خلاصه کتاب قدرت حال اثر اکهارت تله

بفرست برای دوستت
خلاصه کتاب قدرت حال
مشخصات کتاب

فهرست مطالب

بیشتر ما یا حسرت گذشته را می‌خوریم یا نگران آینده‌ای هستیم که نمی‌توانیم آن را کنترل کنیم. با این حال، دلمان می‌خواهد زندگی بهتری داشته باشیم و شاد باشیم، اما نمی‌دانیم چطور. در این شرایط، خلاصه کتاب قدرت حال به ما کمک می‌کند. اکهارت تُله، در این کتاب، نویسنده و راهنمای معنوی، روش‌هایی را برای مدیریت زندگی درونی و رابطه ما با گذشته، حال و آینده ارائه می‌دهد.

ایده اصلی و کاربردی اکهارت تُله این است که برای کم کردن رنج‌ها، باید روی زندگی در لحظه اکنون تمرکز کنیم. این کتاب نشان می‌دهد که چطور ذهن ما باعث رنج کشیدن ما می‌شود و چطور خودمان با ذهن‌مان، در چرخه‌های رنج گیر می‌کنیم و نمی‌گذاریم شاد باشیم.

کتاب “قدرت حال” به میلیون‌ها نفر کمک کرده تا زندگی و روابط خود را بهتر کنند، اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنند و واقعاً با زندگی خود ارتباط برقرار کنند.

 

فصل 1) با تمرکز بر لحظه حال، زندگی‌ات را بهتر کن

کلید رهایی از رنج چیست

خیلی از ما آرزو داریم آرامش پیدا کنیم و زندگی بهتری داشته باشیم. ما دنبال روشنگری هستیم، ولی راهش را بلد نیستیم. شاید اولین قدم آسان‌تر از آن باشد که فکر می‌کنید.

ما معمولاً در گذشته یا آینده زندگی می‌کنیم. یا مشغول حسرت خوردن و یادآوری گذشته هستیم، یا نگران آینده و برنامه‌ریزی برای آن. در این میان، تنها چیزی را که همین حالا در اختیار داریم، یعنی لحظه حال، فراموش می‌کنیم.

 

فقط همین لحظه

فقط لحظه حال مهم است، چون هیچ اتفاقی در گذشته یا آینده نمی‌افتد. همه چیز همین حالا، در لحظه‌های پشت سر هم «حال»، رخ می‌دهد.

هر حسی که دارید، همین حالا آن را تجربه می‌کنید. وقتی می‌گوییم چیزی در گذشته رخ داده، در اصل آن اتفاق در یک لحظه «حال» اتفاق افتاده و تمام شده است.

در واقع، «گذشته» فقط مجموعه‌ای از لحظات «حال» است که تمام شده‌اند و «آینده» هم لحظات «حالی» هستند که هنوز نیامده‌اند.

به همین دلیل، نگرانی برای آینده یا ماندن در گذشته فایده‌ای ندارد، اما زندگی «در لحظه حال» سود زیادی دارد. اگر این کار را بکنید، مشکلات بزرگ از بین می‌روند و فقط با مشکلات کوچک روبرو می‌شوید که می‌توانید به سادگی آنها را حل کنید.

مثلاً، نوشتن یک مقاله علمی سخت و بزرگ به نظر می‌رسد. اگر نگران کار باقی‌مانده باشید یا حسرت فرصت‌های قبلی را بخورید، کاری پیش نمی‌رود. اما اگر فقط مشکلات کوچک را یکی‌یکی حل کنید مثل جمع کردن اطلاعات یا نوشتن یک فصل، کار راحت‌تر تمام می‌شود.

پس، سعی کنید در حال زندگی کنید! چسبیدن به گذشته را متوقف کنید و از آینده نترسید تا ببینید زندگی‌تان چقدر بهتر می‌شود.

اگر الان حوصله مطالعه این مقاله را ندارید، می توانید پادکست آن را گوش کنید:

 

فصل 2) بخش آزاردهنده وجود ما که از درد تغذیه می‌کند

فرض کنیم شما موفق می‌شوید در لحظه حال زندگی کنید و نگران گذشته یا آینده نباشید. اگر در آن زمان دردی را تجربه کنید، چه اتفاقی می‌افتد؟ اگر درد در لحظه حال حس می‌شود، چگونه می‌توانید با رنج‌های جسمی و عاطفی کنار بیایید؟

درد در واقع یک مقاومت درونی است که خودتان در برابر چیزهایی که نمی‌توانید در بیرون تغییر دهید، می‌سازید. شما وقتی درد می‌کشید که از وضعیتی ناراضی هستید، اما فکر می‌کنید توان تغییر آن را ندارید. این نارضایتی درونی، به شکل یک حس بد (درد) نشان داده می‌شود.

از آنجا که ما زیاد به گذشته و آینده فکر می‌کنیم، نمی‌توانیم چیزهای زیادی را که باعث ناراحتی‌مان شده‌اند، تغییر دهیم. پس در برابر واقعیت مقاومت می‌کنیم، و این مقاومت همان درد است.

یکی دیگر از دلایل این درد خودساخته، «جسم رنج» (Pain-body) است؛ قسمتی از وجود ما که برای زنده ماندن، نیاز دارد ما درد بکشیم.

جسم رنج از تمام دردهای گذشته ما تشکیل شده و هر بار که درد می‌کشیم، قوی‌تر می‌شود. به همین دلیل، او می‌خواهد ما را غمگین و بدبخت کند.

این وضع ادامه پیدا می‌کند تا جایی که درد به بخشی از هویت شما تبدیل می‌شود و شما کاملاً با این جسم رنج یکی می‌شوید. چون درد برایتان مهم شده، از رها کردنش می‌ترسید، زیرا فکر می‌کنید اگر درد نباشد، هویتتان را از دست می‌دهید.

  خلاصه کتاب مانیفست قهرمان هر روزه اثر رابین شارما

مثلاً، وقتی از چیزی عصبانی می‌شوید، جسم رنج کنترل شما را به دست گرفته است. این خشم جلوی فکر کردن منطقی شما را می‌گیرد و فقط رنج بیشتری برایتان می‌آورد.

حتی اگر به نظر برسد تمام دردهای ما از بیرون می‌آیند، در بیشتر مواقع خود ما آنها را ساخته‌ایم: درد از درون ما شروع می‌شود. خبر خوب این است که چون خودمان آن را ساخته‌ایم، می‌توانیم آن را تغییر دهیم.

 

فصل 3) ایگو (ego) قسمتی از ذهن شماست که جلوی خوشحالی‌تان را می‌گیرد

ایگو حس کاذب و ساختگی از خود (Self) است که ریشه در شناسایی با ذهن و افکار دارد. این ایگو مجموعه‌ای از خاطرات، باورها، نقش‌های اجتماعی و داستان‌هایی است که ما دائماً درباره “من” برای خود تعریف می‌کنیم.

آیا تعجب کرده‌اید که چرا بعضی افراد انگار زندگی خود را خراب می‌کنند؟ چرا با اینکه کسی دوست ندارد بدبخت باشد، این همه آدم ناراحت هستند؟

مشکل اصلی ایگو است، بخشی از ذهن شما که فکر و عملتان را بدون اجازه شما مدیریت می‌کند.

چون ایگو راحت دیده نمی‌شود، بیشتر مردم نمی‌دانند چقدر تحت کنترل آن هستند. مثلاً، شاید بعد از یک دعوا پشیمان شوید که چرا تند برخورد کردید؛ اما هنگام دعوا، اصلاً متوجه نشدید که چیزی افکار و رفتار شما را هدایت می‌کند.

 

چرا ایگو این کار را می‌کند؟

چون برای زنده ماندن، نیاز به ناراحتی و رنج شما دارد. به همین خاطر، همیشه بر خلاف خواسته واقعی شما عمل می‌کند. وجود این بخش آسیب‌رسان در ذهن، دلیل رنج کشیدن انسان‌هاست. مثلاً، بعضی‌ها عمداً در رابطه‌های بد و پر از درد می‌مانند و خوشبختی خود را خراب می‌کنند.

ایگو شما را به سمت درگیری با دیگران می‌برد و شما را از وضعیت فعلی‌تان ناراضی نگه می‌دارد تا بتواند فکر و رفتارتان را در دست بگیرد.

مثلاً، هر جا که چند ایگو کنار هم باشند (مانند محیط کار یا خانه)، دعوا درست می‌شود. با اینکه مردم می‌خواهند آرام زندگی کنند، ایگوهایشان باعث می‌شود بر سر مسائل کوچک ناراحت شوند و واکنش‌های شدید نشان دهند. اگر سر یک موضوع ساده، مثل نوبت ظرف شستن یا خوب بودن یک فیلم، درگیر بحث تندی شدید، این احتمالاً کار ایگو است.

ایگو قسمت خطرناکی از ذهن است. می‌خواهد مهم‌ترین چیز برای شما باشد و حد و مرزی نمی‌شناسد؛ پس اگر کنترل را به او بدهید، رنج زیادی نصیبتان خواهد شد.

 

فصل 4) برای داشتن زندگی بهتر، از ذهن جدا شو و روی بدن تمرکز کن

چگونه از رنج ذهن رها شویم؟

قدرت ایگو یکی از دلایلی است که باید از ذهن خود جدا شوید و حواستان به بدن‌تان باشد. بسیاری از بزرگان هم بر اهمیت تمرکز روی بدن به جای ذهن تأکید کرده‌اند. چرا؟

چون ذهن عامل اصلی درد است.

ذهن با یادآوری خاطرات بد گذشته یا ساختن سناریوهای نگران‌کننده آینده، درد تولید می‌کند. این کار ذهن، شما را از زندگی در لحظه حال باز می‌دارد.

نتیجه این است: چون گذشته و آینده را نمی‌توانید تغییر دهید، دائم نگران چیزهای غیرقابل تغییر هستید. این نگرانی هم به درد ختم می‌شود. ما باید راهی پیدا کنیم تا قدرت ذهن را کم و کنترل آن را کاهش دهیم. چگونه؟

با تمرکز کردن بر بدن.

بدن شما بهترین‌ها را برای شما می‌خواهد. با گوش دادن به بدن‌تان، خیلی واضح می‌فهمید که چه چیزی در زندگی مهم است. حتی عیسی مسیح هم زیاد درباره اهمیت بدن حرف می‌زد و می‌گفت: «بدن شما یک معبد است.» داستان عروج او هم تأکید دارد که او با بدن خود به آسمان رفت، نه فقط روحش.

هیچکس با تمرکز روی ذهن و نادیده گرفتن بدن، به آرامش و روشنگری نرسیده است. مثلاً، بودا شش سال ریاضت کشید (از جمله روزه گرفت) تا خودش را از بدنش جدا کند. نتیجه؟ او حس کرد جدا شده، اما آرام‌تر و روشن‌تر نشد. او فقط وقتی به روشنگری رسید که آن ریاضت‌ها را رها کرد و دوباره با بدنش یکی شد و احساس هماهنگی کرد.

 

فصل 5) دیدن ذهن بدون قضاوت، راه آزادی از درد است

وقتی فهمیدید که ذهن شما باعث درد می‌شود و نمی‌گذارد در حال زندگی کنید، باید از آن فاصله بگیرید.

 

  خلاصه کتاب افراد موفق چگونه فکر می کنند اثر جان سی ماکسول

چطور از ذهن جدا شویم؟

برای جدا شدن از ذهن، باید کاملاً آگاه شوید که ذهن چقدر روی شما قدرت دارد. در غیر این صورت، هیچ وقت نمی‌فهمید که ذهن چقدر نامحسوس روی فکر و عمل شما و در نتیجه روی شادی‌تان تأثیر می‌گذارد.

برای مثال، برای تماشا کردن ذهن، از خود بپرسید: «فکر بعدی من چیست؟» اگر فقط روی این سؤال تمرکز کنید، متوجه می‌شوید که کمی طول می‌کشد تا فکر واضح بعدی بیاید. با همین تماشا کردن، یک فاصله بین افکار ایجاد کرده‌اید.

اگر این کار را زیاد انجام دهید، متوجه می‌شوید که چقدر درگیر جریان افکار هستید. این روش، اولین ابزار شما برای جدا شدن از ذهن است.

دومین راه این است که ذهن‌تان را بی‌طرفانه تماشا کنید. قضاوت کردن هم کار ذهن است؛ پس اگر چیزی را قضاوت کنید، دوباره کنترل را به ذهن داده‌اید.

مثلاً، اگر وسط کار حس کردید دلتان می‌خواهد بدوید، فقط از میل بدن‌تان پیروی کنید. بدن شما می‌داند چه چیزی برای شما خوب است، پس بروید و بدوید.

بعد، به صدای کوچک داخل سرتان که نق می‌زند گوش دهید: «الان باید کار کنی، نه اینکه وقتت را هدر بدهی!» اما این صدا را قضاوت نکنید که خوب است یا بد، و سعی نکنید از نصیحتش پیروی کنید. فقط به آن لبخند بزنید و قبول کنید که وجود دارد. با این کار یاد می‌گیرید که ذهن‌تان را ببینید، بدون اینکه مجبور باشید به هر جایی که می‌خواهد شما را ببرد، دنبالش بروید.

 

فصل 6) سعی کنید همیشه کاملاً آماده و هوشیار باشید

وقتی در جدا شدن از ذهن بهتر شدید، می‌توانید یک روش دیگر را امتحان کنید: انتظار فعال.

این یک نوع خاص از حالت انتظار است، مانند زمانی که آگاه هستید ممکن است اتفاق مهم یا جدی در هر لحظه رخ دهد. در چنین حالتی، تمام توجه شما بر زمان اکنون متمرکز است.

وقتی وارد حالت انتظار فعال می‌شوید، دیگر فرصتی برای خیال‌بافی، برنامه‌ریزی یا غرق شدن در خاطراتی که معمولاً ذهن ما را پرت می‌کنند، وجود ندارد. مثلاً، سر امتحان نباید نگران نتیجه باشید، بلکه باید تمام تمرکزتان روی پاسخ دادن به سؤالات باشد. «انتظار فعال» درست قبل و هنگام امتحان به این کار کمک می‌کند.

در این وضعیت، به بدن خودتان هم توجه می‌کنید، چون بدن باید برای هر اتفاقی آماده باشد. همانطور که دیدیم، تمرکز روی بدن برای زندگی در حال خیلی مهم است.

مثلاً، استادان ذن (Zen) مخفیانه به شاگردان چشم‌بسته خود نزدیک می‌شدند و قصد داشتند به آنها ضربه بزنند. این «انتظار» شاگردان را مجبور می‌کرد تا کاملاً روی بدن خود متمرکز شوند، و این باعث می‌شد که بتوانند نزدیک شدن استادان را حس کنند و جاخالی بدهند.

بسیاری از معلمان معنوی این حالت انتظار را توصیه می‌کردند، چون می‌دانستند که به زندگی خوبی منجر می‌شود. مثلاً، وقتی از عیسی مسیح پرسیدند “برای یک زندگی خوب و آرام چه کنیم؟”، او گفت: «مانند خادمی باشید که منتظر برگشت اربابش است.»

از آنجا که خادم نمی‌داند ارباب در چه ساعتی می‌آید، در یک حالت هوشیاری دائمی قرار دارد. او برنامه‌ریزی‌های بزرگ برای آینده انجام نمی‌دهد و دائماً مراقب اطراف خود است تا مطمئن شود لحظه ورود ارباب را از دست نمی‌دهد.

 

فصل 7) زندگی در حال برای همسرتان سخت است، اما رابطه شما را بهتر می‌کند

حالا که مراحل قبل را انجام داده‌اید، می‌توانید در لحظه حال زندگی کنید و دیگر مثل قبل کاملاً تحت فرمان ذهن نیستید.

اما این موضوع چه تغییری در کارهای روزمره شما ایجاد می‌کند؟ مثلاً، در روابط شما؟

برای یک فرد «عادی»، زندگی کردن با کسی که همیشه در حال زندگی می‌کند، خیلی سخت است. ایگوی فردی که در لحظه حال نیست، از مشکلات تغذیه می‌کند، در حالی که آرامش و حضور شما را یک تهدید می‌بیند. ایگوی آن فرد واکنش نشان می‌دهد و مشکلات بیشتری می‌سازد مثلاً با توهین، بحث‌های الکی برای به هم زدن آرامش، یا با دائم حرف زدن از اتفاقات گذشته تا شما را از «حال» بیرون بکشد.

 

چرا همسرتان این کار را می‌کند؟

بهترین پاسخ با یک مثال است:

همانطور که تاریکی کنار نور دوام نمی‌آورد، برای کسی که هنوز تحت کنترل ایگو است، سخت است که کنار فردی بماند که در حال زندگی می‌کند. نیروهای متضاد قوی نمی‌توانند کنار هم باشند. شمع را در تاریکی بگذارید، تاریکی می‌رود. آب روی آتش بریزید، شعله خاموش می‌شود.

  خلاصه کتاب فلسفه زندگی موفق اثر جیم ران

اما اگر شما در لحظه حال بمانید، رابطه‌تان خیلی بهتر می‌شود، چون شما دیگر شریک زندگی‌تان را قضاوت یا انتقاد نمی‌کنید یا سعی نمی‌کنید او را تغییر دهید و او را به عنوان یک فرد مستقل می‌بینید.

همچنین، آگاهی که با زندگی در حال به دست می‌آورید، می‌تواند به بحث‌های بی‌پایانی که به جایی نمی‌رسند، پایان دهد. آرامش درونی باعث می‌شود بدون هیچ قضاوتی به حرف‌های شریک زندگی‌تان گوش دهید.

اگر در حال زندگی کنید، زندگی کردن با شما می‌تواند برای شریک زندگی‌تان خیلی چالش‌برانگیز باشد و حتی یک آزمایش جدید برای رابطه‌تان باشد. اما در نهایت، این فرصت بزرگی برای تغییر مثبت است، هم برای خودتان و هم برای رابطه‌تان.

 

فصل 8) بعضی دردها حتمی هستند

حتی اگر کاملاً در لحظه حال زندگی کنید، بعضی از غم‌ها و دردها ناگزیر هستند. پس با آنها چه کنیم؟ آیا باید آنها را مخفی کنیم و بگوییم حالم خوب است؟ جواب منفی است، چون این راه خوبی نیست.

درست است که بیشتر دردهای ما خودساخته هستند، اما نه همه آنها. مثال خوب برای درد ناگزیر، دردی است که دیگرانی که هنوز ایگوی مخرب دارند به ما وارد می‌کنند. مثال دیگر، مرگ عزیزان است. چون نمی‌توانید همه را بیدار کنید و جلوی مرگ را هم نمی‌توانید بگیرید، این درد قطعاً ناگزیر است.

 

پس راه حل چیست؟

وقتی یک اتفاق آسیب‌زا را تجربه می‌کنید که باعث درد واقعی می‌شود، می‌توانید آن را همانطور که هست، بپذیرید. برای مثال، اگر عزیزی را از دست بدهید، طبیعتاً سوگواری خواهید کرد و غم را احساس می‌کنید. اما اگر بتوانید این موضوع را به عنوان چیزی که «هست» و قابل تغییر نیست، بپذیرید، از رنج غیرضروری جلوگیری خواهید کرد.

غمگین بودن یک احساس طبیعی است؛ چیزی که نباید به خاطر آن خجالت بکشید یا احساس تقصیر کنید. واقعیت همین است که هست. پذیرش این یعنی اینکه وقتتان را با آرزوی همیشگی برای تغییر اوضاع هدر نمی‌دهید.

با حضور در حال، جلوی بیشتر دردهای زندگی را می‌گیرید، اما نه همه آنها را. زندگی در حال به این معنی نیست که درد را نادیده یا مخفی کنید. بلکه به شما قدرت درونی می‌دهد تا واقعیت‌های سخت و دردناک زندگی را بپذیرید و تاب آوری بیشتری در شرایط سخت داشته باشید.

 

فصل 9) تسلیم شدن در برابر حال به معنای داشتن یک زندگی منفعل نیست

آرامش درونی خیلی خوب است، اما اگر زندگی بیرونی‌تان خوب نباشد، این آرامش خیلی ارزشی ندارد.

آیا قبول کردن حال، خود به خود باعث می‌شود ما تنبل شویم و دیگر نخواهیم مشکلاتمان را عوض کنیم؟ نه لزوماً.

زندگی در حال، یک حس و آگاهی درونی است و نباید رفتار بیرونی شما را منفعل کند. مثلاً، اگر در گِل گیر کرده‌اید، نمی‌گویید که دوست دارید در گِل بمانید. بلکه می‌توانید بدون دستپاچگی، تلاش کنید خودتان را نجات دهید.

زندگی در حال حتی منابع و راه‌های تازه‌ای برای حل مشکل به شما می‌دهد. درست است که زندگی در حال، قدرت و اراده جدیدی به شما می‌دهد، چون دیگر انرژی درونی‌تان را صرف ساختن مشکل نمی‌کنید. در واقع، شما دیگر مشکل بزرگی نمی‌بینید، فقط مسائل کوچک و قابل مدیریتی می‌بینید که می‌توانید یکی یکی حل‌شان کنید. این کار، شما را خیلی قدرتمندتر می‌کند.

زندگی در حال و پذیرش آن به معنی تنبلی یا تلاش نکردن برای بهتر شدن نیست. در عوض، با تمرکز بر حال و نگه‌داشتن گذشته و آینده در جای درست خودشان، شما می‌توانید بهتر ببینید که دقیقاً چه چیزی در همین لحظه ایراد دارد، و همچنین قدرت تغییر آن چیزها به سمت بهتر شدن را خواهید داشت، به عبارتی دیگر، دید شما نسبت به همه چیز واضح تر از بقیه خواهد شد.

 

درباره نویسنده: آقای اکهارت تله (Eckhart Tolle)

اکهارت تُلi یک ساکن آلمانی‌تبار کاناداست که بخش عمده‌ای از زندگی خود را با افسردگی گذراند تا اینکه به گفته خودش، یک “تحول درونی” را تجربه کرد. پس از این اتفاق، او به یک راهنمای معنوی تبدیل شد و کتاب پرفروش و تأثیرگذار خودیاری، یعنی “قدرت حال” (The Power of Now)، را نوشت.

دوره ۷ قانون کلیدی جو دیسپنزا

امتیاز 4.00 از 1 رای

آموزش مکمل
ورکشاپ پیشرفته جو دیسپنزا

پیشنهاد امروز نگرش نیک

دوره عادت های اتمی جیمز کلیر

مسترکلاس عادت های اتمی

350,000 تومان210,000 تومان
افزودن به سبد خرید
این مطالب را هم بخوانید:
نظر خود را در مورد این مطلب برای ما بنویسید
guest

0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

تمدید اشتراک یکساله با 60 درصد تخفیف

خانه

خرید اشتراک یکساله در 2 قسط

شرایط پرداخت اقساطی

✅ قسط اول: 750 هزارتومان
✅ قسط دوم: 750 هزارتومان
✅ قیمت نهایی ثابت و بدون افزایش هزینه
✅ بدون نیاز به ضامن یا مدارک

برای دریافت جزئیات بیشتر و ثبت نام روی دکمه زیر کلیک کنید 👇

تمدید اشتراک یکساله

در صورتی که قبلا اشتراک یکساله داشتید و الان قصد تمدید اشتراک تان را دارید، می توانید با 60 درصد تخفیف یعنی با مبلغ 600 هزارتومان، اشتراک خود را تمدید کنید. کافیست از طریق چت آنلاین در پایین سایت یا واتساپ به من پیام بدهید که قصد تمدید دارید، من راهنمایی تان می کنم.