خلاصه کتاب بودا و کله خر اثر ویشن لاکیانی

بفرست برای دوستت
خلاصه کتاب بودا و کله خر اثر ویشن لاکیانی
مشخصات کتاب

فهرست مطالب

در خلاصه کتاب بودا و کله خر یاد خواهید گرفت:

  • چگونه بفهمید چه چیزهایی در زندگی واقعاً برایتان مهم است (ارزش‌های اصلی)؛
  • باور کنید یا نه، گوگل هم اشتباهات زیادی دارد؛ و
  • چند سوال ساده می‌تواند زندگی‌تان را متحول کند.

ما همیشه شنیده‌ایم که برای موفقیت باید سخت کار کنیم. به همین دلیل، زندگی‌مان را صرف کارهایی می‌کنیم که اکثراً حتی دوستشان هم نداریم. اما آیا راه دیگری وجود ندارد؟

بله، ممکن است که در کار و زندگی خوشحال و راضی باشیم. برای این کار باید دو بخش از وجودمان را بیدار کنیم:

  1. بودا: همان بخش درونی است که با حس واقعی ما هماهنگ است و ما را راهنمایی می‌کند.
  2. کله خر: بخشی است که دائم در حال بهبود خودش و تغییر دادن دنیاست.

وقتی این دو بخش با هم کار کنند، می‌توانیم راحت‌تر هدف‌های عالی پیدا کنیم و با لذت و آسانی به سمت آن‌ها حرکت کنیم. این خلاصه کتاب بودا و کله خر به شما نشان می‌دهد که چگونه این دو قدرت را بیدار کرده و کنترل کامل زندگی خود را به دست آورید.

اینفوگرافیک خلاصه کتاب بودا و کله خر ویشن لاکیانی

 

فصل 1) دانستن ارزش‌های اصلی، به زندگی ما هدف و مسیر واضحی می‌دهد

همانطور که می‌دانیم، هر کسی اثر انگشت مخصوص به خود را دارد. ویشن لاکیانی می‌گوید ما همچنین یک «ردپای روح» مخصوص به خودمان نیز داریم.

اثر انگشت قبل از تولد ایجاد می‌شود، اما ردپای روح توسط تجربه‌های اولیه زندگی ما به وجود می‌آید. هر اتفاقی که برای ما می‌افتد، خوب یا بد، تأثیری روی ما می‌گذارد. نتیجه این ردپای روح، مجموعه‌ای از ارزش‌های اصلی است که ناخودآگاه راهنمای تصمیمات و کارهای ما می‌شوند. اگر از این ارزش‌های اصلی آگاه شویم، می‌توانیم با درون خود ارتباط برقرار کنیم.

این ارزش‌های اصلی در کودکی و نوجوانی شکل می‌گیرند و در بزرگسالی هم ثابت می‌مانند؛ مگر اینکه یک اتفاق خیلی مهم و تغییردهنده در زندگی (مثل یک آسیب روحی) رخ دهد. این ارزش‌ها مثل قانون اساسی هستند که به ندرت تغییر می‌کنند.

وقتی ارزش‌های اصلی خود را می‌شناسیم، راحت‌تر می‌توانیم بفهمیم واقعاً چه می‌خواهیم و به چه چیزی نیاز داریم. این شناخت کمک می‌کند تا بدانیم می‌خواهیم چه تأثیری در دنیا بگذاریم و چه کارها و شغل‌هایی برای ما مناسب هستند. اگر ارزش‌های اصلی‌مان را ندانیم، ممکن است سراغ شغلی برویم که ما را ناراحت کند.

اگر الان حوصله مطالعه این مقاله را ندارید، می توانید پادکست آن را گوش کنید:

 

چگونه ارزش‌های اصلی خود را پیدا کنیم؟

ویشن لاکیانی یک روش تمرینی به نام «کشف داستان زندگی» را پیشنهاد می‌کند. در این روش باید به دقت به زندگی‌تان فکر کنید تا تجربه‌های مهم را پیدا کنید. این تجربه‌ها روی ارزش‌های شما اثر عمیقی دارند، چون یا هرگز نمی‌خواهید فراموششان کنید یا امیدوارید دوباره تکرار نشوند. این، بر کارهای آینده شما اثر می‌گذارد.

بعد از پیدا کردن آن تجربه‌ها، باید آن‌ها را با تمام جزئیات بنویسید:

  • چه اتفاقی افتاد؟
  • چه کسانی بودند؟
  • چه حسی داشتید؟

در آخر، فکر کنید که از هر تجربه چه درس‌ها و باورهایی یاد گرفتید و این‌ها نشان‌دهنده چه ارزش‌هایی هستند.

مثلاً، ویشن لاکیانی با فکر کردن به تجربه زورگویی و نژادپرستی، فهمید که ارزش‌های دلسوزی و پذیرش تفاوت‌ها در او شکل گرفته است.

زمانی که ارزش‌های اصلی خود را بشناسید، می‌توانید از آن‌ها برای گرفتن تصمیم‌ها، تعیین هدف‌ها و انتخاب کارهایی که می‌خواهید انجام دهید، استفاده کنید.

 

فصل 2) برای جذب افراد درست، باید هدف عمیق‌تر و برنامه کارتان را روشن بیان کنید

وقتی به دنبال کارها و هدف‌هایی هستید که با ارزش‌های اصلی شما جور در می‌آیند، باید با افرادی همکاری کنید که بتوانند کمکتان کنند. این افراد باید هم‌فکر باشند و ارزش‌های مشابهی با شما داشته باشند. خبر خوب این است که می‌توانید کاری کنید که این افراد به سمت شما جذب شوند.

برای اینکه افراد بخواهند به شما بپیوندند، کافی نیست بگویید چه کاری انجام می‌دهید؛ باید توضیح دهید “چرا” آن کار را می‌کنید. چون انسان‌ها بر اساس احساسات تصمیم می‌گیرند، این هدف عمیق‌تر (یا چرایی کار شما) مستقیماً با احساسات آن‌ها ارتباط برقرار می‌کند. این هدف عمیق، «چرایی بزرگ» نامیده می‌شود و علت اصلی جذب شدن مردم به برخی برندها و شرکت‌هاست.

مثلاً، «چرایی بزرگ» شرکت اپل این است که عادت‌ها را به چالش بکشد و متفاوت فکر کند. اگر می‌خواهید مثل این برندها، همکاران را جذب کنید، باید «چرایی بزرگ» خودتان را که از ارزش‌های شخصی‌تان سرچشمه می‌گیرد، پیدا کنید.

وقتی «چرایی بزرگ» خود را پیدا کردید، باید آن را به دیگران بگویید. می توانید این کار را با نوشتن یک مانیفست انجام دهید.

مانیفست یک بیانیه عمومی است که «چرایی بزرگ» شما و نحوه کارتان را مشخص می‌کند. برای نوشتن آن، به این فکر کنید که:

  • به چه چیزهایی باور دارید،
  • چه چیزی شما را خاص می‌کند و
  • چه ارزش‌هایی را رعایت می‌کنید.

هر چقدر این مانیفست واضح‌تر باشد، افراد مناسب بیشتری جذب خواهید کرد.

گام آخر برای جذب افراد مناسب، داشتن چشم‌انداز است. در کار و زندگی، لازم است بدانید دقیقاً به دنبال چه هستید و چطور می‌خواهید به آن برسید. چشم‌انداز باعث می‌شود با هدف کار کنید و همه را برای رسیدن به یک هدف هماهنگ و باانگیزه نگه می‌دارد.

 

بهترین راه برای ساختن چشم انداز چیست؟

بهترین راه برای ساختن چشم‌انداز این است که به سه سال آینده نگاه کنید و از خود بپرسید:

  • چه دستاوردهایی می‌خواهید داشته باشید؟
  • با چه کسانی کار کنید؟
  • دیگران شما را چطور ببینند؟
  خلاصه کتاب راز اثر راندا برن

با پاسخ دادن به این‌ها، می‌توانید قدم‌های لازم را برای رسیدن به آن چشم‌انداز مشخص کنید.

 

فصل 3) با تقویت روابط اجتماعی، شادی، انگیزه و عملکرد کاری را بالا می‌برید

وقتی روی پروژه‌ها کار می‌کنیم، چه چیزهایی باعث موفقیت می‌شوند؟

شاید به توانایی‌ها، ارتباط و برنامه کار فکر کنید. این‌ها مهم هستند، اما یک چیز دیگر هم حیاتی است: ارتباط اجتماعی.

داشتن رابطه اجتماعی فقط یک نیاز طبیعی نیست، بلکه برای موفقیت ضروری است. در گذشته، به اجداد ما کمک می‌کرد تا زنده بمانند. امروز، پیوندهای اجتماعی برای شادی، کارایی، هوش و خلاقیت ما مهم هستند. به همین دلیل، ایجاد رابطه اجتماعی با همکاران، یک مهارت مهم است.

روابط اجتماعی فایده‌های زیادی دارند. آن‌ها محیط کار را مثبت می‌کنند و تیم‌ها را بهبود می‌بخشند. آن‌ها شادی و انگیزه کاری را زیاد می‌کنند. برای مثال، یک نظرسنجی نشان داد افرادی که در محل کار دوست خوب دارند، هفت برابر بیشتر از کسانی که دوست ندارند، متعهد و باانگیزه هستند.

 

راه های تقویت روابط اجتماعی

چه مدیر باشید چه نباشید، راه‌هایی برای تقویت روابط اجتماعی وجود دارد.

یکی از راه‌ها برای ایجاد دوستی، برنامه‌ریزی مراسم و رویدادهای اجتماعی است. این‌ها می‌توانند روزانه، هفتگی یا سالانه باشند. مثلاً، هر روز را با یک گفتگوی شکرگزاری شروع کنید یا بیرون از محیط کار دور هم جمع شوید. این کارها فرصت آشنایی شخصی را فراهم می‌کنند.

راه دیگر استفاده از محیط‌های امن است، مثل یک گروه آنلاین که در آن افراد بتوانند تجربه‌های شخصی خود را به اشتراک بگذارند و کمک بخواهند. این کار حس تعلق ایجاد می‌کند.

شاید اعتراف به ضعف‌ها (آسیب‌پذیری) سخت باشد، اما کلید ایجاد رابطه است. پس، صادق باشید و خودتان اول ضعف‌هایتان را بیان کنید. این کار هیچ ایرادی ندارد.

 

فصل 4) مأموریتی را انتخاب کنید که دنیا را بهتر کند

امروزه دنیا بیشتر از همیشه به هم وصل است. این خوب است، اما مسئولیت‌هایی هم ایجاد می‌کند. کارهای ما نتایج گسترده‌ای دارند، مخصوصاً در کسب‌وکار.

برخی شرکت‌ها فقط به فکر سود خودشان هستند و اهمیتی به آسیبی که می‌رسانند نمی‌دهند. نویسنده این‌ها را شرکت‌های «منهای انسانیت» می‌نامد. چنین کاری با اصول درست (بودا) و قاطعیت (کله خر – جسور) همخوانی ندارد. ترکیب این دو یعنی «به علاوه انسانیت» بودن – یعنی داشتن مأموریتی که به دنیا چیزی ارزشمند اضافه کند.

وقتی روی مأموریتی تمرکز می‌کنید که می‌خواهد دنیا را بهتر کند، از کارتان معنا و رضایت پیدا می‌کنید. همچنین، افرادی را جذب می‌کنید که برای حل مشکلات و ایجاد تغییر، شور و شوق دارند.

 

چطور مأموریتی در جهت بهتر کردن دنیا پیدا کنیم؟

یکی از راه‌های داشتن مأموریت، تعیین هدف تحول‌آفرین عظیم (MTP) است. MTP هدفی است که تأثیر بسیار بزرگی ایجاد می‌کند، مثل هدف گوگل برای در دسترس قرار دادن اطلاعات برای همه.

MTP شما باید مثل گوگل چالش‌برانگیز باشد. این کار را جذاب‌تر می‌کند. برای پیدا کردن MTP خود، به این فکر کنید که چه مسائلی به شما انگیزه می‌دهند، روی چه کسانی می‌خواهید تأثیر بگذارید و طرفدار کدام برندهای مأموریت‌محور هستید. وقتی MTP خود را پیدا کردید، شروع به انجام کارهایی کنید که شما را به آن نزدیک می‌کند.

اما اگر نمی‌توانید تفاوت خیلی بزرگی ایجاد کنید، چه؟ شاید پروژه‌های شرکتتان کوچک باشند یا شما یک کسب و کار کوچک دارید یا تنها کار می‌کنید. در این حالت، MTP ممکن است مناسب شما نباشد، اما باز هم می‌توانید مأموریت‌محور باشید. کافی است یک موضع‌گیری کنید.

موضع‌گیری در موافقت یا مخالفت با چیزی، راه خوبی است تا به کار خود معنا بدهید و تأثیرگذار باشید. مثلاً، یک اینفلوئنسر شبکه‌های اجتماعی می‌تواند تصمیم بگیرد که هرگز غذای ناسالم تبلیغ نکند. یا یک طراح تی‌شرت، برند خود را بر اساس انتشار پیام‌های مثبت بسازد.

موضع‌گیری قاطعانه فقط یک کار درست نیست؛ برای کسب‌وکار هم مفید است. یک نظرسنجی در سال ۲۰۱۹ نشان داد که ۶۶ درصد از مردم می‌خواهند برندها علناً از مسائل سیاسی و اجتماعی حمایت کنند.

 

فصل 5) از چشم‌اندازهای خیلی بزرگ نترسید

آیا داستان آزمایش کک‌ها در شیشه را شنیده‌اید؟

دانشمندان کک‌ها را در شیشه در بسته گذاشتند و بعد از مدتی در آن را برداشتند. کک‌ها دیگر بیرون نپریدند! با اینکه مانعی نبود، آن‌ها عادت کرده بودند که فقط تا ارتفاع شیشه بپرند.

ما انسان‌ها باهوش‌تریم، اما مثل کک‌ها شرطی می‌شویم. وقتی مردم همیشه دنبال اهداف کوچک می‌روند، توانایی‌هایشان را محدود می‌کنند.

چشم‌اندازهای بزرگ شاید اول ترسناک باشند، اما افراد را هل می‌دهند تا اثر ماندگاری در جهان بگذارند. این همان کار یک فرد جسور است.

 

چطور این رؤیاهای بزرگ را عملی کنیم؟

اول اینکه، یادتان باشد هرچه رؤیا بزرگ‌تر باشد، رسیدن به آن آسان‌تر است! رؤیاهای بزرگ مردم را هیجان‌زده می‌کنند و هیجان باعث عمل می‌شود، حتی با وجود مشکل. همچنین، به آینده دور (۱۰ سال بعد) فکر کنید. صحبت کردن در مورد آینده پروژه، افرادی را که می‌خواهند آینده را بسازند، جذب می‌کند.

اما باید مسیر رسیدن به آن آینده روشن باشد. هدف‌هایی تعیین کنید که قابل اندازه‌گیری باشند. و هنگام تعیین هدف، به خودتان اجازه شکست بدهید. وقتی مردم از شکست نترسند، بیشتر تجربه می‌کنند و نتایج شگفت‌انگیزی به دست می‌آید. مثل گوگل که چهل درصد پروژه‌هایش شکست می‌خورد، اما موفقیت‌هایش (مثل جیمیل) خیلی بزرگ هستند.

یک کار دیگر هم که رؤیاباف های بزرگ انجام می‌دهند این است که دیگران را هم وادار می‌کنند رؤیای بزرگ داشته باشند. برای این کار، ویشن پیشنهاد می‌کند از روش «فرض موفقیت» (Presupposed Close) استفاده کنید. این یعنی برای کسی یک موفقیت بزرگ را تصور کنید و طوری با او صحبت کنید که انگار همین حالا به آن رسیده است. این روش انگیزه ای عالی به او می‌دهد، چون به افراد نشان می‌دهد که شما به آن‌ها ایمان دارید.

  خلاصه کتاب کیمیاگر اثر پائولو کوئیلو

ریچارد برانسون، کارآفرین موفق، از این تاکتیک استفاده کرد؛ وقتی دوستانش را به شنا کردن سه مایل از یک جزیره به جزیره دیگر به چالش کشید. هنگامی که آن‌ها مسیر رفت شنا را به پایان رساندند، به فرد برنده گفت: «بی‌صبرانه منتظرم ببینم در راه برگشت چطور عمل می‌کنی.» ایده‌ای که برانسون در ذهن همراهش کاشت، آنقدر قدرتمند بود که او اولین کسی شد که توانست هر دو مسیر را شنا کند!

 

فصل 6) برای بهترین محیط کاری، به مردم اجازه دهید آزادانه صحبت کنند

این صحنه را در نظر بگیرید: با همکارتان ایده می‌دهید و خیلی عالی پیش می‌روید. کاملاً هماهنگ هستید و ایده‌های هم را تند و تیز تکمیل می‌کنید. احساس خوبی دارید و می‌دانید به چیز بزرگی رسیده‌اید.

عصب‌شناسان به این حالت «همبستگی مغزی» می‌گویند. یعنی مغز افراد هم‌فرکانس شده و مثل یک اَبَرمغز واحد کار می‌کند.

حالا فکر کنید اگر همه در تیم یا شرکتتان اینطور کار کنند، شکست‌ناپذیر می‌شوید! خبر خوب این است که می‌توان چنین محیطی را ایجاد کرد.

در محیط «مغز واحد»، ایده‌ها راحت جریان پیدا می‌کنند و مردم همیشه چیزهای جدید را امتحان می‌کنند که باعث رشد سریع می‌شود. برای رسیدن به این حالت، قوانین سلسله مراتب را حذف کنید.

درست است که نقش‌ها باید حفظ شوند، اما اگر کارمندان نگران باشند که باید از «زنجیره فرماندهی» پیروی کنند، راحت ایده رد و بدل نمی‌کنند. شرکت خلاق پیکسار این را فهمید و ارتباطات سلسله مراتبی را برداشت. آن‌ها اجازه دادند که هر کسی، در هر زمان، بتواند مستقیماً با دیگری صحبت کند.

بعد از حذف سلسله مراتب، نوبت به کیفیت بعدی می‌رسد: سرعت.

برای سرعت، از یک تاکتیک نظامی بیاموزید که افراد را تشویق می‌کند حتی وقتی ۱۰۰ درصد مطمئن نیستند، سریع عمل کنند. فرماندهی که این روش را ساخت، دید بهترین خلبان‌هایش با اینکه دشمن بیشتری را سرنگون می‌کنند، گلوله‌های بیشتری هم هدر می‌دهند. چون آن‌ها برای شلیک منتظر اطمینان کامل نمی‌ماندند، بلکه وقتی فرصتی می‌دیدند، اقدام می‌کردند.

ویشن لاکیاین این ایده را با کوتاه کردن زمان تصمیم‌گیری در شرکتش اجرا می‌کند. به جای ایمیل‌های طولانی یا جلسات وقت‌گیر، تیم از برنامه‌های پیام‌رسان سریع مثل اسلک یا واتس‌اپ استفاده می‌کند. اینطوری، تصمیم‌گیری به جای ساعت‌ها یا روزها، فقط چند دقیقه طول می‌کشد. نتیجه این است که بیشتر موفق می‌شوید و اگر هم اشتباه کنید، خیلی سریع‌تر یاد می‌گیرید.

 

فصل 7) شما به اندازه کافی خوب هستید

برای عدم تأثیرپذیری شکست ها و فشارها بدانید که شما به اندازه کافی خوب هستید. حتماً افرادی را دیده‌اید که نظر دیگران برایشان مهم نیست. آن‌ها کار خودشان را می‌کنند و شکست‌ها را، چه یک قرار عاشقانه ناموفق باشد یا یک نقد، راحت کنار می‌گذارند. این افراد به یک قدرت رسیده‌اند:

آن‌ها دیگر نیازی ندارند که در چشم دیگران مهم به نظر برسند.

رسیدن به این مرحله سخت است، چون ما انسان‌ها به طور طبیعی دنبال تأیید شدن هستیم. اما وقتی با خودتان راحت باشید، اعتماد به نفستان خراب نمی‌شود و کنترل کامل زندگی‌تان را به دست می‌گیرید. این یک ویژگی جسورانه است که شما هم می‌توانید آن را در خود ایجاد کنید.

 

اولین کار برای از بین بردن نیاز به تأیید چیست؟

اولین کار برای از بین بردن نیاز به تأیید، این است که بفهمید شما همین حالا هم کامل و کافی هستید. وقتی خود را ناقص ندانید، عواملی بیرونی مثل شکست یا مورد پسند نبودن، روی عزت نفستان تأثیر نمی‌گذارند.

برای شروع این حس، عادت کنید که به خود عشق بورزید و از خودتان تشکر کنید. فقط کافی است هر روز جلوی آینه بگویید «دوستت دارم»؛ به مرور زمان، بیشتر برای خودتان ارزش قائل می‌شوید. برای سپاسگزاری از خود، هر صبح لیستی ذهنی از ویژگی‌های مثبتی که در خود می‌بینید تهیه کنید. تمرکز بر خوبی‌هایتان، آن‌ها را بزرگ‌تر می‌کند.

گام بعدی این است که زندگی‌ای بسازید که مخصوص شماست.

بسیاری از مردم اجازه می‌دهند خانواده، رسانه‌ها و جامعه بر نحوه زندگی‌شان اثر بگذارند. نتیجه، یک زندگی است که برای راضی کردن دیگران ساخته شده و در نهایت، رضایت‌بخش نیست. نویسنده این را وقتی تجربه کرد که به توصیه پدربزرگش، رشته کامپیوتر را انتخاب کرد. بعد از ۵ سال درس خواندن و گرفتن کار در مایکروسافت، فهمید که از شغلش متنفر است.

برای اینکه در این دام نیفتید، باید رؤیاها و هدف‌های اصلی خودتان را پیدا کنید و زندگی‌تان را حول آن‌ها طراحی کنید. از خود بپرسید:

  • «چه تجربه‌هایی می‌خواهم؟»،
  • «چطور می‌خواهم رشد کنم؟»
  • و «چطور می‌خواهم به دنیا کمک کنم؟»

وقتی پاسخ‌ها را بفهمید، می‌توانید زندگی‌ای بسازید که بازتاب واقعی خودتان باشد، نه سطح انتظارات دیگران.

 

فصل 8) در تمام بخش‌های زندگی خود، دنبال رشد مداوم و آگاهانه باشید

یادتان می‌آید کی به دنبال موفقیت رفتید؟ شاید والدینتان شما را تشویق کردند یا دیدید که مردم به افراد موفق احترام می‌گذارند. هر طور که باشد، تنها فردی نیستید که فکر می‌کنید زندگی واقعی به میزان دستاورد شما بستگی دارد.

اما هدف زندگی اصلاً این نیست. نباید دنبال موفقیت باشید. هدف اصلی شما باید رشد کردن باشد. برای رشد کردن، باید تحول را تجربه کنید، نه فقط یادگیری.

 

فرق تجربه تحول و یادگیری چیست؟

چیزی که یاد می‌گیرید ممکن است ظرف یکی دو روز فراموش شود. اما وقتی تحول پیدا می‌کنید، این تغییر دائمی است. مثل یادگیری دوچرخه‌سواری است؛ وقتی تعادل را پیدا کردید، دیگر از دستش نمی‌دهید.

  خلاصه کتاب اولین دقیقه اثر کریس فنینگ

تحول می‌تواند دیدگاه شما به دنیا یا یک باور قدیمی‌تان را عوض کند. این اتفاق به دو صورت می‌افتد:

  1. یا یک تجربه تلخ شما را مجبور به تغییر می‌کند (مثلاً یک شکست عاطفی به شما یاد می‌دهد در آینده شریک بهتری انتخاب کنید)،
  2. یا می‌توانید آگاهانه و کم کم دانش جدیدی کسب کنید، مثلاً با خواندن زندگی‌نامه بزرگان.

اگر تحول آگاهانه را انتخاب کنید، احتمال اینکه درس‌های دردناک را بگیرید، کمتر می‌شود. می‌توانید این رشد را با ساختن یک برنامه روتین تحول در زندگی‌تان جا بدهید. یعنی برای رشد شخصی خود، وقت و فرصت ایجاد کنید.

برنامه روتین ویشن لاکیانی شامل بهبود کیفیت خواب با مکمل‌ها و ردیابی است. این کار باعث می‌شود در طول روز حال بهتر و مغز پربازده تری داشته باشد. او مرتباً مدیتیشن می‌کند، نه فقط برای آرامش ذهن، بلکه برای شفقت، بخشش، شکرگزاری و حتی برنامه‌ریزی برای آینده. همچنین او تندخوانی می‌کند تا دانش جدید را خیلی سریع‌تر به دست بیاورد.

بعد از ساختن برنامه روتین شخصی، با ایجاد شرایط درست در محل کار، رشد را در آنجا هم تشویق کنید، چون این کار عملکردتان را بهتر می‌کند. اول از همه، صبح‌ها را آزاد بگذارید. وقتی مردم برای زود رسیدن سر کار تحت فشار نباشند، می‌توانند کارهایی مثل خواب کافی، ورزش، مدیتیشن و مطالعه را در اولویت قرار دهند. همچنین خوب است که مبلغی را مخصوصاً برای فرصت‌های رشد مانند دوره‌های آموزشی و سلامتی کنار بگذارید.

 

فصل 9) هویت شما به زندگی‌تان شکل می‌دهد

«منِ ایده‌آل» شما چطور به نظر می‌رسد؟

شاید خیلی خوش‌اندام باشد. یا در یک رابطه عالی باشد. یا آنقدر پولدار باشد که هیچ وقت نگران پول نباشید. حالا اگر کسی به شما بگوید که می‌توانید آن شخص شوید، چطور؟ کافی است تصمیم بگیرید که شما آن شخص هستید.

شاید فکر کنید این ایده غیرممکن است، ولی واقعاً جواب می‌دهد! تصوری که از خود دارید، روی اتفاقات زندگی‌تان تأثیر می‌گذارد. پس اگر باورهای قوی در مورد خودتان بپذیرید، رفتارتان هم تغییر می‌کند و زندگی‌تان متحول می‌شود.

این تغییر هویت، آخرین قدم در ترکیب «بودا» و «کله خر» است. وقتی این کار را تمام کنید، زندگی‌تان از هر لحاظ واقعاً رضایت‌بخش می‌شود.

اولین قدم، تصور کردن زندگی عالی است. از خود بپرسید: اگر پول و مکان مهم نبود، یک روز عالی در زندگی‌ام چطور می‌گذشت؟ منظور کارهای عجیب و غریب مثل کوهنوردی نیست؛ فقط یک روز معمولی در زندگی ایده‌آل‌تان را تصور کنید.

در مورد این روز بنویسید تا بفهمید دوست دارید چه کسی باشید.

بعد، به مرحله بعدی بروید: پرورش جزئیات این شخصیت.

مشخص کنید که «منِ ایده‌آل» شما در چهار جنبه مهم هویت چگونه است:

  1. حال خوب،
  2. خلاقیت و انگیزه،
  3. پول و قدرت،
  4. و عشق و رابطه.

بنویسید که این شخصیت در هر بخش چطور عمل می‌کند. آیا سالم و پر انرژی است؟ فعال و با اراده است؟ آیا پول و رابطه خوب دارد؟ هدف این است که بفهمید برای داشتن آن روز عالی، باید به چه کسی تبدیل شوید.

وقتی تا جای ممکن درباره «منِ ایده‌آل»تان دانستید، وقت آن است که باورها و کارهای آن شخصیت را بپذیرید. این کار را با تکنیک «سؤالات بزرگ» انجام دهید.

این تکنیک با «جملات تأکیدی» فرق دارد. به جای تکرار جملات، یک سؤال می‌پرسبد و مغز شما را تشویق می‌کند تا شواهدی برای جواب پیدا کند. مثلاً، وقتی می‌پرسید: «چرا من اینقدر خلاق هستم؟»، ناخودآگاه شما دنبال دلیل خلاقیتتان می‌گردد. هر چه دلیل بیشتری پیدا کند، شما بیشتر باور می‌کنید که خلاق هستید.

برای اجرای این روش، حداکثر ده سؤال بر اساس هویت ایده‌آل خود بسازید و هر روز روی آن‌ها مدیتیشن کنید. کم کم، کارهایی را که آن سؤالات به آن‌ها اشاره دارند، انجام می‌دهید و اگر لازم بود، سؤالات بیشتری اضافه می‌کنید. با گذشت زمان، شما و تمام زندگی‌تان تغییر خواهید کرد.

 

پیام اصلی خلاصه کتاب بودا و کله خر

زندگی و کار شما لازم نیست سخت باشد. می‌توانیم یک زندگی شادتر و پرمعناتر بسازیم. این کار با هماهنگ کردن هدف، کار و دوستانتان با ارزش‌های واقعی خودتان شروع می‌شود. بعد باید رشد، ارتباطات خوب، و ارزش‌های «به علاوه انسانیت» را تقویت کنید. این‌ها، همراه با هدف‌های بزرگ و توانایی همکاری خوب، به شما کمک می‌کنند به اهداف مهم برسید و رشد شخصی کنید. در نهایت، باید باور کنید که همین حالا هم بهترین فردی هستید که می‌توانید باشید. این باور، هم هویت و هم تجربه زندگی شما را تغییر خواهد داد.

 

توصیه عملی

به دیگران کمک کنید زندگی رؤیایی خود را بسازند.

در حالی که مشغول ساختن زندگی خاص خود هستید، دیگران را هم تشویق کنید که همین کار را انجام دهند. از اطرافیان بپرسید که چه تجربه‌هایی می‌خواهند داشته باشند، چطور می‌خواهند پیشرفت کنند و چه کمکی به دنیا می‌خواهند بکنند. بعد، یک هدیه کوچک به آن‌ها بدهید که به رؤیاهایشان کمک کند – مثلاً یک کتاب یا وسیله‌ای که رشد را تشویق می‌کند.

 

درباره نویسنده: ویشن لاکیانی

ویشن لاکیانی (Vishen Lakhiani) یک نویسنده، سخنران و بنیان‌گذار و مدیرعامل مایندولی (Mindvalley) است؛ مایندولی مانند نگرش نیک یک پلتفرم رشد فردی برنده جایزه با بیش از دو میلیون دانشجو است. او همچنین مغز متفکر پشت رویداد A-Fest است؛ یک رویداد سالانه که هزاران نفر از سراسر جهان را گرد هم می‌آورد تا از کارشناسان برجسته، کارآفرینان، افراد آینده‌نگر و دیگران بیاموزند. اولین کتاب لاکیانی با نام «کد ذهن فوق‌العاده» (The Code of the Extraordinary Mind)، از پرفروش‌ترین‌های نیویورک تایمز است.

دوره ۷ قانون کلیدی جو دیسپنزا

امتیاز 0.00 از 0 رای

آموزش مکمل
ورکشاپ پیشرفته جو دیسپنزا

پیشنهاد امروز نگرش نیک

دوره عادت های اتمی جیمز کلیر

مسترکلاس عادت های اتمی

350,000 تومان210,000 تومان
افزودن به سبد خرید
این مطالب را هم بخوانید:
نظر خود را در مورد این مطلب برای ما بنویسید
guest

0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

تمدید اشتراک یکساله با 60 درصد تخفیف

خانه

خرید اشتراک یکساله در 2 قسط

شرایط پرداخت اقساطی

✅ قسط اول: 750 هزارتومان
✅ قسط دوم: 750 هزارتومان
✅ قیمت نهایی ثابت و بدون افزایش هزینه
✅ بدون نیاز به ضامن یا مدارک

برای دریافت جزئیات بیشتر و ثبت نام روی دکمه زیر کلیک کنید 👇

تمدید اشتراک یکساله

در صورتی که قبلا اشتراک یکساله داشتید و الان قصد تمدید اشتراک تان را دارید، می توانید با 60 درصد تخفیف یعنی با مبلغ 600 هزارتومان، اشتراک خود را تمدید کنید. کافیست از طریق چت آنلاین در پایین سایت یا واتساپ به من پیام بدهید که قصد تمدید دارید، من راهنمایی تان می کنم.