برای افزایش اعتماد به نفس نیازی نیست منتظر بمانید تا تمام شرایط زندگیتان در حالت ایدهآل قرار بگیرد؛ بلکه باید از همین نقطهای که هستید، ساختن زندگی دلخواهتان را آغاز کنید. بسیاری از ما دههها از عمر خود را در انتظار رسیدن به یک وزن خاص، یک شغل ایدهآل یا یک جایگاه اجتماعی بینقص تلف میکنیم و در این میان، زندگی کردن را از یاد میبریم.
اما واقعیت این است که تغییرات بزرگ، نیازمند تغییر زاویه دید و پذیرش خودِ واقعیمان هستند. در این زمینه، افراد الهامبخشی وجود دارند که توانستهاند با غلبه بر محدودیتهای ظاهری و درونی، مسیر موفقیت را برای خود هموار کنند.
یکی از این چهرههای تاثیرگذار، سیسی اولیسا (CeCe Olisa) است. او یک وبلاگنویس برجسته در حوزه سبک زندگی و یکی از بنیانگذاران رویداد CurvyCon است که یک کنوانسیون مد برای افراد سایز بزرگ در هفته مد نیویورک محسوب میشود.
سیسی که در زمینه مثبتاندیشی نسبت به بدن (Body Positivity) فعالیت مستمر دارد، اخیراً با مجله معتبر SHAPE در رویداد نیمهماراتن زنان همکاری کرد و در میان ۱۳ زن برجسته، به عنوان یکی از چهرههای مورد تقدیر انتخاب شد.
وبسایت MTV.com از او به عنوان کسی که ثابت میکند میتوان در هر اندازهای از بدن، تناسب اندام داشت یاد کرده است. شعار طلایی زندگی او این است:
برای زندگی کردن همان زندگیای که میخواهید، منتظر تغییر وزنتان نمانید.
برای کشف این مسیر، بررسی داستان سیسی اولیسا و یادگیری درسهای ارزشمندی که میتواند زندگی شما را متحول کند، این مقاله را در سایت نگرش نیک برای شما آماده کردهایم.
داستان الهامبخش سیسی اولیسا: نبردی برای افزایش اعتماد به نفس
شکلگیری اعتماد به نفس یک شبه اتفاق نمیافتد. سیسی اولیسا دوران کودکی خود را با یک رویای بزرگ سپری کرد: او میخواست روی صحنه باشد. رقص، تئاتر، خوانندگی؛ او عاشق همه این هنرها بود. رفتن روی صحنه و اجرای برنامه در مقابل چشمان صدها نفر، نیازمند جسارت و شجاعت زیادی است.
سیسی، اعتماد به نفس را به یک مفهوم بسیار زیبا تشبیه میکند. او میگوید: من دوست دارم اعتماد به نفس را شبیه به یک بادکنک بزرگ قرمز رنگ تصور کنم؛ بادکنکی که میتواند اوج بگیرد و به آسمان برود، یا اینکه بادش خالی شود و روی زمین بیفتد.
در دوران کودکی، والدین او چالش بزرگ تربیت سه دختر را بر عهده داشتند و توانستند بادکنک خودباوری فرزندانشان را پر از باد نگه دارند. اما جامعه و محیط بیرون، همیشه به اندازه خانواده مهربان نیستند.
تقویت عزت نفس در کودکی و رویارویی با اولین تفاوتها
سیسی تنها دختر نیجریهای در کلاس درسِ خود بود. او به طور قابلتوجهی قدبلندتر از سایر دختران همسن و سالش بود و موهای طبیعی، بسیار فر و پرپشتی داشت. اما هیچکدام از این تفاوتهای ظاهری مانعی برای او نبودند. مشکل اصلی، قضاوت جامعه درباره فرم بدن او بود.
بر اساس گزارش ملی ارزیابی عزت نفس (National Report on Self-esteem)، حدود ۹۸ درصد از دختران احساس میکنند که فشار روانی و اجتماعی عظیمی از سوی منابع خارجی روی آنها وجود دارد تا دقیقاً شبیه به یک استاندارد خاص و از پیش تعیینشده به نظر برسند.
اولین ضربه به بادکنک قرمزِ سیسی در دوران مدرسه ابتدایی وارد شد؛ زمانی که یکی از معلمان، مادر او را به گوشهای کشید تا بگوید اگرچه سیسی رقصنده بسیار خوب و بااستعدادی است، اما اجازه نخواهد داشت در گروه رقص نخبگان مدرسه حضور داشته باشد، زیرا او بدنِ یک رقصنده را ندارد. این اولین باری بود که بادکنک اعتماد به نفس او کمی از باد خود را از دست داد.
چالشهای نوجوانی و تاثیر قضاوتها بر غلبه بر موانع ذهنی
سالها گذشت و سیسی وارد یک دبیرستان هنرهای نمایشی شد؛ مدرسهای بسیار معتبر که فارغالتحصیلان مشهوری مانند آدری مکدونالد (Audrey McDonald)، برنده شش جایزه تونی، در آن درس خوانده بودند. در سال سوم دبیرستان، یکی از معلمان در یک گفتگوی خصوصی به او گفت که علیرغم تست بازیگری فوقالعادهاش، نمیتواند نقش مورد نظر را به او بدهد.
دلیل معلم بسیار بیرحمانه بود: او معتقد بود شخصی با سایز بدن سیسی، برای اجرای برخی صحنههای نمایش از نظر فیزیکی واقعبینانه به نظر نمیرسد.
سیسی آن لحظه را اینگونه روایت میکند: در حالی که به حرفهای معلمی که برایش احترام زیادی قائل بودم گوش میدادم، فهمیدم که فرم بدن من تنها دلیلی است که او تصمیم گرفته استعدادم را نادیده بگیرد. صورتم از شدت خجالت و شرمساری داغ شد و گرهای کور و سنگین در اعماق معدهام شکل گرفت.
با این حال، در فرهنگ نیجریهای اصطلاحی وجود دارد که میگوید: “niga no Kerry laughs” یعنی اگر هدفی داری، حق نداری تسلیم شوی؛ باید آنقدر به تلاش کردن ادامه دهی تا در نهایت به آن برسی.
در سال آخر دبیرستان، همکلاسیهای سیسی با رای خود او را به عنوان بااستعدادترین دانشآموز انتخاب کردند و همین تایید کوچک، به او انگیزه داد تا رو به جلو حرکت کند.
سقوط و ناامیدی: وقتی موانع جلوی رشد را میگیرند
پس از پایان دبیرستان، سیسی اولیسا به شهر نیویورک نقل مکان کرد، با مدرک تحصیلی در رشته تئاتر فارغالتحصیل شد و به عنوان یک بازیگر حرفهای در نمایشهای مختلف روی صحنه رفت. اما زمانی که تصمیم گرفت نقشی در تئاترهای معتبر برادوی (Broadway) به دست بیاورد، وزن او یک بار دیگر تبدیل به یک معضل بزرگ شد.
مدیران انتخاب بازیگر مدام به او میگفتند که استعدادش بینظیر است، اما وزنش مانع کار است. پس از یک سال شنیدن جواب رد، بادکنک خودباوری او کاملاً بیجان روی زمین افتاده بود.
نقش حمایت دیگران و نیاز به رسیدن به خودباوری از درون
در چنین شرایطی، معمولاً دوستان و خانواده سعی میکنند با جملات محبتآمیز به فرد دلداری دهند. وقتی سیسی سفره دلش را برای عزیزانش باز کرد و گفت فکر میکند تا زمانی که کاملاً لاغر نشود به شغل، رابطه و زندگی ایدهآلش نمیرسد، آنها او را در آغوش گرفتند و گفتند که او زیباست. اما همانطور که سیسی تجربه کرد، کلمات محبتآمیزِ دیگران نمیتوانند اعتماد به نفسِ درونی را احیا کنند.
سایت معتبر Forbes در مقالهای مینویسد:
اعتماد به نفس، نتیجه مستقیمِ افکاری است که در سر میپرورانیم و اقداماتی است که انجام میدهیم.
سیسی پس از مدتی کنارهگیری از هنر، روی آوردن به یک شغل کارمندی و حتی درگیری با اختلالات خوردن، تصمیم گرفت تجربیاتش را به عنوان یک دختر سایز بزرگ در اینترنت به اشتراک بگذارد. همین اقدام، نقطه عطفی برای بازسازی زندگی او شد.
۴ گام اساسی برای افزایش اعتماد به نفس و بازسازی زندگی
سیسی اولیسا از طریق فرآیند بازسازی درون و تبدیل شدن به یک چهره تاثیرگذار، چهار گام کلیدی و حیاتی را برای ساختن اعتماد به نفس فرموله کرد. این گامها میتوانند برای هر فردی که با موانع درونی دستوپنجه نرم میکند، راهگشا باشند:
گام اول: شناسایی موانع برای ساختن اعتماد به نفس
در قدم اول باید مانعی که فکر میکنید جلوی شما را گرفته به دقت شناسایی کنید. برای سیسی، این مانع ذهنی این بود: اگر مقدار زیادی وزن کم کنم، اعتماد به نفسم به شدت افزایش خواهد یافت و همهچیز درست میشود. مانع شما ممکن است کاملاً متفاوت باشد. مثلاً نداشتن پول کافی، مدرک تحصیلی خاص یا شرایط خانوادگی.
برای اینکه بتوانید مانع ذهنی خود را به درستی شناسایی کنید، این جمله ناتمام را در ذهن خود کامل کنید:
«زندگی من کاملاً عالی و بینقص میشد اگر…»
آن جای خالی چیست؟ آن بهانهای که از آن استفاده میکنید تا از زندگیای که واقعاً میخواهید عقبنشینی کنید، دقیقاً چیست؟ آن را پیدا کنید و روی کاغذ بنویسید.
گام دوم: زندگی بدون موانع را تجسم کنید (تکنیکی برای رسیدن به خودباوری)
گام دوم این است که تجسم کنید اگر آن مانع از سر راهتان برداشته میشد، زندگی شما چه شکلی پیدا میکرد. طبق یک مطالعه روانشناسی در دانشگاه هاروارد، مغز انسان در واقع نمیتواند تفاوت بین یک خاطره واقعی و یک تصویرسازیِ خیالی را به خوبی تشخیص دهد. دقیقاً به همین دلیل است که مهارت تجسم کردن یا تصویرسازی ذهنی (Visualization) تا این حد مهم و قدرتمند است.
سیسی در این باره مثال جالبی میزند. او عادت داشت خود را به عنوان شخصیتی به نام سیسیِ لاغر تصور کند. در خیالات او، سیسی لاغر به سراسر جهان سفر میکرد، لباسهایی را میپوشید که واقعاً دوست داشت بدون اینکه بدنش را پنهان کند، صبحها بدون حس شرم از خواب بیدار میشد و شجاعانه عکس تمامقد خود را در شبکههای اجتماعی و اپلیکیشنها قرار میداد.
حالا نوبت شماست. زندگی شما بدون آن مانعِ بازدارنده چه شکلی است؟ آیا بعد از گرفتن یک ترفیع شغلی، در یک دفتر کار بزرگ نشستهاید؟ آیا در حال سوار شدن به هواپیما برای رفتن به تعطیلات رویاییتان هستید؟ تصویر خود را با تمام جزئیات بسازید.
گام سوم: برای غلبه بر موانع ذهنی خود، با آنها روبرو شوید
در حالی که به تصویر رویایی خود فکر میکنید، باید به صورت عملی به مانع ذهنی خود رسیدگی کنید. سیسی اولیسا معتقد است که وقتی زمانِ ارتقا یافتن در زندگی فرا میرسد، استخدام درمانگران و مربیان توسعه فردی یک ضرورت است. او اولین درمانگر زندگیاش را استخدام کرد و خود را در دنیای پذیرش و مثبتنگری بدن غرق کرد.
او یک تصمیم انقلابی گرفت: هدفِ لاغر شدن را به طور کامل از زندگیاش حذف کرد. او میگوید: من نوزادی بودم که در زمان تولد حدود ۴.۵ کیلوگرم وزن داشتم. پس شاید من از همان ابتدا به عنوان یک انسان درشتهیکل وارد این دنیا شدهام. ما در دنیایی زندگی میکنیم که برای اعداد روی ترازو بیشتر از روح انسانها ارزش قائل است و خوب به نظر رسیدن برایش مهمتر از خوب احساس کردن است. اما من انتخاب کردم که برخلاف جریان آب شنا کنم.
سیسی تصمیم گرفت سلامتی را به عنوان یک تمرین و سبک زندگی بپذیرد، نه به عنوان یک سایز خاص برای لباس. او استمرار و پیوستگی در زندگی سالم را معیار موفقیت خود قرار داد.
شما چگونه با موانع ذهنی خود روبرو خواهید شد؟ آیا به تحقیق درباره بورسیههای تحصیلی میپردازید؟ آیا برای رهایی از تروماهای گذشته به یک درمانگر متخصص مراجعه میکنید؟ این گام ممکن است زمان زیادی ببرد، بنابراین همزمان با آن، باید گام چهارم را نیز آغاز کنید.
گام چهارم: از همین امروز، زندگی دلخواهتان را انتخاب کنید
گام نهایی این است: همین امروز انتخاب کنید که آن زندگی تجسمیافته در گام دوم را زندگی کنید.
احتمالاً با خودتان فکر میکنید چطور میتوانید زندگی رویاییتان را شروع کنید در حالی که مانع هنوز پابرجاست؟ راز موفقیت افراد جسور دقیقاً در همین نقطه است:
شما مجبور نیستید منتظر بمانید تا مانع ذهنیتان کاملاً از بین برود.
همانطور که سیسی اولیسا منتظر کاهش وزن نماند. او کارهایی که در خیالش بر عهده سیسی لاغر بود را در واقعیت و با همان بدنِ فعلیاش انجام داد. او شروع به سفر به سراسر دنیا کرد، لباسهایی را که دوست داشت پوشید و عکسهای تمامقد خود را با افتخار منتشر کرد؛ در حالی که هنوز هم لاغر نبود!
شما چگونه انتخاب میکنید که زندگی دلخواهتان را از همین الان و در همین لحظه زندگی کنید؟ چقدر از کارهای عقبافتادهتان را میتوانید همین امروز و با شرایط فعلیتان استارت بزنید؟
نتیجه نهایی: ایستادن روی صحنه زندگی با افتخار
داستان چهرههایی مانند سیسی اولیسا به ما یادآوری میکند که ارزش انسانی ما به تایید دیگران یا تطابق با استانداردهای غیرواقعی جامعه گره نخورده است. او تمام این مسیر سخت را طی کرد تا در نهایت به آرزوی دیرینهاش برسد: ایستادن روی صحنه و انجام کاری که عاشقانه دوستش دارد.
سخن پایانی
برای افزایش اعتماد به نفس، مانع ذهنی بازدارندهتان را شناسایی کنید؛ تصور کنید که زندگی بدون آن مانع چقدر باشکوه خواهد بود؛ برنامهای برای مدیریت آن مانع طراحی کنید و سپس، بدون اتلاف وقت، زندگی تجسمیافتهتان را از همین لحظه آغاز کنید. منتظر رسیدن به شرایط آرمانی نمانید؛ صحنه زندگیِ شما همین الان آماده اجراست، پس با افتخار روی آن قدم بگذارید و بدرخشید.