یه سری اصول باستانی و بنیادین وجود دارند که گاهی اوقات به آنها قوانین جهان هستی یا قوانین مقدس کائنات گفته میشود؛ قوانینی که به روشنی توضیح میدهند واقعیت دنیای ما دقیقاً چطور کار میکند. این قوانین هزاران سال است که سینه به سینه در سنتهای معنوی و عرفانی چرخیدهاند و امروز به دست ما رسیدهاند، اما متأسفانه این مفاهیم عمیق و کاربردی را در هیچ مدرسهای به ما یاد ندادهاند.
وقتی این قوانین را به درستی درک میکنید:
- نگاهتان به کل زندگی عوض میشود.
- تازه متوجه میشوید که چرا یک سری الگوهای خاص در زندگیتان مدام در حال تکرار شدن هستند،
- میفهمید چرا حال درونیتان تا این حد اهمیت دارد و
- چرا حتی آن شرایطی که احساس میکنید همیشگی و ماندگار هستند نیز میتوانند تغییر کنند.
در این مقاله از سایت نگرش نیک، قصد داریم این ۱۲ قانون جهان هستی را برایتان بشکافیم تا دیدگاه جدیدی پیدا کنید، بفهمید در زندگیتان چه اتفاقاتی در حال رخ دادن است و راهکار عملی خلق اتفاقات دلخواهتان را بیاموزید.
معرفی و بررسی ۱۲ مورد از قوانین جهان هستی
برای اینکه بتوانیم کنترل زندگی خود را در دست بگیریم و به عنوان خالق شرایط خود عمل کنیم، باید قواعد بازی این دنیا را بشناسیم. این ۱۲ قانون مانند چرخدندههای یک ساعت، همگی به هم متصل هستند و واقعیت زندگی ما را میسازند. بیایید یکییکی آنها را بررسی کنیم.
۱. قانون یگانگی الهی (وحدت)؛ از مهمترین قوانین کائنات
میخواهیم با مهمترین قانون شروع کنیم؛ قانونی که بقیه قوانین را به هم وصل میکند. قانون یگانگی الهی یا وحدت میگوید که همه چیز در این جهان به هم متصل است و کل دنیای مادی، در واقع بازتاب و تجلی یک آگاهی زنده و واحد است. شما میتوانید واقعیت را شبیه به یک سیستم یا یک موجود زنده و یکپارچه در نظر بگیرید؛ برخی به آن کائنات میگویند، برخی هستی و برخی دیگر آن را خدا مینامند.
این قانون به ما یادآوری میکند که تکتک کارهایی که شما به عنوان یک انسان انجام میدهید، روی آن کل بزرگتر تأثیر میگذارد. هر کدام از ما یک تجلی فردی از همان آگاهی واحد هستیم؛ یعنی همگی ما تکهای از یک کل یکسانیم. وقتی این موضوع را درک میکنید، ناخودآگاه شروع به ارزیابی رفتار خود با دیگران میکنید؛ زیرا در واقعیت، رفتاری که با دیگران دارید، دقیقاً همان رفتاری است که با خودتان دارید. وقتی با عشق و محبت برای دیگری کاری انجام میدهید، در حال عشق ورزیدن به خودتان هستید. وقتی به کسی میبخشید، به خودتان بخشیدهاید و از آن طرف، وقتی به دیگری آسیب میزنید، دقیقاً روان و جسم خودتان را هدف گرفتهاید.
تصور کنید جهان هستی مثل یک بدن بسیار بزرگ است و تکتک ما انسانها، حیوانات، طبیعت و حتی اتفاقات، سلولهای این بدن هستیم. هیچکدام از ما از هم جدا نیستیم. وقتی یک سلول آسیب ببیند، کل بدن آن درد را حس میکند و وقتی یک سلول سالم و شاداب باشد، به سلامت کل سیستم کمک میکند. شما نمیتوانید به یک بخش از این جهان ضربه بزنید و توقع داشته باشید زندگی خودتان بینقص بماند.
فرض کنید شخصی در خیابان بد رانندگی میکند و ناگهان میپیچد جلوی شما. اگر عصبانی شوید، دستتان را روی بوق بگذارید و ناسزا بگویید، شاید فکر کنید در حال سرزنش او هستید؛ اما در آن لحظه شما سیستم عصبی خودتان را به هم ریختهاید، کورتیزول (هورمون استرس) را در خونتان بالا بردهاید و کل روز خودتان را خراب کردهاید. طبف این قانون، خشمی که به سمت دیگری پرتاب کردید، اول از همه روان خودتان را سوزانده است. در مقابل، وقتی به یک غریبه لبخند میزنید یا دری را برای کسی باز نگه میدارید، آن حس سبکی و آرامش عمیق در قلبتان دقیقاً اثر همین قانون است. وقتی با عینک یگانگی به دنیا نگاه کنید، متوجه میشوید مرزی بین «من» و «دیگران» نیست و هر قدم خیری که برمیدارید، دنیای خودتان را زیباتر میکند.
۲. قانون ارتعاش؛ پایه و اساس اسرار جهان هستی
قانون ارتعاش میگوید همه چیز در این دنیا انرژی است. هرچه دنیای فیزیکی را دقیقتر بررسی میکنیم و از چیزهایی که به ظاهر سفت و جامد هستند عبور کرده و به مولکولها، اتمها و الکترونها میرسیم، متوجه میشویم که در پایینترین سطح، همه چیز غیرفیزیکی است. در واقع، یک انرژی، یک پتانسیل، یک فرکانس یا ارتعاش در پایه و اساس همه چیز قرار دارد.
در این دنیا هیچچیز واقعاً ثابت و بیحرکت نیست. حتی همان میز چوبی سفت یا سنگی که در اتاق شماست، در پایینترین سطح خود از اتمهایی تشکیل شده که مدام در حال لرزش و ارتعاش هستند. چرا این موضوع تا این حد مهم است؟ چون وقتی درک کنیم همه چیز دارای فرکانس است، متوجه میشویم افکار و احساسات ما هم فرکانس خاص خودشان را دارند. افکار و احساسات ما نوعی انرژی هستند که ارتعاش میفرستند و این همان چیزی است که واقعیت ما را شکل میدهد.
احساساتی مثل ترس، خشم، کینه یا غم، ارتعاش بسیار پایینی دارند و سنگین هستند. اما احساساتی مثل عشق، شادی، آرامش و شکرگزاری ارتعاشات بسیار بالا و سبکی دارند. این قانون ما را دعوت میکند تا از خود بپرسیم: «فرکانس من چیست؟» فرکانس شما در واقع همان عادتهای فکری و احساسی همیشگی یا «قالب» شماست. معمولاً در چه حال و هوایی هستید؟ آدم شادی هستید یا نگران و پر از استرس؟ این احساس قالب، فرکانس شما را تعیین میکند.
سریعترین راه برای بالا بردن سطح ارتعاش، شکرگزاری است. نه اینکه فقط زبانی بگویید «خدایا شکرت»، بلکه باید واقعاً در قلبتان آن را احساس کنید. باید برای چیزهای سادهای مثل سلامتی، یک چای گرم در هوای سرد یا یک دوست خوب قدردان باشید. این حسِ ذوق و قدردانی، فرکانس شما را مثل موشک بالا میبرد. در خلاصه کلام، جهان هستی به خواستهها و حرفهای شما واکنش نشان نمیدهد، بلکه به ارتعاش و حال و هوای قالب شما جواب میدهد. برای تغییر دنیای بیرون، اول باید کوکِ درونتان را تنظیم کنید.
۳. قانون جذب؛ معروفترین اصل در قوانین متافیزیک
باید بدانید که قانون جذب دقیقاً روی پایه قانون ارتعاش بنا شده است. این قانون با کتاب و فیلم «راز» (The Secret) بسیار معروف شد و بر سر زبانها افتاد، اما در حقیقت این یک اصل باستانی است که هزاران سال قدمت دارد. خیلیها بعد از دیدن فیلم راز فکر کردند قانون جذب یعنی فقط در خانه بنشینیم و به یک ماشین مدل بالا، یک خانه لوکس یا یک گونی پول فکر کنیم تا کائنات آن را با پست پیشتاز برایمان بفرستد! اما این قانون اصلاً اینطور کار نمیکند.
قانون جذب خیلی ساده میگوید: شما چیزی را جذب نمیکنید که میخواهید، بلکه چیزی را جذب میکنید که با آن «همفرکانس» هستید. شما در هر فرکانسی که باشید و عمل کنید، شرایط و موقعیتهایی را به سمت خود جذب میکنید که با همان فرکانس همخوانی داشته باشند. اگر دائماً در حس شکرگزاری، رفاه و فراوانی زندگی کنید، شرایطی خلق میشود که رفاه بیشتری به شما برمیگرداند. برعکس، اگر مدام کلافه و ناامید باشید، شرایطی را میسازید که شما را ناامیدتر کند.
هر چیزی که پیوسته به بیرون بفرستید را دریافت میکنید. اگر روزی صد بار در آینه به خود بگویید «من موفقم» اما در دلتان پر از ترس، حسرت و ناامیدی باشد، قانون جذب به کدام پاسخ میدهد؟ قطعا به ترس و احساس درونی شما؛ چرا که قدرت احساس همیشه از قدرت کلمات بیشتر است. باید یاد بگیرید آن حس رهایی و ذوقی که پس از رسیدن به خواستهتان خواهید داشت را همین الان در وجودتان بیدار کنید تا آدمها، پیشنهادها و راهحلهای جدید وارد زندگیتان شوند.
۴. قانون تطابق (قانون آینه)؛ بازتاب درون در بیرون
بهترین توصیف برای قانون تطابق این است: دنیای بیرون، بازتاب دنیای درون است. این قانون در واقع روی قانون جذب سوار میشود. قانون جذب به ما میگوید که شما مثل یک آهنربا هستید، اما قانون تطابق نتیجه این کشش را نشان میدهد. اگر به کل شرایط بیرونی زندگیتان (وضعیت مالی، کیفیت روابط یا شغل) نگاه کنید، میبینید که دنیای بیرونی شما دقیقاً یک آینه تمامقد از باورهای عمیق درونی شماست.
فرض کنید در اعماق وجودتان احساس بیارزشی میکنید و باور ندارید که آدم دوستداشتنی هستید. کاری که قانون جذب میکند این است که شریک عاطفی یا آدمهایی را وارد زندگیتان میکند که به شما بیتوجهی میکنند. چرا؟ چون فرکانس بیارزشی شما همان رفتار را برمیگرداند. اینجا قانون تطابق (یا قانون آینه) به شما میگوید آن آدم بیرونی مقصر نیست؛ او فقط آینهای است که نشان میدهد شما در درون چقدر با خودتان نامهربانید و خود را بیارزش میدانید.
قانون تطابق به ما یاد میدهد که از دنیای بیرون به عنوان یک دستگاه عیبیاب استفاده کنیم. دنیای بیرون هرگز دروغ نمیگوید. اگر در زندگی بیرونیتان هرج و مرج، بیپولی یا تنش هست، حتماً در درونتان یک گره، مقاومت یا ترس حلنشده وجود دارد. وقتی چیزی را در درونتان تغییر میدهید، زندگی بیرونی شروع به سازماندهی و چیده شدن میکند تا با آن تغییر درونی هماهنگ شود.
۵. قانون اقدام الهامبخش؛ کلید عملی کردن خواستهها
این قانون بسیار مهم است، زیرا خیلی از افرادی که وارد فضای رشد شخصی یا متافیزیک میشوند، به اشتباه فکر میکنند که میتوانند روی مبل لم بدهند، فیلم ببینند و منتظر معجزه باشند. شما باید باور داشته باشید و احساستان را مدیریت کنید، اما میخ آخر را هم باید خودتان بکوبید؛ آن میخ آخر، «اقدام کردن» است.
البته منظور از اقدام، سگدو زدن یا جان کندن از روی ترس نیست. اقدام الهامبخش یعنی وقتی حال درونیتان خوب است و فرکانس بالایی دارید، ناگهان یک ایده، یک حس درونی یا شوقی عجیب به شما میگوید فلان کار را انجام بده، و شما بدون معطلی آن را انجام میدهید. ذهن و خواستههای شما مثل وارد کردن آدرس در مسیریاب است؛ کائنات بهترین مسیر را پیدا میکند، اما ماشین خودبهخود حرکت نمیکند. شما باید پا را روی گاز بگذارید و فرمان را بچرخانید.
قبل از انجام هر کاری از خود بپرسید: آیا این کار را از روی ترس از بیپولی یا شکست انجام میدهم، یا به این دلیل که به من حس خوبی میدهد و برایش هیجان دارم؟ اگر موتور محرک شما ترس است، دست نگه دارید. اول با شکرگزاری یا یک دوش آب گرم حالتان را خوب کنید و بعد اقدام کنید. نتایجی که از دل آرامش بیرون میآیند صدها برابر بزرگتر از نتایج استرس هستند.
۶. قانون تبدیل دائمی انرژی؛ تغییرات همیشگی در هستی
این قانون میگوید انرژی همیشه در حال تبدیل شدن و تغییر شکل است. هیچچیز در این دنیا ثابت نیست و همه چیز در جریان است. از آنجایی که ذات دنیا از انرژی است، انرژی هیچگاه راکد نمیماند. درک این موضوع به ما کمک میکند تا به مشکلاتی که در زندگی پیش میآیند، نگاه متفاوتی داشته باشیم. مشکلات میآیند تا بگذرند، نه اینکه ماندگار شوند.
نگاهی به گذشته خود بیندازید؛ هر چالشی که تجربه کردهاید، در مقطعی از زمان تغییر شکل داده و به چیزی که به آن «راهحل» میگوییم تبدیل شده است. آب یک مثال بینظیر برای این قانون است. یکجا یخ میزند و سفت میشود، کمی گرما به آن میدهید روان میشود، سپس بخار شده و به شکل ابر و باران برمیگردد. انرژی زندگی ما هم دقیقاً به همین شکل در حال تغییر است.
این قانون از ما میخواهد عدم دلبستگی و رها بودن را تمرین کنیم. همانطور که بودا میگفت، بخش بزرگی از رنجهای ما به خاطر وابستگی ما به یک واقعیت ثابت و بیتغییر است. وقتی در میان یک بحران هستید، به جای اینکه بگویید «من همیشه بدشانسم»، به خود یادآوری کنید که این شرایط فقط یک انرژی است که اکنون به این شکل درآمده، اما به زودی تغییر شکل خواهد داد.
۷. قانون علت و معلول (قانون کارما)؛ سیستم دقیق کائنات
بسیاری این قانون را به نام قانون کارما میشناسند. هر کاری که میکنیم و حتی افکار غالبی که در سر داریم، عاقبت و نتیجهای دارند. هر چیزی که به عنوان سپرده در این دنیا میگذاریم، بعداً به عنوان برداشت دریافت میکنیم.
فرض کنید در محل کار مدام زیرآب همکارانتان را میزنید یا با مشتری بدرفتاری میکنید. شاید همان لحظه سود کنید و کسی متوجه نشود، اما شما یک سپرده منفی در بانک کائنات گذاشتهاید. ماهها یا سالها بعد، دقیقاً همان جنس از ضربه و بیاعتمادی را از شخصی دیگر در زندگیتان دریافت خواهید کرد. کارما فقط رفتار فیزیکی نیست؛ اگر در ذهنتان از موفقیت دیگران حرص میخورید، آن زهر و انرژی منفی اول از همه در روان خودتان میچرخد و باعث گره افتادن در کارتان میشود.
اگر کسی در حق شما بیانصافی کرد، انرژیتان را صرف تلافی نکنید. سیستم حسابداری کائنات بسیار دقیق است؛ رها کنید و بدانید که جهان خودش تسویهحساب میکند. اگر در زندگیتان عشق، پول یا آرامش کم است، ببینید آیا خودتان اینها را به دنیا میدهید؟ بذر چیزی را بکارید که دوست دارید فردا آن را درو کنید.
۸. قانون جبران؛ دریافت پاداش از سیستم مالی دنیا
قانون جبران بسیار شبیه قانون علت و معلول است و در واقع دو روی یک سکهاند. این قانون میگوید هر چیزی که در این دنیا ببخشید، به شکلی به شما برمیگردد. تفاوت این دو را با یک مثال روشن میکنیم:
فرض کنید ماشین یک نفر در خیابان خراب شده و شما نیم ساعت وقت میگذارید و بدون دریافت هیچ پولی ماشینش را تعمیر میکنید. از دید قانون کارما، شما یک انرژی مثبت وارد جهان کردید. اما از دید قانون جبران، ممکن است سه ماه بعد در یک مصاحبه کاری مهم شرکت کنید و مدیر آنجا بدون دلیل منطقی خاصی از شما خوشش بیاید و کار را به شما بسپارد. کائنات دستمزد آن نیم ساعت کمکِ شما را از یک کانال کاملاً نامربوط و با سود چند برابری به شما پرداخت کرد.
ما خیلی وقتها انتظار داریم در ازای خوبی به یک نفر، مستقیماً از همان شخص پاسخ بگیریم و وقتی نمیگیریم ناراحت میشویم. اما قانون جبران خطی نیست. ما میتوانیم بدون هیچ انتظاری ببخشیم و اعتماد کنیم که جهان هستی هرگز بدهکار کسی نمیماند.
۹. قانون نسبیت؛ نگاه خنثی به اتفاقات روزمره
قانون نسبیت به ما میگوید که هیچ اتفاقی در این دنیا از قبل به عنوان خوب، بد، بزرگ یا کوچک برچسب نخورده است. همه چیز کاملاً خنثی است، تا زمانی که ذهن ما آن را با چیز دیگری مقایسه کند و به آن معنی بدهد.
فرض کنید حقوق شما ماهی ۱۰۰ میلیون تومان است. آیا این پول زیادی است یا کم؟ اگر خود را با فردی که ماهی ۲۰ میلیون درآمد دارد مقایسه کنید، احساس ثروت میکنید؛ اما اگر همان لحظه خود را با یک میلیاردر مقایسه کنید، احساس فقر به شما دست میدهد. درآمد ثابت بود، اما احساس شما صرفاً بر اساس زاویه دید و مقایسه تغییر کرد.
گاهی اتفاقی میافتد و ما فورا تصمیم میگیریم که یک فاجعه است، اما بعداً متوجه میشویم همان اتفاق مسیر ما را به سمت چیزی باز کرده که امروز بابتش شکرگزاریم. ما برای فهمیدن نور، به تاریکی نیاز داریم. از این به بعد اگر حس کردید شرایط سخت شده، زاویه دیدتان را عوض کنید. با خود بگویید: «این مشکل الان در مقایسه با مشکلات ۵ سال پیشم یا در مقایسه با کسی که روی تخت بیمارستان است، چقدر جدی است؟» این کار به ذهن شما وسعت میبخشد تا در مشکلات کوچک غرق نشوید.
۱۰. قانون قطبیت (تضاد)؛ دو روی سکه در قوانین هستی
قانون قطبیت بسیار به قانون نسبیت مرتبط است. این قانون میگوید همه چیز در این دنیا مثل یک سکه دو رو، یا یک خطکش با دو سر است. ما معمولاً فکر میکنیم نور و تاریکی، یا شادی و غم دشمن هم هستند، اما اینها یک چیز واحدند که فقط درجاتشان متفاوت است؛ مثل گرما و سرما که درجات مختلفی از دما هستند.
هیچ دستگاهی فقط با قطب مثبت باتری کار نمیکند. زندگی هم برای جریان داشتن به هر دو قطب سختی و آسانی نیاز دارد. در دنیای کسبوکار، بزرگترین ثروتها دقیقاً از دل بزرگترین بحرانها بیرون میآیند. بحران و فرصت دو سر یک طیف هستند؛ هرچقدر مشکل بزرگتر باشد (قطب منفی)، راهحل و فرصت پنهان در آن هم به همان اندازه بزرگتر است (قطب مثبت). تا زمانی که شکست نباشد، موفقیت بیمعنی است. پس وقتی اتفاق بدی میافتد، به جای گارد گرفتن بدانید که این قطب مخالف آمده تا قطب مثبت را برایتان معنیدار کند.
۱۱. قانون ریتم؛ حرکت در چرخههای طبیعی زندگی
قانون ریتم به ما کمک میکند بفهمیم زندگی همیشه در چرخههای مختلف در حرکت است. همه چیز ریتم و ضربانی دارد؛ مثل جزر و مد، مثل به دست آوردن و از دست دادن، یا مثل زمستان و بهار. این قانون آرامش عمیقی به ما میدهد، زیرا خیالتان راحت میشود که نه روزهای سخت ابدیاند و نه روزهای اوج بیتغییر میمانند.
در شروع یک رابطه عاطفی یا شغل جدید، همهچیز پر از شور و هیجان است (دوران ماهعسل)، اما بعد از مدتی همهچیز عادیتر و آرامتر میشود. خیلیها فکر میکنند کار خراب شده، در حالی که این فقط ریتم طبیعی زندگی است که از یک فاز پرانرژی به فاز آرامتری رفته است. وقتی در دوران رکود مالی یا تحمل یک درد هستید، به خود یادآوری کنید: «این نیز بگذرد». وقتی این چرخهها را درک کنید، در هر فصلی که هستید میتوانید صلح درونی پیدا کنید و بدون مقاومت با آن همراه شوید.
۱۲. قانون جنسیت؛ تعادل انرژیهای ساختار و جریان
قانون جنسیت به معنی جنسیت بیولوژیکی زن و مرد نیست، بلکه درباره کیفیتها و انرژیهای مردانه و زنانه است که در تار و پود آفرینش جریان دارند. برای یک زندگی کامل، ما هم به چارچوب و ساختار نیاز داریم و هم به آزادی و انعطافپذیری.
اگر به طبیعت نگاه کنید این دو اصل را میبینید: رها بودن یک طوفان یا بوی یک گل (انرژی زنانه) در کنار ساختارها و الگوهای دقیق قوانین فیزیک (انرژی مردانه). برای اینکه چیزی در این دنیا متولد شود (یک ایده، کسبوکار یا حتی یک حال خوب)، باید این دو انرژی با هم ترکیب شوند. یک رودخانه را در نظر بگیرید: دیوارهها و بستر سفت و جهتدار رودخانه نماد انرژی مردانه (ساختار) هستند و آب لطیف و شکلپذیر، نماد انرژی زنانه (جریان). اگر فقط دیواره باشد، یک خندق خشک داریم و اگر فقط آب باشد، سیلابی ویرانگر راه میافتد. تنها ترکیب این دو است که حیاتبخش میشود.
گاهی باید عمل کرد، ساختار چید و تلاش کرد؛ و گاهی باید استراحت کرد، پذیرفت و اجازه داد شهود راهنمایمان باشد. ماشین خلق آرزوها با یک چرخ حرکت نمیکند و به هر دو انرژی نیاز دارد.
چگونه از این قوانین کائنات در زندگی استفاده کنیم؟
وقتی هر ۱۲ قانون را کنار هم میشنوید، تازه میفهمید چقدر دقیق به هم مرتبط هستند. قانون یگانگی میگوید شما به همهچیز وصل هستید؛ ارتعاش و جذب میخواهند مراقب احساساتتان باشید؛ تطابق میپرسد بیرونِ شما چه چیزی از درونتان را نشان میدهد؛ و اقدام الهامبخش یادآوری میکند که باید در زمان مناسب دست به کار شوید. قوانین تبدیل انرژی و ریتم شما را برای پذیرش تغییرات آماده میکنند، کارما و جبران از شما میخواهند با عشق ببخشید و نسبیت و قطبیت قضاوتهای ذهنی شما را آرام میکنند. در نهایت قانون جنسیت به شما تعادل میان عملگرایی و رها بودن را میآموزد.
کاری که حالا باید انجام دهید این است: بررسی کنید کدام یک از این قوانین بیشتر به شرایط فعلی شما ربط دارد و حرف دلتان است؟ از خودتان بپرسید اگر واقعاً این اصل را درک میکردم، امروز چه تغییری در طرز فکر و رفتارم به وجود میآمد؟
از شما میخواهم صادقانه به من بگویید چقدر این مفاهیم برایتان کاربردی بود؟ از عدد ۱ تا ۱۰ (۱ کمترین و ۱۰ بیشترین) به این محتوا چه امتیازی میدهید؟ حتماً جواب و نظرتان را در بخش دیدگاههای زیر همین مقاله برای من بنویسید تا بتوانم با انرژی بیشتر، مطالب بهتری برای شما آماده کنم. همچنین، اگر احساس میکنید در اطرافیانتان کسی هست که به شنیدن این حرفها و تغییر زاویه دیدش نیاز دارد، ممنون میشوم لینک این مقاله را برایش ارسال کنید.
2 پاسخ
ممنون از مطالب تون ،خیلی به من کمک کرد و خیلی مسائل رو برای من روشن کرد🤗🙏🏼
سلام خدا قوت مقاله خیلی با ارزشی بود من هم لذت بردم وهم میخواهم در ادامه زندگی از 12 قانون یروی کنم وامتیاز 100 میدهم نه 10