نظیر می‌گوید:

«در انسان‌هایی که تحت سلطه مایا (توهم و قانون طبیعت) هستند، جریان انرژیِ زندگی همیشه به سمت دنیای بیرون متمایل است. این انرژی از طریق حواس پنج‌گانه هدر می‌رود. اما تمرین کریا، این جریان را معکوس می‌کند؛ یعنی نیروی حیات را به صورت ذهنی به سمت کیهان درون هدایت می‌کند تا دوباره با انرژی‌های ظریف ستون فقرات پیوند بخورد.»

«مایا» همان توهمی است که باعث می‌شود فکر کنیم دنیای بیرون تنها واقعیت موجود است. وقتی تمام تمرکز ما به بیرون (آنچه می‌بینیم، می‌شنویم و لمس می‌کنیم) معطوف باشد، حواس پنج‌گانه ما مانند پنج نشتی بزرگ روی مخزن انرژی‌مان عمل می‌کنند. گشت‌وگذارهای بی‌هدف در شبکه‌های اجتماعی، عصبانیت‌های روزمره و درگیری با حواشی، انرژی حیاتی را به بیرون پمپ می‌کنند و نتیجه آن چیزی جز احساس خستگی، خلأ و بی‌حوصلگی نیست.

بدن و ذهن خود را مانند یک موتور همیشه روشن تصور کنید که حتی در خواب هم در حال مصرف سوخت است (تپش قلب، پردازش مغز، ترمیم سلول‌ها). به این نیروی حیات در یوگا «پرانا» می‌گویند. این جریان هرگز قطع نمی‌شود؛ سؤال اینجاست که این انرژی کجا خرج می‌شود؟ تکنیک کریای یوگا، با کنترل دم و بازدم و تمرکز روی ستون فقرات، مسیر این انرژی را که در حال هدر رفتن بود، معکوس کرده و به سمت داخل و بالا می‌کشد.

 

انرژی راکد در کجای وجود ما پنهان می‌شود؟

انرژی راکد در کجای وجود ما پنهان می‌شود؟

انرژی راکد، یک واقعیت راکد را برای شما خلق می‌کند. دنیای بیرونی شما دقیقاً بازتابی از الگوی حرکت انرژی درونی شماست. هر زمان که دیدید در یک موقعیت یا بُعدی از زندگی‌تان گیر افتاده‌اید، شک نکنید که پای یک «انرژی راکد» در میان است.

وقتی انرژی درونی شما حرکت جدیدی ندارد، رفتارها و تصمیمات شما تکراری می‌شوند. در نتیجه، جهان بیرون نیز اتفاق جدیدی برایتان رقم نمی‌زند و همان مشکلات، آدم‌ها و شرایط قبلی مدام تکرار می‌شوند. شما مانند ماشینی هستید که روی دنده یک گیر کرده است؛ هرچقدر هم گاز بدهید، سرعتتان بیشتر نمی‌شود. انسداد انرژی یعنی قفل شدن توجه و احساس در یک نقطه از ذهن یا بدن.

برای پیدا کردن این انسدادها، باید در سه جای مهم به دنبال آن‌ها بگردید:

 

۱. گیر افتادن در افکار تکراری

از خود بپرسید: «انرژی من کجا راکد شده است؟» ببینید کجای ذهن شما مانند یک نوار کاست خراب، مدام یک فکر را تکرار می‌کند. بحث‌های خیالی با آدم‌ها در ذهن، نشخوار گذشته یا نگرانی مفرط از آینده، همگی نشان‌دهنده گیر افتادن انرژی حیاتی در تله افکار تکراری است.

 

۲. حبس کردن احساسات سرکوب‌شده

آن احساسی که حاضر نیستید با آن روبه‌رو شوید چیست؟ کینه از یک دوست قدیمی، خشم از یک بی‌عدالتی، یا ترس از تغییر. وقتی این احساسات منفی را رها نمی‌کنید و آن‌ها را با خود حمل می‌کنید، انرژی زیستی شما صرف زنده نگه داشتن این کینه‌ها می‌شود و دیگر توانی برای پیشروی و خلق شادی باقی نمی‌ماند.

 

۳. رفتارهای تکراری و انقباض‌های جسمانی

به عادت‌هایی دقت کنید که می‌دانید به نفعتان نیستند اما مدام تکرارشان می‌کنید؛ مانند پرخوری عصبی هنگام استرس. این انسداد گاهی خود را به شکل فیزیکی نشان می‌دهد: شانه‌های همیشه منقبض، تنفس سطحی و بریده‌بریده، یا احساس سنگینی در قفسه سینه. این انقباضات، فرم جسمانیِ همان انرژی‌های راکد هستند.

قانون طبیعت ساده است: هر چیزی که جریان نداشته باشد، یا از بین می‌رود یا فاسد می‌شود. آب یک برکه اگر راکد بماند، به مردابی آلوده تبدیل می‌شود. زندگی نیز یک مسیر بی‌پایان از تکامل و جریان داشتن است. پس به محض اینکه آن فکر، احساس یا رفتار تکراری را بشناسید و رهایش کنید، انرژی به جریان می‌افتد و شرایط بیرونی نیز شروع به تغییر می‌کند.

 

سه سطح اصلی وجود انسان برای هم‌راستایی انرژی

سه سطح اصلی وجود انسان برای هم‌راستایی انرژی

برای اینکه بتوانید جریان انرژی را به صورت مداوم حفظ کنید و جلوی نشتی آن را بگیرید، باید پایه‌های وجودی خود را روی سه سطح اصلی محکم کنید: سطح فیزیکی، سطح ذهنی و سطح معنوی.

 

سطح فیزیکی: پاکسازی ظرف وجود (آسانا و تغذیه)

بسیاری از افراد در همین سطح اولیه گیر می‌افتند. زمانی که تغذیه مناسبی ندارید، تحرکتان کم است و مراقب بدنتان نیستید، انرژی در سطح فیزیکی قفل می‌شود. یکی از اندام‌های یوگا «آسانا» (وضعیت‌های بدنی) است. وقتی بدن خود را در حالت درست قرار می‌دهید، جسم شما تبدیل به یک آنتن قوی برای دریافت فرکانس‌های هستی می‌شود.

نیازی به تعصب و رژیم‌های سخت‌گیرانه و استرس‌زا نیست. مهم این است که آگاهانه به بازخورد بدنتان توجه کنید. «حس بهتر» به معنای لذتِ ۱۵ دقیقه‌ای هنگام غذا خوردن نیست؛ بلکه به معنای احساس سبکی، شادابی و شفافیت ذهنی در ساعت‌های پس از صرف غذاست. بدن شما بهترین راهنمای شماست. فشار آوردن بیش از حد به جسم (مانند ورزش‌های فوق‌سنگین و طاقت‌فرسا بدون استراحت) تنها باعث تخریب سیستم عصبی و بیماری می‌شود.

 

سطح ذهنی: خروج از منطقه امن و رویارویی با ناشناخته‌ها

تمام مسائل جسمی، در نهایت زیرمجموعه ذهن ما هستند. اگر ذهن دائماً درگیر استرس باشد، هیچ رژیم غذاییِ سفت‌وسختی به شما کمک نخواهد کرد. در سطح ذهنی، ما باید یاد بگیریم که تمرکز خود را از روی چیزهایی که نمی‌خواهیم، برداریم و روی چیزهایی که واقعاً می‌خواهیم متمرکز شویم.

ایگو (نفس سرکش) عاشق منطقه امن است و از ناشناخته‌ها به شدت می‌ترسد. ایگو ترجیح می‌دهد شما در وضعیتی ناراحت اما آشنا باقی بمانید، تا اینکه خطر کنید و وارد مسیر رشد شوید. اما به یاد داشته باشید: شما دقیقاً زمانی بیشترین حس سرزندگی و حیات را تجربه می‌کنید که از منطقه امن خود خارج شده و با چالش‌ها روبه‌رو می‌شوید. رشد، در دل مبارزه و ناشناخته‌ها شکل می‌گیرد، نه در روزمرگی و بی‌حسی.

 

سطح معنوی: اتحاد با منبع بی‌نهایت انرژی

برای پاکسازی روح و روان، نیازمند تمریناتی هستیم که ما را به انرژی‌های کیهانی و زمینی متصل کنند. در ادامه، یک تمرین بی‌نظیر برای این سطح را به شما آموزش می‌دهیم.

 

آموزش گام‌به‌گام تمرین تنفسی برای آزادسازی انرژی راکد

این تمرین تنفسی که شباهت زیادی به کریای یوگا دارد، به شما کمک می‌کند تا هم از زمین و هم از آسمان انرژی دریافت کنید و کالبد خود را پاکسازی نمایید. تصور کنید که در یک اقیانوس عظیم از انرژی رایگان غرق شده‌اید.

گام اول (وضعیت صحیح)

گام اول تمرین تنفسی کریا

صاف بایستید یا بنشینید؛ به طوری که ستون فقرات کاملاً کشیده و صاف باشد. شانه‌ها، دست‌ها و فک خود را کاملاً شل کنید تا هیچ انقباضی در بدن نماند. چند لحظه تمام توجه خود را روی نفس‌هایتان متمرکز کنید.

 

گام دوم (دَم – جذب انرژی)

گام دوم تنفس کریا

یک نفس عمیق از طریق بینی بکشید و هوا را به داخل شکم و قفسه سینه هدایت کنید. هم‌زمان تصور کنید که دو جریان انرژی وارد بدن شما می‌شوند: یک جریانِ حامی و آرام‌بخش از کف پاها (انرژی زمین) به سمت بالا می‌آید، و جریان دومِ زلال و روشن از بالای سر (انرژی کیهانی) به سمت پایین سرازیر می‌شود. این دو در مرکز قلب شما به هم می‌رسند.

 

گام سوم (بازدَم – بازگشت انرژی)

گام سوم تمرین تنفسی کریا

به آرامی و با کنترل کامل، هوا را از دهان بیرون دهید. حالا تصور کنید که مسیر حرکت این انرژی‌ها برعکس می‌شود. انرژی زمینی به سمت پایین برگشته و از کف پاها خارج می‌شود، و انرژی کیهانی به سمت بالا حرکت کرده و از تاج سر به آسمان بازمی‌گردد.

 

گام چهارم (تکرار و سکوت)

گام چهارم تمرین تنفسی کریا

این چرخه را چند بار با آرامش تکرار کنید. پس از پایان، چند ثانیه در سکوت بمانید و حس رهایی، سبکی و شارژ شدنِ میدان انرژی خود را با تمام وجود لمس کنید. این تمرین مانند یک توربین، انرژی‌های راکد شما را به جریان می‌اندازد.

 

تعادل میان تلاش و تسلیم: راز بزرگ تجلی خواسته‌ها

یکی از طلایی‌ترین مفاهیمی که با مطالعه خلاصه کتاب سرگذشت یک یوگی و تعالیم پاتانجلی به آن می‌رسیم، ایجاد تعادل میان «تلاش و کوشش» و «رها کردن نتیجه» است. کلمه یوگا به معنای «اتحاد» است؛ یعنی تلاش برای یکی شدنِ مجددِ قطره‌ی وجود ما با اقیانوس بی‌کران هستی.

موفقیت مانند پرواز یک پرنده است که به دو بال نیاز دارد:

  1. بال تلاش: شما باید بهترینِ خود را ارائه دهید، کار کنید، یاد بگیرید و برنامه‌ریزی داشته باشید. تنبلی جایی در این مسیر ندارد.
  2. بال تسلیم و رهایی: وقتی تمام تلاشتان را کردید، نتیجه را به جهان هستی، کائنات یا خداوند بسپارید. اگر فقط تقلا کنید و مدام نگران نتیجه باشید، پرنده شما تنها یک بال دارد و هرگز پرواز نخواهد کرد.

کسانی که با ذهنیتِ تلاش صِرف فیزیکی جلو می‌روند، مدام به در و بسته می‌خورند، زیرا با احساس کمبود و نیاز، می‌خواهند به زور خود را به جلو هل دهند. آن‌ها از مسیر لذت نمی‌برند و فقط به مقصد خیره شده‌اند. قانون کائنات این است: دقیقاً در لحظه‌ای که وسواس روی نتیجه را رها می‌کنید و با عشق در لحظه حال تلاش می‌کنید، خواسته‌تان متجلی می‌شود.

 

تفاوت نیت درونی و نیت بیرونی در چیست؟

برای درک بهتر این تعادل، باید تفاوت این دو نیت را بشناسیم:

  1. نیت درونی (منِ کوچک/ایگو): خواسته‌های شخصی و نفسانی ماست که بر پایه تقلا، ترس از کمبود و نیاز به تأیید دیگران بنا شده است. به عنوان مثال، وقتی برای دوستانتان با نیت درونی آشپزی می‌کنید، تمام مدت استرس دارید که مبادا غذا بد شود و دیگران شما را تحسین نکنند.
  2. نیت بیرونی (منِ بزرگ/الهی): از جنس رهایی، خدمت به کل جهان و اعتماد به هوشمندی هستی است. با نیت بیرونی، شما آشپزی می‌کنید تا عشق و انرژی خوب را به عزیزانتان هدیه دهید. شما از فرایند لذت می‌برید و تسلیم هستید؛ اگر غذا عالی شد خوشحال می‌شوید و اگر کمی سوخت، با عشق به آن می‌خندید.

 

سخن پایانی: با زندگی نرقصید، نجنگید!

هدف نهایی تمام این آموزه‌ها در کتاب سرگذشت یک یوگی این است که مرز بین نیت درونی و بیرونی را پاک کنید. خواسته‌ی شما باید با خواسته‌ی کائنات یکی شود. در این حالت، شما دیگر با زندگی نمی‌جنگید، بلکه همراه با آن می‌رقصید.

تلاش‌های ما باید در راستای خدمت به جهان هستی باشد. مهم نیست در حال انجام چه کاری هستید؛ جارو زدن خانه، کار در اداره، یا مدیریت یک وب‌سایت. وقتی کارتان را به یک «عمل عاشقانه و آگاهانه» تبدیل کنید و خودخواهی را کنار بگذارید، جهان هستی تمام پاداش‌های مادی و معنوی (مانند ثروت، آرامش و احترام) را به عنوان محصول فرعیِ این نیت پاک، به شما می‌بخشد.

از شما می‌خواهم صادقانه به من بگویید چقدر این مفاهیم برایتان کاربردی بود؟ از عدد ۱ تا ۱۰ (۱ کمترین و ۱۰ بیشترین) به این محتوا چه امتیازی می‌دهید؟ حتماً جواب و نظرتان را در بخش دیدگاه‌های زیر همین مقاله برای من بنویسید تا بتوانم با انرژی بیشتر، مطالب بهتری برای شما آماده کنم. همچنین، اگر احساس می‌کنید در اطرافیانتان کسی هست که به شنیدن این حرف‌ها و تغییر زاویه دیدش نیاز دارد، ممنون می‌شوم لینک این مقاله را برایش ارسال کنید.

این مطالب هم مفید است...

نظر خود را در مورد این مطلب برای ما بنویسید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یادگیری عمیق‌تر
جدیدترین مقالات

پادکست‌های تحلیل و ساده‌سازی نگرش نیک

پادکست‌های تحلیل و ساده‌سازی نگرش نیک