مقاله ۱۰ قانون موفقیت جول اوستین (حتما بخوانید)

3 هفته پیش
متن سخنان جول اوستین
۴٫۳ (۸۶٫۶۷%) ۶ votes

 

در این مقاله که به عبارتی برگرفته از متن سخنان جول اوستین می باشد، ۱۰ قانون طلایی موفقیت را یاد می گیرید که با استفاده از آن ها می توانید وارد مسیر موفقیت شوید.

 

همه می خواهند در زندگی موفق شوند، اما حاضر نیستند بهای آن را پرداخت کنند. سوال اصلی اینجاست که:

چگونه می توان گام اول را در مسیر موفقیت برداشت؟

از چه قانون ها و اصولی می توان برای رسیدن به موفقیت استفاده کرد؟

 

قانون اول جول اوستین:

افکار منفی را از ذهن خود خارج کنید

متن سخنان جول اوستین

گذراندن زندگی با افکاری که ما را در سطوح پایین نگه می دارند، کار سختی نیست. افکاری مثل گناه، خشم، شک و نگرانی. مشکل اینجاست که وقتی ما به این نوع افکار اجازه ورود به ذهن مان را می دهیم، جای افکار خوبی که باید در ذهن ما باشند را می گیریم.

تصور کنید که ذهن شما مثل یک جعبه است. شما خلق شده اید تا پر از شادی، احساس آرامش، اعتماد به نفس و خلاقیت باشید. اما اگر به احساس نگرانی اجازه ورود به این جعبه را بدهید احساس آرامش شما از این جعبه خارج می شود.

چون برای هر دو جا نیست. ظرفیت جعبه شما نمی تواند بیشتر از ۱۰۰ درصد بشود. ظرفیت جعبه شما محدود است.

اگر به احساس گناه اجازه ورود به این جعبه را بدهید، دیگر برای داشتن احساس اعتماد به نفس فضایی در جعبه وجود ندارد. دلیلی که اکثر مردم از زندگی شان لذت نمی برند، به خاطر جعبه ذهن شان است.

قلب آنها توسط چیزهای مختلفی آلوده شده است. جعبه آنها از چیزهای زیر ممکن است پر شده باشد:

به خاطر «داشتن استرس برای کارشان»، ۱۰ درصد از «نگرانی» پر شده است.

به خاطر «عصبانیت از دست همسایه شان»، ۱۲ درصد از «ناراحتی» پر شده است.

به خاطر «سرزنش خود برای اشتباهات گذشته شان»، ۲۰ درصد از «احساس گناه» پر شده است.

به خاطر «زیباتر بودن همکارشان از خودشان»، ۹ درصد از «حسادت» پر شده است.

آنها این موضوع را متوجه نیستند که همین الان ۷۰ درصد از جعبه ذهن آنها از چیزهای منفی پر شده است. با این حال تعجب می کنند که چرا شاد نیستند، خلاق نیستند یا انگیزه ندارند. چون فقط ۳۰ درصد برای چیزهای خوبی که می تواند در ذهن شان باشد، جا دارند.

کتاب مقدس می گوید اجازه ندهید دشمن فضایی را اشغال کند. منظورش فقط نیروهای تاریکی نیست، بلکه منظورش این است که اجازه ندهید «احساس گناه» وارد ذهن تان شود، اجازه ندهید «احساس نگرانی» وارد ذهن تان شود، اجازه ندهید «احساس عصبانیت» وارد ذهن تان شود.

این چیزها خود به خود وارد ذهن شما نمی شوند، بلکه شما کنترل می کنید که چه چیزی وارد جعبه ذهن تان بشود، شما کنترل می کنید که در مورد چه چیزی فکر کنید. شما کنترل می کنید که چه چیزی را انتخاب کنید تا وارد این جعبه شود. همه ما دارای هیجانات و احساسات منفی هستیم.

شما باید انتخاب کنید که من به «حسادت»، «عصبانیت» و «خشم» اجازه ورود به فضای باارزش جعبه ذهنم را نمی دهم تا زندگی مرا سمی کنند. من مراقب ورودی های ذهنم هستم.

هر روز صبح که از خواب بیدار می شویم باید ابتدا هر چیز منفی که از روز قبل در ذهن ما باقی مانده است را پاک کنیم. می توانیم به راحتی اجازه دهیم که اثرات منفی آن در ذهن مان بماند.

گاهی اوقات شاید این کار حس خوبی هم به ما بدهد. اما باید انضباط شخصی داشته باشید و بگویید که من به این دلخوری ها اجازه نمی دهم جعبه ذهنم را اشغال کنند و اجازه نمی دهم روز مرا خراب کنند.

آنها یکبار حال شما را گرفتند، پس اجازه ندهید با نگه داشتن اثرات منفی و مرور آن در ذهن تان تمام روز حال شما گرفته باشد. اگر این کار را نکنید به آنها آسیبی نمی رسانید بلکه به خودتان آسیب می رسانید. چون جای چیزهایی که برای رسیدن به سرنوشت تان نیاز دارید را در این جعبه اشغال می کنند.

لیست چیزهایی که نیاز دارید تا وارد این جعبه کنید را یادداشت کنید. زندگی خیلی کوتاه تر از آن است که آن را با افکار منفی که مانعی برای پیشرفت ما هستند، بگذرانیم.

 

 

قانون دوم جول اوستین:

طرز فکر خود را تغییر دهید

جملات انگیزشی

شرکت بزرگی وجود دارد که شعارشان این است:

«کار آسانی بود.»

چندسال پیش یکی از دوستانم این دکمه بزرگ قرمز را به من داد که وقتی فشارش می دهید می گوید:

«کار آسانی بود.»

من این دکمه را در گوشه ای از خانه ام قرار داده ام و هر وقت که از آنجا رد می شوم آن را فشار می دهم، چون دوست دارم که این جمله به باور من تبدیل شود.

چون خیلی آسان است که در زندگی به مشکلات مان نگاه کنیم و بر روی موانع تمرکز کنیم و با خود فکر کنیم که:

«این کار سختی است، از روبرو شدن با آن وحشت دارم و هیچوقت در این کار موفق نمی شوم.»

این نوع طرزفکر نه تنها شادی را از ما دور می کند، بلکه باعث می شود نعمت های خداوند را در زندگی مان نبینیم.

وقتی که پدرم از این دنیا رفت اولین بار بود که در کلیسا به جای پدرم سخنرانی می کردم، برای همین تمام انرژی ام گرفته می شد تا یک سخنرانی برای آخر هفته آماده کنم.

از تمام تمرکز، خلاقیت و انرژی ام استفاده می کردم، خیلی تحت فشار و استرس بودم. وقتی که کارم تمام می شد با خودم فکر می کردم که این آخرین باری است که من توانستم این کار را انجام دهم و اگر حواسم نبود وسوسه می شدم که بترسم و با خودم فکر کنم که:

«این کار سختی است، دیگر نمی دانم که چه باید بگویم و دیگر نمی توانم این کار را انجام دهم.»

برای همین مجبور بودم که نگرش خودم را تغییر دهم و با خودم گفتم:

«خدایا متشکرم که بندگی تو کار آسانی است. از تو متشکرم که من را توانا ساختی، از تو متشکرم که من را مجهز کردی و به من قدرت بخشیده ای.»

سعی کردم ذهنم را در جهت درست هدایت کنم. من هم زمان هایی را در مشکلات، درگیری ها و سختی ها گذرانده ام، اما اجازه ندادم که آنها در فکر من همیشگی باشند.

یک روز من وارد زمانی می شوم که کارها برایم آسان می شود و چیزی که در گذشته برایم مشکل بود الان برایم کار آسانی شده است. هر هفته زمانی که سخنرانی ام را تمام می کنم این دکمه را فشار می دهم که می گوید:

«کار آسانی بود.»

تا به من یادآوری کند که کار آسانی بود.

دیگر به خودتان نگویید:

«این کار خیلی سختی است، من هیچوقت به رؤیاهایم دست پیدا نمی کنم، من هیچوقت نمی توانم قرض هایم را پرداخت کنم، امروز یک روز جدید است».

 

 

قانون سوم جول اوستین:

ارزش خود را بدانید

جملات انگیزشی کوتاه

اکثر اوقات ما ارزش خودمان را در اینکه دیگران چگونه با ما رفتار می کنند یا چقدر در زندگی موفق بوده ایم یا اینکه چقدر زندگی بی نقصی داشته ایم، میدانیم.

مسأله اینجاست که تمام این موضوع ها می توانند تغییر کنند. اگر شما ارزش خود را در اینکه دیگران چطور با شما رفتار می کنند، بدانید، اگر زمانی به شما آسیب بزنند یا شما را ناامید کنند، آنوقت شما احساس بی ارزش بودن می کنید.

اگر شما ارزش خود را از دستاوردهای خود بگیرید، مثل اینکه:

چقدر درآمد دارید؟

چه ماشینی دارید؟

یا چه اسم های مستعاری برای خود ساخته اید؟

آنوقت اگر مشکلی پیش بیاید و جایگاه قبلتان را از دست بدهید، مثلا اگر کسب و کارتان شکست بخورد، آنوقت شما نیز احساس بی ارزشی می کنید.

بعضی افراد به خاطر اینکه در زندگی شان اشتباهات مختلفی کرده اند احساس خوب نسبت به خودشان ندارند. مثلاً در موقعیتی قرار ندارند که انتظارش را داشتند و حالا در زندگی شان احساس ناامنی و حقارت می کنند.

اینجور افراد ارزش خود را در عملکرد خود می دانند. اینکه دیگران چگونه با شما رفتار می کنند ارزش شما را تغییر نمی دهد. اینکه در مورد شما چه می گویند یا با شما چه کاری می کنند مشخص نمی کند که شما چه کسی هستید.

اشتباهاتی که مرتکب شده اید از ارزش شما کم نمی کند. آنها کارهایی هستند که صرفا شما انجام دادید و نشان دهنده ی شخصیت شما نیست.

شما می توانید خانه بزرگتری بخرید یا ماشین بهتری داشته باشید اما این ها شما را ارزشمندتر نخواهد کرد. این چیزها فقط میزان دارایی شما را افزایش می دهد نه میزان ارزش درونی شما را.

شما همین الان هم با داشتن یک آپارتمان کوچک و هیچ اسم مستعاری، ارزشمند هستید. یک موقعیت شغلی خوب ممکن است به شما اعتبار ببخشد، اما تأثیری در میزان ارزش شما ندارد.

شما ممکن است یک مادر خانه دار باشید که در حال بزرگ کردن بچه هایش هست، ممکن است اعتبار یک مدیر را نداشته باشید، اما همان قدر ارزشمند هستید.

ارزش شما در اینکه چه می کنید، چه درآمدی دارید یا چه کسانی را می شناسید، نیست. این ها معیارهایی ظاهری هستند که قابل تغییر می باشند.

اما دشمن تمام مدت تلاش می کند تا ما را بی ارزش جلوه دهد. او عاشق این است که شما اجازه دهید حرفی که دیگران در مورد شما می زنند، به شما احساس حقارت بدهد.

یا اینکه زندگی خود را با زندگی دیگران مقایسه کنید یا مثلاً وقتی احساس خوب نسبت به خودتان داشته باشید که به جایگاه آنها برسید یا در همسایگی آنها زندگی کنید یا عملکرد بی نقصی داشته باشید یا حتما وقتی اعتیادتان را ترک کردید بعد احساس ارزشمندی کنید.

اما بدانید که انجام دادن هیچ کاری باعث نمی شود که شما ارزشمندتر شوید. نه چیزی که بدست می آورید، نه چیزی که بر آن غلبه می کنید، شما همین الان هم ارزشمند هستید.

خداوند شما را اشرف مخلوقات آفریده است. شما بی نظیر هستید، از شما فقط یکی در جهان موجود است، شما خاص هستید و خداوند شما را بی همتا آفریده است، هیچوقت مثل شما در جایی وجود نخواهد داشت.

پس شانه هایتان را عقب ببرید و با اعتماد به نفس حرکت کنید، چون شما خارق العاده آفریده شده اید.

 

 

قانون چهارم جول اوستین:

بر خستگی خود غلبه کنید

فیلم های رایگان جول اوستین

اگر دشمن شما در مرحله اول نتواند شما را شکست دهد استراتژی بعدی او این خواهد بود که شما را خسته کند. بسیاری از مردم در این مسیر خسته می شوند و کم می آورند. بعضی ها خیلی وقت است که چیزی را می خواهند:

سعی کردند اعتیاد را ترک کنند، ایمان داشتند که در شغلشان پیشرفت می کنند، برای اعضای خانواده چیزی خاص را دعا کرده اند اما هنوز نتیجه ای نتوانستند بگیرند.

هیچوقت فکرش را هم نمی کردند که تا این سن نتوانند ازدواج نکنند، که این همه مدت با مریضی دست و پنجه نرم کنند، که این همه مدت وام گرفتن شان طول بکشد. الان دیگر آنها خسته شده اند.

اجازه دهید تا به شما اطمینان دهم که خیلی زود نوبت شما می شود. به زودی نتیجه زحماتتان را خواهید دید.

اجازه ندهید طولانی شدن زمان، شما را از خواسته تان ناامید کند. اجازه ندهید ناامیدی باعث شود شما تسلیم شوید. اجازه ندهید که افکار منفی شما را متقاعد کند که جایی که هستید بمانید و حرکت نکنید.

ذهن شما بهانه های خیلی خوبی به شما می دهد، مثلاً اینکه خیلی خسته شدم و دیگر نمی توانم اعتیادم را ترک کنم، خیلی خسته شدم و دیگر نمی توانم به ازدواجم باور داشته باشم، خیلی خسته شدم و دیگر نمی توانم بیشتر از این در زندگی ام پیشرفت کنم، خیلی وقت است که دارم تلاش می کنم.

اگر همواره به این افکار توجه کنید به خستگی اجازه می دهید بر شما غلبه کند. در این صورت خسته تر، کسل تر، ناامیدتر و منفی تر از قبل می شوید. احساس  خستگی اتفاقی در شما به وجود نمی آید، بلکه ابتدا شما باید در را به رویش باز کنید.

وقتی افکار منفی به شما می گوید که این کار فایده ای ندارد، خیلی وقت است که گذشته است، بگویید:

«خیر متشکرم من می دانم به زودی زحماتم نتیجه خواهند داد، می دانم که خداوند بر جایگاه قدرت نشسته است. من سمبلی از قدرت خداوند هستم، من با قدرت خداوند برای پیروز شدن در مشکلاتم مجهز شده ام.»

وقتی اجازه دهید خستگی بر شما غلبه کند، قدرت تان را از دست می دهید. وقتی در مورد این که این عادلانه نیست یا بیش از حد طول کشیده یا اینکار هیچوقت جواب نمیدهد، فکر می کنید، انرژی ای که برای رسیدن به اهداف و حرکت کردن به سمت سرنوشت تان نیاز دارید، از بین می رود.

من از شما انتظار ندارم که هیچوقت احساس خستگی نکنید، چون در هر حال این حس سراغتان می آید. ولی از شما می خواهم که به خستگی اجازه ندهید در وجودتان بماند. وقتی خسته هستید دیگر انگیزه، تصمیم و شجاعت مبارزه برای رسیدن به چیزهایی که به آن باور دارید را ندارید.

اجازه ندهید احساس خستگی باعث شود شما پیروز نشوید، اجازه ندهید احساس خستگی رؤیاهای شما را متوقف کند، شما به خواسته هایتان بیشتر از آنچه که تصورش را بکنید، نزدیک هستید.

وقتی شرایط زندگی شما خیلی بحرانی می شود و وسوسه می شوید که دست از کار بکشید و خسته شوید، این یعنی پیروزی نزدیک است، این یعنی ارتقا شغلی، درمان و دستیابی به موفقیت به زودی برای شما اتفاق می افتد.

 

 

قانون پنجم جول اوستین:

به دیگران وابسته نباشید

حرف های جول اوستین

به دیگران وابسته نباشید، کاری که انجام می دهند یا نمی دهند ارزش شما را تعیین نمی کند. چیزی که به شما می دهند یا نمی دهند نمی تواند مانع رسیدن شما به هدفتان شود.

خداوند از روح خودش در شما دمیده است و تاج لطف و نعمتش را بر سر شما گذاشته است. نیازی نیست منتظر بمانید تا دیگران شما را قبول کنند، کافیست خودتان، خودتان را قبول داشته باشید.

مردم شاید نتوانند شما را تشویق کنند و دلگرمی بدهند ولی خودتان می توانید این کار را برای خودتان بکنید. مردم شاید نتوانند کاری کنند که شما احساس خاص بودن کنید، اما خودتان می توانید کاری کنید که این احساس را برای خود به وجود بیاورید.

من اشرف مخلوقات هستم و می دانم که تاج رحمتش را بر سرم نهاده است. من منحصر به فرد هستم، من اشرف مخلوقات هستم.

اگر برای خودتان ارزش قائل شوید مطمئنا روابط بهتری با دیگران خواهید داشت. اگر به شخص دیگری وابسته باشید، اینگونه همیشه نیازمند و سربار آنها خواهید بود و منتظر خواهید بود تا افراد دیگر حال شما را خوب کنند.

اما جول پدر و مادرم مرا خوب بزرگ نکردند، دوران کودکی خوبی نداشتم، همسرم هیچوقت دلش برایم تنگ نمی شود، رئیسم آن اعتباری که لایقش بودم را به من نداد. با تمام احترام می گویم که اگر شما به این چیزها نرسیدید، پس یعنی به آنها نیازی نداشتید.

آنها نمی توانند شما را از رسیدن به سرنوشت تان متوقف کنند. حرفی که می زنند یا کاری که می کنند نمی تواند نقشه ای که خدا برای شما دارد را تغییر دهد.

به چیزهای منفی توجه نکنید. فردی که رفت، در حقتان بدی کرد و نظرات ناراحت کننده داد و به بی احترامی های دیگران توجه نکنید. این دروغ ها را باور نکنید که می گویند شما به اندازه کافی با استعداد، جذاب و خوب نیستید.

هیچکس نمی تواند ارزش واقعی شما را تعیین کند، هیچکس نمی تواند از ارزش شما کم کند. تنها قدرتی که مردم بر علیه شما دارند قدرتی است که شما به آن ها می دهید.

 

 

قانون ششم جول اوستین:

بگذار دشمنان ات سکوی پرتاب ات باشند

متن سخنرانی های جول اوستین

در سال ۲۰۰۲ ما شنیدیم که تیم بسکتبال هیوستون راکتز می خواهد از این ساختمان نقل مکان کند و شهرداری هم می خواهد آن را بفروشد. ما هم آن موقع به یک سالن بزرگ تر نیاز داشتیم. وقتی این خبر را شنیدم انگار جانی تازه گرفتم انگار می دانستم که آنجا قرار است مال ما شود.

این خبر در شهر پخش شد که ما به این ساختمان علاقه مند هستیم، انواع مذاکره ها باید برای این ساختمان اتفاق می افتاد. یکی از دوستان من که در کار راه اندازی کسب و کار بود با چند نفر از مقام های اجرایی قدرتمند جلسه گذاشت.

یکی از این مقام های اجرایی که آدم بانفوذی هم بود، متوجه شد که دوست من به لیکوود رسیدگی می کند. او شروع به صحبت کردن در مورد مرکز کامپک کرد و
مخالفت خود با ما را اعلام کرد.

در مورد اینکه این کار چقدر اتفاق وحشتناکی برای این شهر است و اینکه هرگز یک کلیسا نباید چنین ساختمانی داشته باشد. افراد دیگر پای میز هم با او موافق بودند
همگی به ما می خندیدند و ما را مسخره می کردند و در مورد این صحبت کردند که لیکوود هیچ شانسی برای بدست آوردن آن ندارد.

در نهایت، آن مقام اجرایی به دوست من نگاه کرد و با طعنه گفت امکان ندارد لیکوود این ساختمان را بگیرد. دوستم با من تماس گرفت و در مورد آن گفتگو به من گفت. گفتم بابت خبر خوشحال کننده ات ممنونم، بابت این دلگرمی از تو ممنونم.

اما واقعیت این است که آن گفتگو توسط خداوند مقدر شده بود. او یکی از موانعی بود که خداوند به طور استراتژیکی در مسیر ما قرار داده بود.

وقتی شنیدم که او چقدر با ما مخالف است با اینکه از قبل برای بدست آوردن این ساختمان مصمم بودم، اما ناگهان غوغایی درونم به پا شده بود که من یک عزم الهی پیدا کنم. بنابراین آتش و عزم قوی تری از قبل درونم بیدار شد.

هربار که شرایط برایم سخت می شود و اینطور به نظر می رسد که قرار نیست کارها طبق برنامه پیش بروند، وسوسه می شوم که ناامید شوم، اما این جمله را می شنوم که می گوید امکان ندارد.

آنگاه دوباره اشتیاقم را بدست می آورم، فقط ۵ ثانیه برای من طول می کشد. گاهی اوقات خداوند یک دشمن در زندگی شما قرار می دهد تا شما را هوشیار نگه دارد.

او به منتقدان، شکاکان و ناامیدکنندگان و حتی بعضی از بدخواهان اجازه می دهد تا وقتی که خسته شدید و فکر می کنید که می خواهید تسلیم شوید، مجبور شوید رو به جلو حرکت کنید و مقاومت کنید نه به خاطر این که شما از این شرایط خوشتان می آید، بلکه به خاطر اینکه شما نمی خواهید به دشمنان تان لذت دیدن شکست خودتان را بدهید.

نه برای خشنودی و نه از روی تکبر، بلکه این یک عزم الهی و مقدس است. خداوند از منفی ها استفاده می کند تا ما را سرحال و آماده شروع نگه دارد. آن مدیر کسب و کار که خیلی با ما مخالف بود، او این را متوجه نشد اما خداوند از او بیشتر از دوستانم استفاده کرد.

در گرفتن این ساختمان، او یکی از افراد سودمند برای ما بود. نکته جالب و خنده دار این است که او با ما نبود بلکه بر علیه ما بود. خداوند از دشمنان ما برای سعادتمند کردن ما استفاده می کند.

اگر روزی آن مرد را ببینم او را به شام دعوت می کنم، شاید برایش مک دونالد بخرم. من احساس می کنم که باید برای بعضی از دشمنانم چکی بنویسم. اگر آنها بر علیه من نبودند من آنقدر زیاد دعا نمی کردم. اگر آنها با من خوب بودند من خیلی زودتر تسلیم می شدم.

اگر آنها به من نگفته بودند که من نمی توانم این کار را بکنم و چیزی که لازم است را ندارم، شاید ازخودراضی و تن پرور می شدم و همان جایی که بودم، می ماندم. این مخالفت آنها بود که من را به جلو حرکت داد. خیلی از اوقات خداوند از دشمنان شما بیشتر از دوستان تان استفاده می کند تا شما را به سمت موفقیت پرتاب کند.

داوود گفته است خداوند در حضور دشمنان ام، یک میز در مقابل من فراهم می کند. توجه کنید وقتی خداوند به شما ارمغانی به واسطه ی مخالفت ها می دهد او این کار را به دور از چشم دیگران انجام نمی دهد، او این کار را در مقابل تمام دشمنان شما انجام می دهد تا آنها ببینند.

این ساختمان در دومین خیابان شلوغ این ایالت قرار دارد. وقتی در این شهر رانندگی می کنید خیلی طول نمی کشد که ببینید خداوند برای ما چه کرده است.

آن مردی که با ما مخالف بود فقط می توانم تصور کنم که هروقت از این اطراف می گذرد چیزی در گوش اش می گوید امروز باید سردترین روز در جهنم باشد، چون آنها اینجا هستند.

 

 

قانون هقتم جول اوستین:

گذشته ات را فراموش کن

جملات جول اوستین

همه ما با اتفاقات منفی روبرو شده ایم، مردم با ما رفتار بدی داشته اند، شرکت ما را اخراج کرده است، فردی به ما بی ادبی کرده است. آسان است که به خاطر آنها تمام روز را دلخور باشیم یا احساس شرم کنیم و خودمان و دیگران و حتی خدا را سرزنش کنیم.

چون ما همیشه در گذشته زندگی می کنیم و مدام اتفاقات منفی را برای خود مرور می کنیم، در کل زندگی مان کوله باری از این اتفاقات منفی را با خود حمل می کنیم. یکی از بهترین کارهایی که می توانیم انجام دهیم این است که این کوله را زمین بگذارید و بی خیال آن شوید.

فرقی نمی کند ۲۰ سال پیش اتفاق افتاده باشد یا ۲۰ دقیقه پیش، کوله بار اتفاقات منفی دیروز را در امروز حمل نکنید. اگر مدام کارهایی را که به سرانجام نرسیده اند، افرادی که به شما صدمه زنده اند و یا اشتباهی که کرده اید را مرور کنید، یک زندگی پیروزمندانه نخواهید داشت.

دلیل اینکه به آن «گذشته» می گویید این است که چون هرچه بود، تمام شده است، به پایان رسیده و به تاریخ پیوسته است.

حالا سهم خود را انجام دهید. گذشته را فراموش کنید.

می گویید جول آنها به من خیانت کردند، مرا تنها گذاشتند و قلب مرا شکستند، برای همین من عصبانی و ناراحت هستم.

می گویم خب آنها یک بار به تو صدمه زده اند، اجازه نده که با فکر کردن به آن موضوع دوباره و دوباره به تو صدمه بزنند.

تا زمانی که روی آنها تمرکز کنید از کارهای جدیدی که خداوند از شما می خواهد انجام دهید، باز خواهید ماند. ممکن است اتفاقات بد زیادی در گذشته برایتان افتاده باشد مثلاً:

دوران کودکی سختی داشته اید یا

یکی از عزیزانتان را از دست داده اید یا

کسب و کارتان نتیجه نداد.

خیلی راحت می توانستید کوله بار آن اتفاقات را روی دوش خود حمل کنید، به هیچکس اعتماد نکنید و عصبانی و بی انگیزه بشوید. اما هر اتفاقی که شما آن را پشت سر می گذارید یک تجربه بزرگی برای شما به بار می آورد.

شما با گذشته تان تعریف نمی شوید بلکه شما از طریق گذشته ای که داشتید، برای زندگی آماده می شوید. ممکن است خودتان متوجه نشوید اما قوی تر، با اعتماد به نفس و تجربه بیشتر از آن اتفاق بیرون می آیید.

طوری که اگر آن اتفاق نمی افتاد هیچوقت برای ورود به مرحله جدید زندگی تان که پیش روی شماست، نمی توانستید آماده شوید.

در گذشته ناچیز زندگی نکنید و نگرش «ببین چه اتفاق بدی برایم پیش افتاد» نداشته باشید. جایی شنیده ام که می گوید شما یا می توانید مظلوم باشید یا قدرتمند
نمی توانید هم زمان هر دوی آنها باشید.

ممکن است اشتباهات زیادی در گذشته کرده باشید یا پشیمانی های زیادی به بار آورده باشید، مثلاً ازدواج تان را خراب کرده باشید یا فرزندان تان را به درستی بزرگ نکرده باشید. شما نمی توانید در مورد دیروز کاری انجام دهید.

با احساس گناه و محکومیت زندگی کردن چیزی را بهتر نمی کند، باید گذشته را فراموش کنید.

 

 

قانون هشتم جول اوستین:

ورودی های ذهن ات را کنترل کن

جول اوستین و ویکتوریا

شاید خودمان متوجه نشویم اما ما همیشه داریم چیزهایی را وارد ذهن مان می کنیم. از طریق چیزهایی که می بینیم، گوش می کنیم، مردم اطرافمان و افکاری که روی آنها تمرکز می کنیم.

این ورودی ها روی روح ما تأثیرگذار می باشند. اگر با دوستی برای ناهار بیرون بروید که در مورد رئیس اش بد صحبت می کند، همکارش را مسخره می کند یا پشت سر رفیق اش حرف می زند، او دارد بدگویی، حسادت و بی احترامی را وارد ذهن شما می کند.

قانون این است که هر کاری را ادامه دهید، رشد می کند. ممکن است از ورودی هایی که آنها به شما می دهند، خوشتان نیاید. شما آدم خوبی هستید، اما اگر یک مدت ارتباط خود را با آنها ادامه دهید می بینید که شما هم در حال بدگویی و انتقاد و حسادت نسبت به دیگران هستید. چرا؟

چون شما ورودی های اشتباهی را وارد ذهن خود کرده اید. اگر شما همیشه افکار منفی را وارد ذهن خود کنید، مثلا فکر کنید که من هیچوقت خوب نمی شوم، من هیچوقت شخص مناسب ام را پیدا نمی کنم. با این افکار باعث می شوید احساس شک، متوسط بودن و ترس وارد ذهن تان شود.

مردی به من گفت که چگونه سال های زیادی از عمرش را با نوشیدن دارو و الکل گذراند و باعث شد ازدواج اش خراب شود و نمی توانست پیش فرزندانش باشد. اما الان خیلی از دست خودش ناراحت بود و ناامید شده بود. او داشت چه کار می کرد؟

داشت مدام احساس گناه، پشیمانی و سرزنش را به ذهن اش وارد می کرد. اگر مدام به احساس گناه فکر کنید آن را پرورش می دهید. اگر مدام به احساس ترس فکر کنید باعث بیشتر شدن آن می شوید.

چرا همین انرژی را صرف تقویت ایمان، امید و رؤیاهای خود نمی کنید؟ شما به چه چیزی اجازه می دهید وارد روح شما شود؟

افرادی که وقت تان را با آنها می گذرانید و افکاری که در تمام طول روز در ذهن تان قرار دارند آیا آنها الهام بخش شما هستند؟ آیا باعث تقویت ایمان شما می شوند؟
آیا شما را به سمت رؤیاهایتان هل می دهند؟

یا مثل یک غذای آشغال هستند و باعث می شوند احساس گناه، متوسط بودن، منفی بودن و سازگاری با شرایط، در شما تقویت شود؟

یکی از دوستانم مبتلا به یک بیماری خطرناک شده بود. دکتر به او گفت که باید رژیم سختی بگیرد. او نباید هیچ قند و گوشتی مصرف می کرد و فقط باید سبزیجات و آجیل و غلات آن هم به مقدار خیلی کم مصرف می کرد.

از او پرسیدم که آیا می خواهی این کار را انجام دهی؟

او گفت منظورت چیست که من می خواهم این کار را انجام دهم؟ من چاره ای دیگر ندارم، زندگی من به این بستگی دارد.

امروز می خواهم به شما رژیم جدیدی بدهم. نه رژیم فیزیکی، بلکه یک رژیم روحی برای شما دارم.

دیگر غذاهای آشغال مصرف نکنید.

افکار نگرانی، ترس و نداشتن امکانات لازم را به ذهنتان راه ندهید

رابطه تان را با افرادی که چیزهای منفی را وارد ذهن تان می کنند و باعث سازگاری شما با شرایط می شوند، قطع کنید.

احساس گناه، سرزنش و دلسردی نداشته باشید.

در نسخه شما «تقویت ایمان» تجویز شده است، همچنین «تقویت امید»، «تقویت رؤیاها»، «تقویت اعتماد به نفس» و «تقویت سرنوشت آینده تان»، تجویز شده است.

 

 

قانون نهم جول اوستین:

از قدرت کلام خود استفاده کن

قدرت من هستم

جایگاهی که امروز در آن قرار دارید به خاطر حرف هایی هست که تا امروز در مورد خودتان می زدید. کلمات مثل بذر هستند. وقتی کلمه ای را به زبان می آورید در واقع دارید به آن جان می بخشید و اگر مدام این کار را انجام دهید در نهایت همان در زندگی تان اتفاق می افتد.

چه متوجه شوید یا نشوید، شما با این کار در حال پیشگویی آینده خود هستید. خیلی خوب است که این جملات را با خودمان تکرار می کنیم:

«من خوشبختم، من قوی ام، من به رؤیاهایم می رسم، من از شر قرض هایم خلاص می شوم.»

به این کار فقط مثبت بودن نمی گویند بلکه شما با این کار پیروزی، موفقیت و ورود به مراحل جدید زندگی را برای آینده خود پیش بینی می کنید. زندگی شما در جهت کلماتی که بر زبان می آورید، پیش می رود.

اما اکثر مردم آینده خود را دقیقا برعکس ما پیش بینی می کنند. می گویند:

«من هیچوقت اتفاق خوبی برایم نمی افتد، من هیچوقت به اندام دلخواهم دست پیدا نمی کنم، کسب و کارم خیلی کند پیش می رود، احتمالا ورشکست می شوم. هوا سرد شده است، مثل همیشه باز سرما می خورم.»

آنها متوجه نیستند که با این کار دارند شکست را برای خود پیش بینی می کنند. انگار دقیقا دارند اتفاقات بد، زندگی متوسط و کمبود را به زندگی خود دعوت می کنند.

کتاب مقدس می گوید:

«ما میوه کلماتی که بر زبان می آوریم را می خوریم.»

وقتی در حال صحبت هستید، انگار در حال کاشت بذر هستید. به عبارتی شما میوه همان بذر را می خورید. چالش من برای شما این است که مطمئن شوید که بذرهای مناسبی می کارید.

مثلا اگر سیب می خواهید باید دانه سیب بکارید. اگر پرتغال می خواهید نمی توانید دانه کاکتوس، پیچک یا قارچ بکارید. شما همان میوه ای را برداشت می کنید که قبلاً دانه اش را کاشته اید. به عبارتی دیگر:

شما نمی توانید حرف های منفی بزنید اما انتظار یک زندگی خوش و مثبت را داشته باشید.

نمی توانید در مورد شکست صحبت کنید و انتظار پیروزی داشته باشید. شما نمی توانید در مورد کمبود و دست نیافتن ها صحبت کنید و انتظار فراوانی داشته باشید.

اگر حرف های بی ارزشی بزنید زندگی ضعیفی خواهید داشت. اگر از زندگی امروزتان راضی نیستید، پس بذرهای متفاوتی بکارید.

 

 

قانون دهم جول اوستین:

منتظر زمان مخصوص خودتان باشید

جول اوستین و خانواده اش

وقتی که مدت هاست باور داریم که به رؤیایی که داریم می رسیم یا باور داریم که مشکلات مان حل می شوند اما با این حال هیچ تغییری را شاهد نیستیم، هیچ پیشرفتی نداریم، اتفاق های خوبی برایمان نمی افتد.

در این زمان آسان است که انگیزه مان را از دست بدهیم و دیگر انتظار نداشته باشیم که شرایط تغییر کنند، چون خیلی وقت است که شرایط اینگونه است و کم کم داریم این شرایط را می پذیریم که:

من هیچوقت حالم خوب نمی شود

من هیچوقت اعتیادم را نمی توانم ترک کنم

من هیچوقت به اهدافم نمی رسم

تمام تلاشم را کردم، دعا کردم، باور داشتم اما جواب نمی دهد.

شاید این موضوع در گذشته درست به نظر می رسید، اما من باور دارم که شما وارد فصل جدیدی از زندگی می شوید. به زودی نوبت شما هم می شود.

زمان مخصوص شما زمانی است که:

همه شرایط ناگهان باب میل شما تغییر می کنند

زمان مخصوص شما زمانی است که موهبت های الهی سراغ شما می آیند، شما مجبور نیستید دنبال آنها بروید خودشان وارد زندگی شما می آیند.

زمان مخصوص شما زمانی است که کم کم معلوم می شود دارید شفا پیدا می کنید

و فرد مناسب خود را ملاقات می کنید

و اعتیادتان را ترک می کنید

و خداوند اتفاقاتی را برایتان به وجود می آورد که خودتان نمی توانستید.

حالا اگر قرار باشد شما این زمان را ببینید کاری هست که باید انجام دهید. باید از خواب بیدار شوید.

به این معنی که دوباره اشتیاق تان را به خود برگردانید، دوباره باورهای خود را تقویت کنید، انتظار داشته باشید که شرایط بد به نفع شما تغییر می کنند و طوری صحبت کنید که انگار اتفاق افتاده است.

وقتی زمان شما رسیده باشد نمی توانید خواب باشید و همزمان الطاف خداوند را هم دریافت کنید. شما نمی توانید با خودپسندی به چیزی که خداوند برای شما در نظر گرفته است برسید.

نسخه دیگری می گوید:

این یک زمان حیاتی برای شماست. به گونه ای می خواهد روی اهمیت این زمان تأکید کند. درواقع می گوید این زمان را دست کم نگیرید، آن را از دست ندهید و نگویید
امروز برای من نیست.

اگر ایمان خود را فعال نکنید چیزهای جدیدی که خداوند برای شما می خواهد را از دست می دهید. چیزی که به آن باور دارید خیلی در فاصله دوری از شما قرار ندارد بلکه خیلی به شما نزدیک است، در مشت شما قرار دارد. حتی می تواند امروز اتفاق بیفتد.

همواره انتظار چیزهای خوب را داشته باشید. همواره باید این باور را در عمق وجود خود داشته باشید که:

امروز می تواند روز من باشد…

 

4.3 (86.67%) 6 votes
۰
برچسب ها :
نویسنده مطلب نگرش نیک
من سید محمد باقرپور هستم، قصد دارم خلاصه ای از مطالب آموزشی و مفیدی که یاد می گیرم را با شما در این سایت به اشتراک بگذارم. خیلی خوشحالم که این فرصت در این وبسایت برای من فراهم شده است.

بدون دیدگاه

Do NOT follow this link or you will be banned from the site!