کانال «پادکست نگرش نیک» در تلگرام و بله راه اندازی شد

زندگینامه گری چاپمن؛ از زندگی شخصی تا شکل‌گیری ایده «پنج زبان عشق»

زمان مطالعه: 10دقیقه
5 شهریور 1405
زندگینامه گری چاپمن
فهرست مقاله
یادگیری عمیق‌تر
نویسنده: گری چاپمن

پادکست‌های تحلیل و ساده‌سازی نگرش نیک

پادکست‌های تحلیل و ساده‌سازی نگرش نیک

زندگینامه گری چاپمن، یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌ها در زمینه مشاوره ازدواج، خانواده و روابط انسانی، می‌تواند برای بسیاری از افرادی که به موضوع عشق، ازدواج، خانواده و روابط انسانی علاقه‌مندند، الهام‌بخش باشد.

دکتری گری چاپمن با سال‌ها تجربه در زمینه مشاوره، تلاش کرده مفاهیم پیچیده روابط عاطفی را به زبان ساده و قابل‌فهم برای عموم بیان کند. شهرت جهانی او بیشتر به دلیل کتاب «پنج زبان عشق» است؛ کتابی که میلیون‌ها نسخه از آن در سراسر جهان به فروش رسیده و به ده‌ها زبان ترجمه شده است.

با این حال، پشت این موفقیت فقط یک کتاب قرار ندارد. زندگی او مجموعه‌ای از تجربه‌های شخصی، سال‌ها تحصیل، فعالیت مذهبی، مشاوره با زوج‌ها، چالش‌های خانوادگی و یادگیری از روابط واقعی انسان‌ها بوده است. بسیاری از ایده‌هایی که بعدها در کتاب‌هایش مطرح کرد، ابتدا در زندگی شخصی و تجربه‌های حرفه‌ای او شکل گرفتند.

 

دوران کودکی

گری چاپمن در سال ۱۹۳۸ در شهری کوچک در ایالت کارولینای شمالی آمریکا به دنیا آمد. کودکی او دوران شادی بود و زندگی‌اش بیشتر میان درس، کار، بازی و کلیسا می‌گذشت. در دوران دبستان، خواندن کتاب داستان‌هایی که فضای ماجراجویانه داشتند و علاقه او به ماجراجویی را تقویت کردند.

او بخش مهمی از دیدگاه خود درباره تربیت فرزند را از مشاهده رفتار پدر و مادرش یاد گرفت. از آن‌ها آموخت که کودکان به نظم، قوانین مشخص، انتظارات روشن، ساعت خواب منظم و آموزش مهارت‌های اساسی زندگی نیاز دارند.

اما در کنار این تجربیات مثبت، برخی اتفاقات سخت نیز تأثیر زیادی بر شخصیت او گذاشتند. او شاهد درگیری پدربزرگش با مشکل الکل بود و همچنین شاهد یک تصادف شدید موتورسیکلت بود که در اثر مصرف مواد مخدر اتفاق افتاده بود. این تجربه‌ها باعث شدند از همان دوران تصمیم بگیرد هرگز سراغ الکل و مواد مخدر نرود. او معتقد بود:

داشتن مغز سالم یکی از بزرگ‌ترین سرمایه‌های زندگی است.

 

جوانی؛ انتخاب مسیر مذهبی و تحصیلات

گری چاپمن در ۱۷ سالگی تصمیم گرفت زندگی خود را به خدمت مسیح اختصاص دهد. از آن زمان، مسیر تحصیلی و حرفه‌ای او نیز تا حد زیادی در همین جهت شکل گرفت.

بین سال‌های ۱۹۵۵ تا ۱۹۶۷ تحصیلات خود را ادامه داد. ابتدا در مؤسسه الهیات مودی در شیکاگو برای خدمت مسیحی آموزش دید. سپس در کالج ویتون در رشته انسان‌شناسی تحصیل کرد و بعد وارد حوزه علمیه باپتیست شد.

در کنار تحصیلات اصلی، دوره‌های مختلفی در زمینه مشاوره گذراند. در آن زمان شاید نمی‌دانست این آموزش‌ها قرار است چه نقش مهمی در آینده حرفه‌ای او داشته باشند، اما بعدها همین دانش و تجربه به بخش مهمی از زندگی کاری او تبدیل شد.

در همین سال‌ها، یک هدف بزرگ نیز در ذهنش شکل گرفت: می‌خواست به کشورهای دیگر سفر کند و به‌ویژه در نیجریه به آموزش و تربیت رهبران محلی کمک کند.

 

ازدواج و تجربه‌های شخصی در زندگی مشترک

در دوران تحصیل در حوزه علمیه، با کارولین ازدواج کرد؛ همسر و همراهی که بیش از ۶۰ سال در کنار او بوده است. کارولین علاوه بر همراهی در زندگی شخصی، در فعالیت حرفه‌ای نیز نقش مهمی داشته و ویراستاری کتاب‌های او را بر عهده داشته است.

زندگی مشترک آن‌ها از همان ابتدا بدون مشکل نبود. آن‌ها نیز مانند بسیاری از زوج‌ها با چالش‌هایی روبه‌رو شدند و به‌تدریج متوجه شدند که وقتی زن و شوهر نیازهای عاطفی یکدیگر را به‌درستی نمی‌شناسند، ممکن است مشکلاتی در رابطه ایجاد شود.

سال‌ها بعد، همین تجربه‌های شخصی در شکل‌گیری ایده معروف «زبان‌های عشق» نقش پیدا کردند. البته حدود ۲۰ سال طول کشید تا این مفهوم برای او کاملاً شکل بگیرد و به صورت یک نظریه و سپس کتاب مطرح شود.

 

رؤیای نیجریه و یک شکست بزرگ

یکی از اهداف مهم زندگی او این بود که برای آموزش رهبران محلی به نیجریه برود؛ اما این برنامه هیچ‌گاه عملی نشد. به دلیل مشکلات سلامتی همسرش، درخواست او از سوی هیئت بین‌المللی کنوانسیون باپتیست جنوبی پذیرفته نشد.

این اتفاق برای او و همسرش یک شکست و ناامیدی بزرگ بود و مدت زیادی طول کشید تا بتواند معنای آن را در زندگی خود درک کند.

 

آغاز فعالیت حرفه‌ای؛ تدریس، کلیسا و مشاوره

پس از عملی نشدن برنامه نیجریه، فعالیت حرفه‌ای او مسیر دیگری پیدا کرد. چند سال به عنوان استاد دانشگاه در مؤسسه‌ای که امروزه Carolina University نام دارد فعالیت کرد و هم‌زمان در کلیسای Salem Baptist به عنوان معاون کشیش مشغول به کار بود. بعدها همراه همسرش به Calvary Baptist Church رفتند و حدود ۵۰ سال در این کلیسا در نقش‌های مختلف فعالیت کردند.

در طول حدود ۳۰ سال، تمرکز اصلی فعالیت حرفه‌ای او به سمت مشاوره ازدواج و خانواده رفت. این سال‌ها اهمیت زیادی داشتند، زیرا بسیاری از ایده‌هایی که بعدها در کتاب‌های او مطرح شدند، مستقیماً از همین تجربه‌های مشاوره‌ای به دست آمدند.

او با زوج‌های زیادی کار کرد و از نزدیک دید که چه عواملی باعث نزدیک شدن یا دور شدن زن و شوهر از یکدیگر می‌شوند.

 

تجربه پدر بودن و درس‌هایی از فرزندان

او و همسرش دو فرزند به نام‌های شلی و درک دارند. شلی در کودکی فرزندی آرام و مطیع بود. همین موضوع باعث شده بود پدرش گاهی با خودش فکر کند که چرا والدین دیگر تا این اندازه درباره سختی‌های تربیت فرزند صحبت می‌کنند.

اما با به دنیا آمدن درک، شرایط متفاوت شد. تجربه تربیت فرزند دوم به او نشان داد که تربیت کودکان همیشه ساده نیست و هر کودک شخصیت و نیازهای متفاوتی دارد. چالش‌هایی که در تربیت فرزندان تجربه کرد، بعدها به منبع الهام برخی از کتاب‌هایش تبدیل شدند؛ از جمله کتاب پنج زبان عشق کودکان.

 

شکل‌گیری کتاب «پنج زبان عشق»

مهم‌ترین اثر زندگی حرفه‌ای او، کتاب پنج زبان عشق است. دکتر گری چاپمن هیچ‌وقت تصور نمی‌کرد که کتاب پنج زبان عشق او به زبان انگلیسی بیش از ۲۰ میلیون نسخه فروش داشته باشد و به ۵۰ زبان دنیا ترجمه شود.

او در ابتدا فقط اصولی را که در تدریس، مشاوره و زندگی زناشویی خودش مؤثر دیده بود، در قالب کتاب ثبت کرد. اما این کتاب که به یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های نیویورک تایمز تبدیل شد، باعث شهرت جهانی او شد و حتی یک جریان گسترده در زمینه روابط و ازدواج به وجود آورد.

بخش مهمی از این دیدگاه بر این ایده استوار است که افراد مختلف، عشق و محبت را به شکل‌های متفاوتی دریافت و تجربه می‌کنند. بنابراین، شناخت نیازهای عاطفی طرف مقابل می‌تواند به ایجاد ارتباط بهتر کمک کند.

 

آن‌سوی «پنج زبان عشق»: گفت‌وگویی کوتاه با گری چاپمن

یکی از فرصت‌های غیرمنتظره در مسیر حرفه‌ای گری چاپمن، دعوت از او برای سخنرانی در پنتاگون بود. این دعوت در ادامه فعالیت‌های گسترده او در زمینه ازدواج، خانواده و روابط و سخنرانی‌هایش برای نیروهای نظامی و خانواده‌های آنان قرار داشت.

اگر می‌خواهید با نگاه شخصی‌تر و از زبان خود گری چاپمن با او آشنا شوید، این گفت‌وگوی کوتاه را بخوانید. در این مصاحبه، او از تجربه‌های زندگی، چالش‌های شخصی، نگاهش به عشق و روابط و درس‌هایی که در طول سال‌ها آموخته است، صحبت می‌کند.

شما به‌طور غیرمنتظره‌ای برای سخنرانی در پنتاگون دعوت شدید! آیا همیشه معتقدید باید به فرصت‌ها «بله» گفت؟

من ذاتاً آدمی هستم که وقتی دری به رویم باز می‌شود، از آن عبور می‌کنم. در زندگی‌ام درهای زیادی به رویم باز شده که حتی فکر نمی‌کردم بتوانم آن‌ها را باز کنم. اما اگر احساس کنم می‌توانم در کاری مفید باشم و کمکی بکنم، می‌گویم بله.

من از خدا می‌خواهم درهایی را به رویم باز کند که با برنامه‌ای که برای زندگی من دارد، هماهنگ باشند.

افراد مسن‌تر چه چیزی می‌توانند از نسل جوان یاد بگیرند؟

یکی از مهم‌ترین چیزهایی که نسل جوان می‌تواند به ما یاد بدهد، این است که چطور در دنیای دیجیتال زندگی کنیم و از آن استفاده کنیم.

من به زمانی برمی‌گردم که اصلاً تلویزیون وجود نداشت! اما حالا اینجا هستیم و داریم از طریق زوم با هم صحبت می‌کنیم. نسل جوان در دنیای دیجیتال به دنیا آمده و استفاده از فناوری برایشان کاملاً طبیعی است.

البته این موضوع جنبه منفی هم دارد، چون در دنیای دیجیتال تأثیرات و چیزهایی وجود دارد که می‌توانند جوان‌ها را به سمت رفتارهای مخرب ببرند. با این حال، بسیاری از جوان‌ها نسبت به زندگی هیجان و اشتیاق زیادی دارند. در حالی که ما افراد مسن‌تر گاهی فکر می‌کنیم: خب، من دیگر کارم را کرده‌ام؛ حالا فقط می‌خواهم آرام بنشینم و استراحت کنم!

ما می‌توانیم از شور و اشتیاق جوان‌ها نسبت به زندگی چیزهای زیادی یاد بگیریم.

به‌جز کتاب‌های مربوط به «پنج زبان عشق»، کدام‌یک از کتاب‌هایتان برای شما اهمیت بیشتری دارد؟

کتاب «خشم: مدیریت سالمِ یک احساس قدرتمند» برای من اهمیت زیادی دارد.

من تا قبل از ازدواج مشکل خاصی با خشم نداشتم؛ اما بعد از ازدواج این موضوع شروع شد و وقتی پسرم به دوران نوجوانی رسید، حتی شدیدتر هم شد! چهل سال مشاوره دادن به زوج‌ها به من نشان داده که خشمِ کنترل‌نشده و نادرست می‌تواند ازدواج‌ها را نابود کند.

همه ما تا حدی خودمحور هستیم و این موضوع طبیعی است، چون خودمحوری تا حدی به بقای ما کمک می‌کند. همچنین وقتی با چیزهایی روبه‌رو می‌شویم که از نظر اخلاقی اشتباه هستند، طبیعی است که عصبانی شویم.

اما وقتی وارد یک رابطه می‌شویم و دائماً به این فکر می‌کنیم که «من از این رابطه چه چیزی می‌توانم به دست بیاورم؟»، این دیگر بیشتر به خودخواهی مربوط می‌شود. مثلاً وقتی فرزندانمان کاری را که ما فکر می‌کنیم باید انجام دهند، انجام نمی‌دهند، ممکن است درونمان احساس ناراحتی و تحریک شدن شکل بگیرد و بعد عصبانی شویم.

ما باید یاد بگیریم خشم خود را بشناسیم و به خودمان بگوییم: خدایا، به من کمک کن!

نوشتن کدام‌یک از کتاب‌هایتان برایتان سخت‌تر بود؟

تقریباً همه نوشته‌های من از تجربه‌های مشاوره‌ام شکل گرفته‌اند، بنابراین وقتی می‌خواهم کتاب بنویسم، مثال‌ها و داستان‌های زیادی از قبل در ذهنم دارم. به همین دلیل، نوشتن برایم معمولاً کار سختی نیست.

اما چیزی که مجبور شدم یاد بگیرم، نوشتن با یک نویسنده همکار بود.

من کتاب پنج زبان عشق کودکان را با دکتر راس کمپبل، که یک روان‌پزشک بالینی و مسیحی بود، نوشتم. او یک پیش‌نویس اولیه نوشت و من هم پیش‌نویس خودم را نوشتم. بعد هر دو را برای ویراستار فرستادیم تا آن‌ها را با هم ترکیب کند.

بعد من با خودم گفتم: پس چرا آن قسمتی که من نوشته بودم حذف شده؟!

البته بین ما دعوا یا دشمنی به وجود نیامد، اما دفعه بعد که با یک نویسنده همکار کار کردم، روش دیگری را امتحان کردم. این بار او پیش‌نویس اولیه را نوشت و من بخش‌هایی را به آن اضافه یا از آن کم کردم.

این روش خیلی بهتر بود.

شما قصد داشتید در نیجریه به آموزش رهبران محلی کمک کنید، اما به دلیل بیماری همسرتان این برنامه عملی نشد. حالا که به گذشته نگاه می‌کنید، چه احساسی دارید؟

برای مدت خیلی طولانی، جواب این سؤال را نمی‌دانستم. اما سال‌ها بعد، یک روز من و همسرم داشتیم جعبه‌ای از کتاب‌هایی را باز می‌کردیم که به زبان کشور دیگری ترجمه شده بودند. ناگهان همسرم شروع به گریه کرد.

گفت: من ناراحت نیستم؛ فقط یادم افتاد که ما می‌خواستیم مبلغ و مبلّغ مذهبی باشیم.

همان لحظه برای هر دوی ما یک لحظه کشف و درک ناگهانی بود. فهمیدیم که اتفاقات گذشته در نهایت معنا داشته‌اند و همه چیز به شکلی منطقی کنار هم قرار گرفته است.

درباره کتاب «پنج زبان عذرخواهی»، فکر می‌کنید این اصول چگونه می‌توانند در کلیساها استفاده شوند؟

برای داشتن روابط خوب، لازم نیست انسان کاملاً بی‌نقص باشد؛ اما باید بتواند با اشتباهات و شکست‌های خودش روبه‌رو شود.

در کلیسا هم، صرف‌نظر از اینکه چه مسئولیتی داریم، همیشه ممکن است اتفاقی بیفتد که حرفی ناراحت‌کننده بزنیم و باعث آسیب دیدن دیگران شویم. ما انسان هستیم و اشتباه می‌کنیم.

اگر در کلیسا به مردم آموزش می‌دادیم که سریع عذرخواهی کنند و سریع ببخشند و این کار را تمرین می‌کردیم، بسیاری از اختلاف‌ها و جدایی‌ها شاید اصلاً اتفاق نمی‌افتادند.

در غیر این صورت، کم‌کم موانعی بین افراد شکل می‌گیرد و همین موانع باعث فاصله و جدایی می‌شوند. این موضوع بسیار مهم است، چون هیچ‌کدام از ما کامل و بی‌اشتباه نیستیم.

 

سخن پایانی

داستان زندگی گری چاپمن نشان می‌دهد که بسیاری از ایده‌های تأثیرگذار، از دل تجربه‌های واقعی زندگی، اشتباه‌ها، چالش‌ها و سال‌ها یادگیری شکل می‌گیرند. شاید مهم‌ترین پیام مسیر او این باشد که برای ساختن روابط بهتر، شناخت خود و دیگری و تلاش برای درک نیازهای عاطفی یکدیگر، هیچ‌وقت دیر نیست.

این مطالب هم مفید است...

نظر خود را در مورد این مطلب برای ما بنویسید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یادگیری عمیق‌تر
نویسنده: گری چاپمن
جدیدترین مقالات

پادکست‌های تحلیل و ساده‌سازی نگرش نیک

پادکست‌های تحلیل و ساده‌سازی نگرش نیک