خلاصه کتاب, مقالات

خلاصه کتاب مثل یک راهب فکر کن اثر جی شتی

خلاصه کتاب مثل یک راهب فکر کن

امروز می خواهیم خلاصه کتاب مثل یک راهب فکر کن اثر جی شتی را با هم بخوانیم. عنوان انگلیسی کتاب «Think Like A Monk» هست که به فارسی نیز با عنوان «مثل یک راهب فکر کن» ترجمه و چاپ شده است.

 

درباره نویسنده کتاب مثل یک راهب فکر کن

جی شتی نویسنده پرفروش نیویورک تایمز، برنده جایزه داستان نویسی، گوینده پادکست هدف و راهب سابق است. او در سال 2019، ستاره جلد جوانان تاثیرگزار ادویک بود. در سال 2017، فوربس او را به دلیل تأثیرگزار بودن در رسانه های خود با امتیاز زیر 30 سال معرفی کرد. ویدیوهای او بیش از هشت میلیارد بار دیده شده است و او بیش از 40 میلیون دنبال کننده در سراسر شبکه های اجتماعی دارد.

 

توصیه

آیا خود را می شناسید؟ راهب ودایی سابق جی شتی توصیه هایی را که از تحقیقات علمی و متون معنوی باستانی گرفته است برای کمک به شما در زمینه داشتن یک زندگی شاد و معنادار به اشتراک می گذارد.

او شما را در یادگیری پذیرش جدایی و غلبه بر خودگویی منفی و تأثیر سمی راهنمایی می کند. در ایجاد روابط سالم و عزت نفس و غلبه بر نفس خود؛ و در زندگی آگاهانه با شفقت و سپاسگزاری شما را همراهی می نماید.

جی شتی معتقد است که هر فردی “دارمای” خود را دارد. این یک کلمه سانسکریت است که تقریباً به معنای “هدف” یا “ارتباطات” است. این کلمه بیان می کند که هیچ وقت برای کشف شما دیر نیست.

 

برداشت

  • اجرای نقش ها را متوقف کنید و حواس پرتی های منفی را از بین ببرید.
  • منفی بودن مسری است و اثرات مضری بر ذهن و بدن شما دارد.
  • از تعریف خود در رابطه با دیگران دست بردارید و بر تأثیرات سمی غلبه کنید.
  • جدایی را در آغوش بگیرید و با نیت زندگی کنید.
  • خود را با خدمت به دیگران و با مهارت و اشتیاق کشف کنید.
  • خلاقیت خود را با برنامه های صبح و عصر آزاد کنید.
  • از قدرت ذهن خود استفاده کنید و عزت نفس سالم ایجاد کنید.
  • خدمات را با شفقت و سپاسگزاری انجام دهید.

 

خلاصه کتاب مثل یک راهب فکر کن

ایفای نقش ها را متوقف کنید و حواس پرتی های منفی را حذف کنید. افراد تمایل دارند نقش ها و شخصیت های متفاوتی را هنگام پیمایش در زمینه های متمایز اتخاذ کنند. اما توجه به انتظارات دیگران می ‌تواند شما را افسرده، ناامن و ناراضی کند. داشتن یک زندگی واقعی انتخاب بهتری است، حتی اگر انجام این کار به این معنی باشد که در خطر از دست دادن روابط قرار می گیرید.

ارزش ‌هایی را که تاکنون زندگی شما را هدایت کرده‌اند، ارزیابی کنید، سپس منبع هر ارزش را مشخص کنید. برای مثال، شاید مدرسه‌ تان ارزش دانش را به شما یاد داده در حالی که رسانه ‌ها به شما یاد داده‌اند که برای ظاهر فیزیکی ارزش قائل شوید.

عوامل حواس پرتی را حذف کنید تا به این فکر کنید که آیا می خواهید زندگی خود را به دنبال این ارزش ها بگذرانید یا آنها را به روز کنید. زمان و پولی را که هر روز سرمایه ‌گذاری می ‌کنید حسابرسی کنید و در مورد اینکه آیا اقداماتتان از ارزش ‌هایتان پشتیبانی می ‌کند یا خیر، فکر کنید. به عنوان مثال، آیا به جای تعامل با خانواده، ساعت های بی شماری را صرف مرور رسانه های اجتماعی می کنید؟

سعی کنید ارزش ‌های باستانی هندو بهاگاواد گیتا را مجسم کنید. این ارزش ها شامل قدردانی، صدقه و صداقت است. یک «ممیزی همراه» انجام دهید: در مورد افرادی که بیشترین زمان را با آنها می گذرانید و اینکه آیا ارزش های آنها با ارزش های شما همخوانی دارد فکر کنید. حواستان باشد که اجازه دهید نزدیکانتان روی شما تأثیر بگذارند و تأثیرات منفی خارجی را فیلتر کنید.

 

منفی گرایی

منفی گرایی مسری است و اثرات مضری بر ذهن و بدن شما می گذارد.

وقتی افراد درگیر افکار و رفتارهای منفی می شوند، اغلب به این دلیل است که احساس می کنند چیزی یک «نیاز عاطفی اصلی»، برای عشق، صلح، یا درک و احترام را تهدید می کند. منفی نگری می تواند شما را به قضاوت، دستکاری و تلاش برای کنترل اطرافیانتان سوق دهد یا مشکلات خود را به گردن دیگران بیندازید.

این را هم بخوانید:  انواع مشتری در کسب و کار و 16 راهکار مفید برای برخورد با آنها

مردم اغلب ذهنیت قربانی را می پذیرند، سپس افکار منفی خود را به دیگران منتقل می کنند. به عنوان مثال، اگر در مورد یک روز وحشتناک شکایت می کنید، ممکن است دیگران را نیز وادار به شکایت کنید. یک گرایش طبیعی به انطباق و توافق به نام “سوگیری فکر گروهی” وجود دارد که افراد را وادار می کند منفی بافی یکدیگر را بپذیرند.

“هر روز ما توسط افکار منفی مورد حمله قرار می گیریم. تعجب ندارد که ما نمی توانیم آن را حذف کنیم و همچنین آن را دریافت کنیم.» وقتی درگیر افکار منفی هستید، احتمالاً نسبت به افراد تصادفی پرخاشگری بیشتری نشان خواهید داد.

اگر در درازمدت درگیر افکار منفی باشید، استرس ناشی از آن می تواند هیپوکامپ (منطقه ای که مغز شما برای استدلال و حافظه از آن استفاده می کند) شما را کوچک کند.

منفی بودن همچنین مغز شما را وادار می کند که هورمون استرس کورتیزول را ترشح کند که می تواند سیستم ایمنی بدن شما را مختل کند. با دقت به رویدادهای ناراحت کننده فکر کنید و به افکار و احساسات خود در هنگام بروز آنها توجه کنید. با نوشتن در مورد احساسات خود، می توانید شفا و رشد ذهنی و جسمی را تحریک کنید.

 

تعریف کردن هویت

از تعریف کردن هویت خود در ارتباط با دیگران دست بردارید و بر تأثیرات سمی آن غلبه کنید.

رفتارهای منفی دیگران را قضاوت نکنید و انرژی خود را صرف یافتن راه حل برای آنها نکنید. با دورکردن خود از موقعیت های عاطفی منفی و یافتن دیدگاه عینی تر، شرایط را برای خودتان مساعد کنید. خود را از احساسات منفی یا دارایی هایی که باعث ایجاد افکار منفی می شود رها کنید.

سه فرد نشاط‌بخش را پیدا کنید تا اثرات هر فرد منفی را در زندگی  خود متعادل کنید. خود را از گوش دادن به صحبت های افراد منفی رها کنید. خودتان را با دیگران مقایسه نکنید. مقایسه فقط باعث حسادت، طمع و خشم در شما می شود. هر چه بیشتر خودمان را با دیگران مقایسه کنیم، بیشتر خودم را گم می کنیم. اقدامات زیر را برای رسیدن به آگاهی بیشتر و سلب قدرت افکار منفی انجام دهید:

  • تأثیرات منفی یا سمی اطراف خود را شناسایی کنید: افکار منفی خود را فهرست کنید و در مورد آنچه باعث این طرز تفکر می شود فکر کنید. به عنوان مثال، آیا از ظاهر دوستی به دلیل اینکه نسبت به ظاهر خود حساس بودید انتقاد کردید ؟
  • قبل از درگیر شدن در امور منفی مکث کنید: آزادی به معنای افراط در هر خواسته ای فقط به این دلیل که می توانید مانند تمایل به شکایت نیست. آزادی به معنای رهایی از کنترل امیال است.
  • با دقت به احساسات خود برچسب بزنید: به جای اظهارات غیرمولد و مبهم در مورد احساس خود مانند “من عصبانی هستم” فکر کنید و آنها را با دقت توصیف کنید. به عنوان مثال، ممکن است عصبانی شوید زیرا احساس می ‌کنید چیزی یا شخصی شما را آزرده یا ناامید کرده است.
  • کسانی را که به شما صدمه زده اند ببخشید: وقتی شرکای رابطه یکدیگر را می بخشند، استرس عاطفی در رابطه کاهش می یابد و هر دو طرف رفاه بیشتری را تجربه می کنند.
  • یاد بگیرید که خودتان را ببخشید: بر احساس شرم و گناه غلبه کنید.

 

آغوش گرفتن جدایی

جدایی را در آغوش بگیرید و با هدف زندگی کنید.

ترس هایتان را تغییر دهید و رابطه خود را متحول کنید. بیشتر مردم به جای ترس از آنچه مهم است مثل دست دادن فرصت‌ ها از چالش ‌ها و استرس‌ های همراه با تغییر می‌ ترسند. درک خود را از ترس تغییر دهید. وقتی مردم ترس دارند، اغلب به انجماد، وحشت، فرار از مشکل یا سرکوب احساسات خود واکنش نشان می دهند.

با این حال، اگر یاد بگیرید که ترس خود را بپذیرید و با آن “کار کنید”، به زودی متوجه خواهید شد که از توانایی خود برای مقابله با این عوامل استرس زا شگفت زده خواهید شد. بر ترس خود  و با رویارویی با منبع آن یعنی دلبستگی مقابله کنید.

این را هم بخوانید:  راهکارهای کسب احساس رضایت از زندگی

با نیاز خود در جهت کنترل شرایط مقابله کنید و حالت جدایی را پرورش دهید. چیزهایی که باعث ترس شما می شوند را شناسایی کنید و ناپایداری همه چیز را در اطراف خود بپذیرید.

“ترس به ما انگیزه می دهد. گاهی اوقات ما را به سمت آنچه می‌ خواهیم برمی‌انگیزد، اما گاهی اوقات، اگر مراقب نباشیم، ما را از داشتن ایمنی محدود می‌کند.» در مورد اهداف و مقاصد خود و دلایلی که آنها را شکل داده اید فکر کنید.

کلمه سانسکریت برای این فرآیند “سانکالپا” است. انگیزه های اصلی افراد مثل ترس، میل، احساس وظیفه و عشق می تواند نیت آنها را تعیین کند. برای مثال، اگر ترس یک انگیزه اصلی در زندگی شما باشد، ممکن است به قصد محافظت از خانواده شما منجر شود. نیت خود را زیر سوال ببرید، انگیزه های اصلی خود را مشخص کنید و بپرسید که آیا نیت شما با آنچه می خواهید در جهان نشان دهید همسو است یا خیر.

خود را از تصورات بیرونی موفقیت رها کنید و اهدافی را ایجاد کنید که زندگی شما را پر از معنا و هدف کند. تنفس یوگای باستانی “پرانایاما” را برای پرورش آگاهی از نفس خود تمرین کنید و از تکنیک های آرام بخش و مراقبه برای انعکاس افکار و احساسات خود استفاده کنید.

 

رسالت خود را کشف کنید

با خدمت به دیگران و با مهارت و اشتیاق، رسالت خود را کشف کنید.

اشتیاق و مهارت های خود را به سمت چیزی مفید برای دیگران هدایت کنید تا “دارما” خود را کشف کنید: یک اصطلاح سانسکریت برای تماس یا هدف زندگی شما مشخص می شود.

نقاط قوت خود یا زمینه هایی را که در آن پیشرفت می کنید شناسایی کنید و از آنها برای خدمت به دیگران استفاده کنید. کارها را صرفاً به این دلیل انجام ندهید که در آنها مهارت دارید. بهاگاواد گیتا می گوید که اجرای کامل دارمای شخص دیگری بدتر از همسویی ناقص با دارمای خود است.

مطمئن شوید که کاری را دنبال می کنید که اشتیاق شما را برانگیزد و وظایفی است که دوست دارید و می توانید به خوبی آنها را اجرا کنید. اگر به نظر می رسد دیگران زودتر دارما خود را پیدا کرده اند و شما هنوز برای یافتن هدف تلاش می کنید، نگران نباشید. بسیاری از مردم پس از پرورش خودآگاهی بیشتر و توسعه نقاط قوت، دارما خود را کشف می کنند.

دارما فقط اشتیاق و مهارت نیست. دارما اشتیاق در خدمت به دیگران است. باگاواد گیتا افراد را به چهار تیپ شخصیتی به نام «وارنا» تقسیم می‌ کند که دارما آن‌ها را شکل می‌دهد:

1- راهنما – آنها از یادگیری مداوم و به اشتراک گذاشتن دانش خود لذت می‌برند.

2- سازندگان – آنها از آوردن چیزهای جدید مانند یک استارت آپ لذت می برند.

3- رهبران – آنها از تأثیرگذاری بر مردم و تأمین آنها لذت می برند.

4- سازندگان – آنها از روند ساختن چیزهای ملموس لذت می برند.

 

خلاقیت

خلاقیت خود را با برنامه های روتین صبح و عصر رها سازید

هر روز را با عزم، تمرکز، هدف و با ایجاد یک برنامه صبحگاهی شروع کنید. از مراسم راهبان الهام بگیرید: یک ساعت زودتر از حد معمول بیدار شوید و آنقدر زود به رختخواب بروید تا یک شب کامل بخوابید. زمانی را برای تهیه یک فنجان قهوه یا میانجی گری قدردانی اختصاص دهید. فضایی را در روز برای تمرکز عمیق و پایدار بر روی کارهایتان ایجاد می‌کند.

قوانین بار شناختی ما را کاهش می ‌دهند، بنابراین ما پهنای باندی برای خلاقیت داریم. ساختار و خودانگیختگی را افزایش می دهد. و کشف این روال را دوباره تقویت می کند.

یک روتین عصرانه ایجاد کنید که شما را برای روز بعد آماده کند. ابتدا آنچه را که می خواهید با آن مقابله کنید، شناسایی کرده و از نظر ذهنی آماده شوید. لباس رهبانی خود را مانند ردایی انتخاب کنید و هر روز صبح آن را بپوشید تا تصمیم گیری های غیر ضروری را حذف کنید.

مراقب افکارتان باشید و وقتی به خواب می روید سه جمله مثبت به خودتان بگویید. ایجاد و حفظ قوانین شما را پایه ‌گذاری می‌ کند و ساختار ایجاد می‌ کند و به ذهن شما فضایی برای خلاقیت می ‌دهد.

این را هم بخوانید:  خلاصه کتاب بهتر یاد بگیرید اثر اولریک بوسر

 

قدرت ذهن

از قدرت ذهن خود استفاده کنید و عزت نفس سالم بسازید.

سامیوتا نیکایا در کتاب مقدس بودایی، فعالیت های ذهن را با استفاده از استعاره بصری، میمون هایی که از درختی به درخت دیگر در حال چرخش هستند را شرح می دهد:

وقتی به اصطلاح «ذهن میمون» دارید، افکار غیرمتمرکز در مغز شما می چرخند که بسیاری از آنها به اضطراب و ترس شما مربوط می شود. مردم با افکارشان همذات پنداری می کنند، اما بودایی ها می آموزند که جدا از ذهن هستند.

بودایی ها با تمرین جدایی بر ذهن تسلط پیدا می کنند: آنها افکار را به طور عینی مشاهده می کنند، نه اینکه بیش از حد با آنها یکسان شوند تا جایی که می تواند منجر به تکانشگری شود و باعث شود قبل از فکر کردن به عواما مختلف واکنش نشان دهید. ذهن خود را به گونه ای آموزش دهید که تمایلات حواس را برای ارضای آنی و لذت های کوتاه مدت مهار کنید.

با اصلاح ذهنیت خود بر منفی نگری و شک و تردید غلبه کنید: وقتی یک صدای درونی به شما می گوید که در حال شکست هستید، روی میزان سختی کار و میزان پیشرفت خود تمرکز کنید. شفقت به خود را با ابراز عشق و احترام نسبت به دیگران با هر بار به وجود آمدن افکار منفی تمرین کنید.

«افکار ما مانند ابرهایی هستند که از کنار ما می گذرند و ما مانند خورشید هستیم.»

بر منیت خود غلبه کنید و فروتنی را تمرین کنید. انجام این کار به شما کمک می کند تا نقاط قوت و ضعف خود را درک کنید. نفس و عزت نفس یکی نیستند.

افراد خودخواه فکر می کنند همه چیز را می دانند و می خواهند همه آنها را دوست داشته باشند. افراد با عزت نفس سالم می ‌دانند که می ‌توانند از دیگران بیاموزند و می ‌توانند با بیزاری برخی از افراد کنار بیایند. برای ایجاد عزت نفس سالم، بازخورد بخواهید و پیروزی های کوچک را جشن بگیرید.

 

خدمت

خدمت را با شفقت و سپاسگزاری انجام دهید.

اصل کارما را درک کنید: اعمال شما به شما باز خواهد گشت. وقتی اعمال عاشقانه انجام می دهید، عشق از منبع یا منابع مختلف به شما باز می گردد. وقتی به منفی نگری بچسبید، تاثیر مثبت خود را بر جهان کاهش می دهید. در مورد زندگی عاشقانه خود عامدانه باشید و به این فکر کنید که انرژی خود را کجا سرمایه گذاری می کنید.

اگر مجرد هستید، به خود اجازه دهید که رشد شخصی، شغل، دوستان و احساس آرامش خود را در اولویت قرار دهید. با افرادی که از نظر عاطفی و معنوی با آنها ارتباط برقرار می کنید روابط معناداری ایجاد کنید.

روابط پایدار با ارزش تر از کسانی هستند که شما را به دلیل ظاهر، دارایی های مادی یا توانایی های فکری خود جذب می کنند. هر روز اعتماد را ایجاد و تقویت کنید: به قول هایی که می دهید عمل کنید.

به کسانی که دوستشان دارید مکمل های واقعی و بازخورد سازنده بدهید. و زمانی که دوستان شما با چالش هایی روبرو می شوند یا از پیامدهای تصمیم گیری ضعیف رنج می برند، همبستگی خود را نشان دهید. قدردانی را هر روز تمرین کنید: به جای آنچه که کمبود دارید، روی چیزهایی که دارید و دیگران به شما داده اند تمرکز کنید.

“دیدن احساس رضایت در زندگی و ایجاد احساس خوب منجر به درد و نارضایتی نمی شود. دیدن آن به عنوان خدمت منجر به تحقق می شود.» بهاگاواد گیتا معتقد است که بزرگترین هدف زندگی خدمت است. راه هایی را که برای خدمت به دیگران مناسب تر هستید، بیابید و توجه خود را به سمت آن اعمال معطوف کنید.

خدمات بدهی در گیرنده ایجاد نمی کند در عوض خدمات متقابل است. وقتی به کسی خدمت می کنید، خود را از چالش های عاطفی و ذهنی، مانند افسردگی و اضطراب شفا می دهید. راهبان بر این باورند که زندگی مشفقانه خدمتی، زندگی معنادار است.

[کل: 12 - میانگین: 2.8]
بازگشت به لیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *