تا حالا شده وقتی عبارت ماورای طبیعی شدن رو میشنوید، ناخودآگاه یاد جادوگری، فیلمهای تخیلی یا کارهای عجیبوغریب بیفتید؟ خیلیها با شنیدن این عبارت فکر میکنند پای خرافات در میان است! اما دکتر جو دیسپنزا در کتاب بینظیر و پرفروش خودش یعنی کتاب ماورای طبیعی شدن، خط باطلی روی این تصورات میکشد. ماورایی شدن از نگاه جو دیسپنزا هیچ ربطی به جادو ندارد؛ بلکه دقیقاً به معنای هک کردن بیولوژی بدن و شکستن محدودیتهای ذهن و محیط اطرافمان است. در این مقاله میخواهیم به زبان خیلی ساده بررسی کنیم که دقیقاً ماورایی شدن یعنی چه و چطور میتوانیم از این موضوع به نفع خودمان استفاده کنیم؟
ماورایی شدن یعنی چه؟
کلمه «ماورایی» یا «فوقطبیعی» به معنای جادوگری یا خرافات نیست. منظور جو دیسپنزا از بیان این کلمه، توانایی انسان برای شکستن قوانین و محدودیتهای فیزیکی و بیولوژیکی است. وقتی شما بتوانید بیماریای را که علم پزشکی غیرقابل درمان میداند، با قدرت ذهن شفا دهید، یا اتفاقی را در زندگی رقم بزنید که با منطق گذشتهتان محال به نظر میرسید، این یعنی شما فراتر از طبیعتِ معمول انسان عمل کردهاید و به یک موجود ماورای طبیعی تبدیل شدهاید.
بیشتر انسانها به صورت طبیعی شبیه به یک ربات یا یک دستگاه پخش صوت زندگی میکنند. اگر کسی به آنها توهین کند، عصبانی میشوند. اگر پول داشته باشند، خوشحالاند. اگر هوا ابری باشد، غمگین میشوند. یعنی محیط بیرون، احساسات درونشان را کنترل میکند. در حالت «طبیعی»، بدن شما و محیط بیرون شما، رئیس شما هستند. شما فقط یک واکنشگر هستید.
«ماورای طبیعی شدن» (Becoming Supernatural) یعنی شما دکمهی این خلبان خودکار را خاموش کنید و خودتان فرمان را به دست بگیرید. یعنی به جای اینکه محیط بیرون، احساسات شما را کنترل کند، شما از درون، بدن و دنیای بیرونیتان را تغییر دهید.
مثال بزنم تا بهتر درک کنید؟
• حالت طبیعی: پزشک میگوید ژنهای شما مشکل دارد یا بیماریتان ارثی است و تا آخر عمر با شماست. شما این را میپذیرید، غصه میخورید و بدنتان روزبهروز ضعیفتر میشود.
• حالت ماورای طبیعی: شما میدانید که سلولهای بدن به افکار و احساسات شما گوش میدهند. به جای غصه خوردن، هر روز چشمانتان را میبندید و با تمام وجود احساس سلامتی و شکرگزاری میکنید (انگار که همین الان کاملاً سالم هستید). بدن شما فرق بین واقعیت بیرون و تخیل درون را نمیفهمد؛ بنابراین مواد شیمیایی شفابخش ترشح میکند و بیماری از بین میرود.
چرا این حالت ماورایی است؟
چون شما پیشبینیِ علم پزشکی و محدودیت ژنهای خودتان را با قدرت ذهنتان دور زدهاید.
انسان طبیعی مثل یک «دماسنج» است؛ فقط دمای اتاق (اتفاقات بیرون) را نشان میدهد و با آن بالا و پایین میرود. اما انسان ماورای طبیعی مثل یک «دستگاه تنظیم دما (ترموستات)» است؛ او خودش دمای دلخواهش را تنظیم میکند و محیطِ اتاق مجبور میشود با آن هماهنگ شود. وقتی شما بتوانید بزرگتر از شرایط محیطیتان، بزرگتر از عادات بدنتان و بزرگتر از زمان (گذشته) فکر و عمل کنید، شما یک انسان «ماورای طبیعی» شدهاید.
ماورایی شدن یعنی فراتر رفتن از سه محدودیت بزرگ انسان: بدن فیزیکی، محیط اطراف و زمان. یعنی شما یاد بگیرید از یک انسان شرطیشده (که فقط به اتفاقات بیرونی واکنش نشان میدهد و بر اساس گذشتهاش زندگی میکند) به یک «خالق آگاه» تبدیل شوید که میتواند با تغییر فرکانس ذهنی و احساسیاش، واقعیت زندگی، سلامت جسمانی و آیندهاش را خودش رقم بزند.
چه اتفاقی در مغز و بدن میافتد؟
بیشتر انسانها در حالت بقا (Survival) زندگی میکنند. در این حالت، امواج مغزی در حالت «بتا» (Beta) است؛ یعنی پر از استرس، نگرانی برای آینده و مرور خاطرات تلخ گذشته. این حالت باعث میشود گذشتهی ما به بیولوژیِ ما تبدیل شود که این موضوع را در کتاب ماورای طبیعی شدن که در سایت نگرش نیک قرار داده ام، کامل تحلیل و ساده سازی کرده ام تا بتوانید کامل درک کنید.
اما وقتی شما «ماورایی» میشوید، این چرخه را میشکنید. تحلیل علمی آن به این شکل است:
- تغییر امواج مغزی: شما با مدیتیشن، امواج مغز را از حالت بتای پرالتهاب به حالتهای «آلفا» و «تتا» (آرامش عمیق و تلقینپذیری) میبرید.
- تغییر اپیژنتیک: شما منتظر نمیمانید تا اتفاق خوبی در بیرون بیفتد تا خوشحال شوید. بلکه با تصویرسازی ذهنی، احساس آن اتفاقِ خوب را قبل از رخ دادنش در بدنتان ایجاد میکنید. چون بدن فرق بین واقعیت و خیال را نمیفهمد، ژنهای جدیدی در بدن روشن میشوند و بیولوژی شما برای دریافت آن آیندهی جدید آماده میشود.
اگر بخواهم خیلی ساده بگویم:
تصور کنید ذهن و بدن شما یک کامپیوتر است. سالهاست که این کامپیوتر با یک ویندوز قدیمی و پر از ویروس (تروماها، باورهای محدودکننده، استرسها) کار میکند. شما هر روز صبح بیدار میشوید و همان برنامههای تکراری (عصبانیت، نگرانی مالی، درد بدن) را اجرا میکنید.
ماورایی شدن، یعنی نصب یک سیستم عامل جدید. یعنی شما با ارادهی خودتان وارد کدهای برنامهنویسی ذهنتان میشوید، ویروسهای گذشته را پاک میکنید و برنامه یک زندگی جدید (سلامتی، ثروت، آرامش) را روی آن نصب میکنید. ماورایی شدن یعنی شما دیگر بردهی برنامهریزیهای ناخودآگاه گذشتهتان نیستید.
یک مثال ملموس از ماورای طبیعی شدن
حالت عادی (شرطی شده):
فردی بیمار است یا مشکل مالی دارد. او هر روز صبح بیدار میشود، به درد بدنش یا حساب بانکی خالیاش توجه میکند (محیط)، غصه میخورد (احساس) و میگوید: «زندگی من همیشه همینقدر سخت بوده است» (گذشته/زمان). او در زندان بدن، محیط و زمان گیر کرده است.
حالت ماورایی (خلق آینده):
همان فرد تصمیم میگیرد ماورایی شود (طبق دستورالعمل جو دیسپنزا در کتاب ماورای طبیعی شدن رفتار کند). او صبح زود در یک فضای آرام مینشیند، چشمانش را میبندد و ارتباطش را با محیط، بدن و زمان قطع میکند (وارد فضای کوانتومی میشود). او خودش را در سلامت کامل یا در یک شغل عالی تصور میکند و «احساسِ» شکرگزاری، رهایی و شادیِ ناشی از آن را با تمام وجود در قلبش بیدار میکند؛ آنقدر واقعی که بدنش باور میکند آن اتفاق همین الان رخ داده است. وقتی او چشمانش را باز میکند، دیگر آدم قبلی نیست؛ او از نظر بیولوژیکی و انرژیایی، تبدیل به آدمی شده است که آن آیندهی زیبا را به سمت خودش جذب میکند.
جمع بندی
در یک کلام، اگر بخواهیم به این سوال کلیدی پاسخ دهیم که ماورایی شدن یعنی چه باید بگوییم این مفهوم به معنای پایان دادن به زندگیِ واکنشی و تبدیل شدن به خالقِ آگاهِ زندگی است. شما دیگر قربانی ژنها، خاطرات تلخ گذشته یا شرایط محیطی بیرون نیستید. با تغییر آگاهانهی افکار و احساساتتان، میتوانید بیولوژی بدن و فرکانس ذهنی خود را از نو برنامهریزی کنید و آیندهای را خلق کنید که تا پیش از این برایتان غیرممکن به نظر میرسید. این فرآیند جادوگری نیست، بلکه استفادهی درست و علمی از قدرت شگفتانگیز مغز و قلب شماست تا از یک انسان شرطیشده، به انسانی فراتر از محدودیتها تبدیل شوید.
برای درک کامل کتاب ماورای طبیعی شدن روی عکس زیر کلیک کنید: