برای مشاهده لیست علاقه مندی ها وارد شوید!

مشاهده محصولات فروشگاه
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

10 قانون موفقیت دن لاک – قسمت 1

1037 مشاهده

این ویدیو (زمان: 13:26) قسمت اول سریال ده قانون موفقیت هست که هر هفته شنبه ها در بخش محتوای ویژه قرار می گیرد. قسمت اول این سریال، ده قانون موفقیت از دن لاک هست و در قسمت های بعد، این قوانین را از اساتید دیگر موفقیت دریافت خواهید کرد.

متن ویدیو

او اولین و تنها شغل تمام وقت خود را در 16 سالگی در بسته بندی مواد غذایی شروع کرد، او قبل از اینکه موفقیت کاری را تجربه کند، 13 بار شکست خورد، او در 27 سالگی تبدیل به یک میلیونر خودساخته شد.

 

ایوان کارمایکل

به انگیزه نیاز دارید؟

 

دن لاک

«10 قانون موفقیت» را از برنامه‌ی «خانواده‌ی باور» ببینید

 

ایوان کارمایکل

سلام، من «ایوان کارمایکل» هستم و این برنامه در جهت کمک به شما برای غلبه بر اولین چالشی که شما را عقب نگه می‌دارد، یعنی عدم باور به خودتان، ساخته شده است. پس برای کسب خرد ساخت 10 عادت موفقیت توسط دن لاک آماده شوید تا به شما انگیزه، اعتماد به نفس و باوری که نیاز دارید را بدهد.

 

قانون شماره 1: ساخت عادات فوق العاده

افراد موفق، عادت های فوق العاده‌ای دارند. افراد ناموفق، عادت های خیلی بدی دارند، عادت هایی مثل سیگار کشیدن، نوشیدن الکل، مصرف مواد مخدر یا تماشای زیاد تلویزیون. افراد موفق به خاطر عادت هایشان در جایگاه امروزشان قرار دارند. عادت ها 95% رفتار یک شخص را مشخص می‌کنند، هر چیزی که امروز هستید و هر چیزی که در آینده به آن می‌رسید با توجه به کیفیت عادت های شما تعیین خواهد شد. چیزی که من متوجه شدم این است که بهترین افراد، بهترین عادت ها را دارند، همانطور که افراد موفق، افرادی با عادت های موفق هستند. عادت موفق می‌تواند صبح زود بیدار شدن باشد، مراقبه، مطالعه، ورزش منظم، شما چند تا از این عادت‌ها را دارید؟

 

قانون شماره 2: بهانه نیاورید

من درونگرا هستم، با مردم رابطه خوبی ندارم، من شبیه… مشکلی نیست، نمی‌خواهم در موردش صحبت کنم. شما از این ها به عنوان بهانه استفاده می‌کنید، از این جملات استفاده می‌کنید تا در حباب و قفس خود باقی بمانید، حدس بزنید چه می‌شود؟

باور می‌کنید یا نه، من فردی بسیار بسیار خجالتی بودم، من یک درونگرا بودم وقتی که نوجوان بودم و به مدرسه می‌رفتم، هیچ دوستی نداشتم، دلم نمی‌خواست با مردم صحبت کنم چون نمی‌توانستم انگلیسی صحبت کنم و خیلی ترسیده بودم. حتی الان وقتی که برای دیدن جمع بزرگی از مردم می‌روم هنوز هم بعضی وقت ها آن احساس خجالت را دارم.

این طبیعی است اما به آن اجازه نمی‌دهم که من را عقب نگه دارد چون می‌دانم که اگر می‌خواهم بیشتر موفق شوم، اگر می‌خواهم ثروتمند شوم باید از منطقه‌ی امن خودم خارج شوم، باید بر احساس خجالت خودم غلبه کنم، اینگونه توانستم کاری که انجام می‌دهم را انجام دهم. پس از شخصیت‌تان به عنوان یک بهانه برای عقب نگه داشتن‌تان استفاده نکنید.

 

قانون شماره 3: شکست را از نو تعریف کنید

وقتی که موفق هستید در واقع شکست را بسیار سریع‌تر تجربه می‌کنید، خیلی خیلی بیشتر و به صورت روزانه اما اصلاً مهم نیست چون زمانی که به کاری بله گفتید همان است که کسب و کارتان را می‌سازد، همان است که به شما کمک می‌کند به اهداف‌تان برسید.

پس از الان به بعد دیگر نمی‌خواهم که به کلمه‌ی «شکست» فکر کنید، می‌خواهم در دایره‌ی واژگان و در ذهن‌تان کلمه‌ی «شکست» را با کلمه‌ی «بازخورد» جایگزین کنید یک بازخورد است نه شکست، صرفاً بازخوردی است از مشتری های شما، از جنبه های مختلف کارتان، از مشتریان وفادارتان، از بازار کارتان، شاید این پیشنهاد، آن چیزی که ما می‌خواهیم، نباشد یا شاید حدود قیمت محصول ما چیزی نیست که مردم با آن راحت باشند یا شاید مشکل، روش بیان شما باشد، پیامی که به اشتراک می‌گذارید و ارزشی که انتقال می‌دهید، شاید با جنبه های مختلف بازار همخوانی نداشته باشد.

این را هم بخوانید:  10 قانون موفقیت گاور گوپال داس – قسمت 26 (بخش اول)

در تک تک اقداماتی که انجام می‌دهید قرار نیست شکست دریافت کنید، بلکه قرار است بازخورد بگیرید بعد می‌توانید گام هایی را برای مسیرتان در نظر بگیرید، می‌توانید رویکردتان را تغییر دهید، قرار است از آن چیزی یاد بگیرید پس دفعه‌ی بعد قرار است این کار را کمی بهتر انجام دهید و این را بدانید که هرچه بیشتر بازخورد بگیرید، هرچه سریعتر آن بازخوردها را دریافت کنید، داریم در مورد سریعتر «شکست» خوردن صحبت می‌کنیم که البته همان سریعتر «بازخورد» گرفتن است بدانم که وقتم را تلف نمی‌کنم، این کارم جواب نداد، مشکلی نیست، فراموشش کن، حالا باید این کار را امتحان کنم و بعد بازخورد بیشتر می‌گیرم، شاید بازخوردش را دوست نداشته باشم اما مشکلی نیست، این کار هم جواب نداد، بسیار خب، نمی‌خواهم زمان بیشتری تلف کنم و بعد بوم، می‌فهمم که بازار و مشتریانم از این کار خوششان می‌آید؛ عالیست، پس این خوب است و این همان بازخوردی است که می‌خواهید.

 

قانون شماره 4: تأثیرگذاری و متقاعد سازی

از طریق حالت های مختلف می‌توانید ارتباط برقرار کنید، مثل نوشتن ایمیل یا تولید محتوای شبکه اجتماعی یا مدیریت جلسه ها یا مکالمات نفر به نفر یا با تماس تلفنی با مشتری احتمالی صحبت کردن یا حتی صحبت کردن با گروه زیادی از مردم، همه‌ی این ها بخشی از مهارت های ارتباطی هستند.

یکی از کارهایی که من کردم و زندگی من را در ابتدای تجربه‌ی کاری‌ام تغییر داد این بود که به توست مسترز برای معرفی سخنرانان دیگر پیوستم تا مهارت های سخنرانی در جمع‌ام را بهبود و توسعه دهم، همچنین از مربی‌ام یاد گرفتم که مهارت تبلیغ نویسی خودم را توسعه دهم که همان برقراری ارتباط در زمینه های نوشتاری است، اینکه چطور از کلمات در تبلیغ برای متقاعد کردن و تأثیر گذاشتن دیگران استفاده کنید. بنابراین،ید همه‌ی افراد موفق به طور معمول این یک مهارت را دارند:

  • توانایی تأثیرگذاری
  • متقاعدسازی و
  • الهام بخشیدن به افراد دیگر

 

قانون شماره 5: اهمیت نده دیگران چه فکری می‌کنند

آیا نگران این هستید که مردم چه حسی نسبت به شما دارند؟ می‌دانید که می‌خواهید یک کاری انجام دهید اما نگرانید که مردم در مورد شما چه فکری کنند، مردم در مورد این کار من چه فکری می‌کنند، حتی شاید عمیقاً بدانید که این کار درستی است که انجام می‌دهید اما انجامش نمی‌دهید چون به نظر دیگران، زیادی اهمیت می‌دهید، یعنی دارید اجازه می‌دهید نظرات دیگران، شما را از انجام کاری که می‌دانید درست است، متوقف کند.

این افراد می‌توانند اعضای خانواده، فامیل، دوستان یا هم کلاسی های شما باشند، مهم نیست، می‌تواند اعضای شبکه‌ی اجتماعی‌تان باشد، مثلاً ویدیویی را در شبکه اجتماعی پست می‌کنید، توجه مردم را هم به آن پست جلب می‌کنید اما ناگهان می‌بینید که چند نفر از آن خوششان نمی‌آید، حدس بزنید چه می‌شود؟

متوقف می‌شوید افرادی که به شما اهمیت نمی‌دهند، افرادی که هیچ ارزشی به زندگی شما اضافه نمی‌کنند، افراد بیکار و بازنده‌ای که کامنت های منفی زیر پست شما می‌گذارند و شما به نظر می‌رسد که احساساتتان جریحه دار می‌شود و انجام کاری که می‌دانستید درست است را متوقف می‌کنید، انجام کاری که شما را موفق می‌سازد را متوقف می‌کنید. نگران نظرات مردم نباشید، این فقط یک نظر است، مهم نیست، منتقدان، متنفران کارشان تنفر است، پس مهم نیست، فقط کاری که فکر می‌کنی درست است را انجام بده.

 

قانون شماره 6: غلبه بر ناملایمات

وقتی با ناملایمات زندگی مواجه می‌شوید، وقتی با تمام این مسائل مواجه می‌شوید، کافیست کمی از آن فاصله بگیرید، اما کار دیگری که می‌توانید انجام دهید این است که با کسی صحبت کنید که قبلاً این تجربه را داشته است. یکی از دلایلی که من خیلی خوشبخت هستم چون با خیلی از افراد هم رده‌ی خودم در ارتباط هستم آنها مربیان موفقی هستند، این افراد اطراف من هستند.

حتی امروزه هم هر ناملایماتی را که تجربه کنم، همین اتفاق می‌افتد، همین کار را می‌کنم، شاید احساس ناامیدی کنم، شاید مطمئن نباشم که چکار باید انجام دهم، می‌روم با یک نفر صحبت می‌کنم که قاعدتاً باید با یک مربی صحبت کنید که مربی من هم می‌خندد و می‌گوید: «آره من این را 30-35 سال پیش تجربه کرده‌ام» و این کاری است که شما باید انجام دهید و از دیدگاه من می‌گویند که چه کاری باید انجام دهم و ناگهان دیگر احساس بدی ندارم چون اتفاقی که می‌افتد این است که وقتی یک مشکلی برایتان پیش می‌آید فکر می‌کنید که تنها کسی در دنیا هستید که این مشکل را تجربه می‌کند و این فکر درستی نیست.

این را هم بخوانید:  10 قانون موفقیت گرنت کاردون – قسمت 11

از روی تجربه می‌توانم به شما بگویم که خیلی از افراد، مشکل شما را تجربه کرده‌اند اما شما بسیار خوش شانس‌تر هستید، حداقل یک کانال یوتیوب دارید که میتوانید بیایید، ببینید و اطلاعات و بینش مورد نیازتان را کسب کنید، من این چیزها را در اوایل کارم نداشتم.

 

قانون شماره 7: یاد بگیرید

«مارک کیوبن» روزی 3 ساعت در روز مطالعه می‌کند، «بیل گیتس» روزی حداقل 1 ساعت مطالعه می‌کند، من هم سال هاست که هفته‌ای 2 تا 3 کتاب می‌خوانم، من به طور دائم در هر زمانی در حال یادگیری هستم، نمی‌گویم فقط کتاب بخوانید، می‌توانید فایل صوتی گوش کنید، با افراد موفق دیگر صحبت کنید، از مربی‌هایتان راهنمایی بگیرید.

اما ما افراد موفق همیشه در حال یادگیری و رشد هستیم و هیچوقت هم متوقف نمی‌شویم. یک بار از فردی خیلی موفق درخواست کردم که با هم ناهار بخوریم، او سال های زیادی بود که آدم موفقی بود و کسب و کارش «ادغام و مالکیت» بود، دستاوردهای موفق بسیار و شرکت های بسیاری در سن بسیار پایین داشته است.

وقتی یکدیگر را ملاقات کردیم و روبروی هم نشستیم پس از اینکه غذا را خوردیم اولین کاری که کرد این بود که دفترش را درآورد و شروع به یادداشت برداری و پرسیدن سؤال و یادگیری از من کرد، من کسی بودم که می‌خواستم از او یاد بگیرم اما به جلسه‌ای تبدیل شد که او در حال یادگیری از من بود. من هیچوقت این موضوع را فراموش نمی‌کنم چون هرچه بیشتر بدانید، بیشتر متوجه می‌شوید که نمی‌دانید ولی هرچه کمتر بدانید، فکر می‌کنید که زیاد می‌دانید.

 

قانون شماره 8: اجازه ندهید غرورتان شما را عقب نگه دارد

اگر می‌خواهید کاری انجام شود، باید خودتان آن را انجام دهید! «نه، هیچکسی نمی‌تواند این کار را به خوبی من انجام دهد»، «من به او برای انجام این کارم اعتماد ندارم» و فکر می‌کنید اگر کاری باید انجام شود، خودتان حتماً باید آن را انجام دهید، در واقع دارید می‌گویید که من به دیگران اعتماد ندارم.

این غرور یا خودپسندی است. همان غروری است که شما را عقب نگه می‌دارد چون هیچ کار بزرگی تاکنون به تنهایی به سرانجام نرسیده است بلکه نیاز به همکاری افراد دارد، نیاز به یک کار تیمی دارد، بنابراین این حس خودپسندی «خودم انجامش می‌دهم» احتمالاً یکی از معمول‌ترین شکل غرور است که بیشتر مردم و همچنین بیشتر کارآفرینان را عقب نگه می‌دارد.

آنها را از رفتن به مراحل بعدی زندگی عقب نگه می‌دارد چون آنها شیفته‌ی خود هستند و این حجم بزرگ احساس مغرورانه‌ی «خودم انجامش می‌دهم» را دارند که آنها را عقب نگه می‌دارد.

 

قانون شماره 9: هوشمندانه کار کنید

در کل زندگی‌ام فقط یک شغل داشتم که برای یک سال در سوپرمارکت کار می‌کردم، یک روز که وارد سوپرمارکت شدم مدیرم سرم داد کشید و بد و بیراه به من گفت و من هم صبرم تمام شد و گفتم «هی، هی، هی، لعنت به تو» و از آنجا بیرون آمدم. رفتم خانه، مادرم من را دید و گفت «چرا انقدر زود از کار برگشتی، چه اتفاقی افتاده؟» گفتم «از آنجا بیرون آمدم، دیگر نمی‌خواهم آنجا کار کنم، احمقانه و وقت تلف کردن است.» مادرم خیلی ناراحت و نگران شد.

آن زمان من کمترین میزان دستمزد را در آن کار می‌گرفتم، حالا آیا به شما هم توصیه می‌کنم که این کار را انجام دهید؟ به دفتر مدیر یا رئیستان بروید و بگویید «هی، من استعفا می‌دهم»، «می‌خواهم کسب و کار خودم را راه بیندازم»، «می‌خواهم یک کار دیگر انجام دهم»؟

نه، چون من با این کار خیلی مادرم را اذیت کردم خودم را هم خیلی اذیت کردم، به گذشته که نگاه می‌کنم، به درستی این کار خیلی مطمئن نیستم، من قایق را پشت سرم سوزاندم اما آنچه که متوجه شدم، این است که اکثر افراد برای انجام این کار آماده نیستند یا آن حد از سرسختی را ندارند که آن کار را تا آخر به درستی پیش ببرند پس اگر به استعفا فکر می‌کنید، اگر کاری که می‌کنید را دوست ندارید، اگر از افرادی که با آنها کار می‌کنید، خسته شده‌اید یا شغلتان را دوست ندارید و هیچ هیجانی برای انجامش ندارید کاری که شما باید انجام دهید این است که در ابتدا یک سری مهارت هایی را به دست آورید که من به آنها «مهارت های پردرآمد» می‌گویم.

اگر قبل از استعفا، این مهارت ها را که برای شما درآمد ایجاد می‌کند، نداشته باشید، استعفا دادنتان در اینجا کار هوشمندانه‌ای نیست، چون بگذارید از شما بپرسم وقتی امروز استعفا دهید، چطور می‌خواهید قبض هایتان را پرداخت کنید؟

این را هم بخوانید:  10 قانون موفقیت باب پراکتور - قسمت 5

از کجا می‌خواهید درآمد کسب کنید؟ از کجا می‌دانید کار جدیدی که می‌خواهید انجام دهید، جواب خواهد داد؟ از کجا می‌دانید؟ نمی‌دانید، پس یک راه هوشمندانه‌تر برای رسیدن به این هدف این است که اول مهارت های خود را گسترش دهید.

پس وقتی که مهارتی دارید که می‌توانید به بازار کار بفروشید یا پیشنهاد بدهید و واقعاً دارید از بابت آن پول در می‌آورید و با آن مهارت دارید پول می‌سازید، این کار را کنید و من معتقدم بهترین زمان بیرون آمدن از کار فعلی‌تان وقتی است که از طریق مهارتتان بتوانید دو برابر درآمد کار فعلی‌تان را به دست بیاورید، حالا می‌توانید از کار فعلی‌تان بیرون بیایید و بعد تمام وقت می‌توانید کار جدیدتان را انجام دهید.

 

قانون شماره 10: هیچوقت تسلیم نشوید

اگر الان زمین خورده‌ای، اگر الان در جایگاهی که می‌خواهی، نیستی، اگر الان موفق نیستی، نگران نباش، چون نشانه های موفقیت، مشخص نیستند، چیزی که اغلب در ظاهر، شکست به نظر می‌رسد در واقع پلی به سوی موفقیت است.

پس در هر کجای این مسیر که هستی باید درک کنی که ناملایمات مسیر، بالاترین سود را به تو می‌رساند. درد تو، عالی‌ترین ابزار برای رشد است چون شادی، تو را تغییر نمی‌دهد اما درد، این کار را می‌کند. آسایش، باعث حرکت تو به سمت جلو نمی‌شود اما ناملایمات، این کار را می‌کنند.

درک کن که سخت‌ترین لحظات زندگی، تو را به سخت‌ترین آدم تبدیل می‌کند. چیزی که تو را نکُشد، قوی‌ترت می‌کند پس دردت را پنهان نکن از جنگ هایت فرار نکن بلکه از آن استفاده کن، از دردت به عنوان سوخت حرکت‌ات استفاده کن، از شکست هایت به عنوان انگیزه استفاده کن و هیچوقت، هیچوقت تسلیم نشو.

قسمت های دیگر را هم ببینید:

نگرش نیک

من سید محمد باقرپور هستم، قصد دارم خلاصه ای از مطالب آموزشی و مفیدی که یاد می گیرم را با شما در این سایت به اشتراک بگذارم. خیلی خوشحالم که این فرصت در این وبسایت برای من فراهم شده است.

دریافت مطالب جدید روزانه در پیج اینستاگرام نگرش نیک می خواهم عضو شوم

نظر شما برای ما خیلی مهم است و تک به تک نظرات شما خوانده و بررسی خواهد شد.

  1. عباس جوزیان گفته؛
    ۱۵:۳۷ ۱۴۰۰/۰۳/۱۰

    بسیار عالی،واقعا استفاده کردم.

    • خوشحالم که براتون مفید بود، ممنون از همراهی تون

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

لینک کوتاه:
× پشتیبانی