مقاله مولتی ویتامین روح (جملات جول اوستین) – قسمت دوم

1 ماه پیش
جملات جول اوستین
۲٫۵ (۵۰%) ۲ votes

 

 

مطالعه قسمت اول (اگر نخواندید)

 

با استفاده روزانه مولتی ویتامین روح (جملات جول اوستین) می توانید

شادی را به زندگی تان تزریق کنید و از تک تک لحظات تان لذت ببرید.

 

ما هر روز فرصت های زیادی برای ناراحت بودن، ناامید شدن و رنجیدن از دیگران داریم. مثلا:

ممکن است برنامه روزانه مان به نتیجه نرسد

کسی در محل کارمان به ما بی احترامی کند

 یا کاری که بایستی یک ساعته تمام می شده، سه ساعت طول بکشد.

مردم دردسرساز و موانع همیشه هستند. نکته ای که باید توجه کنیم این است:

ما نمی توانیم همه چیز را کنترل کنیم، اما می توانیم واکنش های خود را کنترل کنیم.

متن انگیزشی روانشناسی

من و شما قرار است خوشحال تر از آدم های معمولی باشیم. شما آنچه را نشان دهید دریافت می کنید. اگر ترشرو باشید و رفتاری غیردوستانه داشته باشید، دیگران هم با شما همین طور رفتار خواهند کرد.

اگر ناامید به نظر برسید، ناامیدی و شکست و بدبینی را به خود جذب خواهید کرد. اما وقتی لبخند می زنید و شاد هستید، آدم های شاد و مهربان را به خود جذب می کنید.

در قسمت قبل از مولتی ویتامین های روح گفتم که روزتان را با شادی و مثبت اندیشی شروع کنید. کاملا این کار درست و ضروری است.

اگر قسمت اول را نخوانده اید و مولتی ویتامین های آن را دریافت نکرده اید، روی عکس زیر کلیک کنید:

جملات جول اوستین

 

اما در این قسمت می خواهم نکته ای به آن اضافه کنم. اینکه همزمان واقع بین باشید و بدانید که خیلی از روزها آن طور که شما برنامه ریزی کرده اید، پیش نمی روند.

برنامه ریزی یکی از اصول اولیه افراد موفق هست و برای اینکه به اهدافمان برسیم نیاز ضروری به برنامه ریزی داریم. باید در آغاز هر روز برنامه مان را به خداوند ارائه دهیم و فقط بگوییم:

«خدایا این برنامه ای است که من امروز دوست دارم اجرا کنم، اما چون می دانم کنترل همه چیز در دست توست، بنابراین اول برنامه هایم را به تو ارائه می دهم.

پیشاپیش تصمیم گرفته ام که بدون توجه به آنچه بر سر راهم قرار می گیرد، آرامشم را حفظ کنم. خدایا می دانم تو گام های مرا هدایت می کنی و همه چیز در نهایت دست به دست هم می دهد تا به نفع من تمام شود.»

اما اکثر مردم نگرش اشتباهی دارند. آنها فکر می کنند در صورتی باید خوشحال بشوند که همه امور تحت کنترل شان باشند و همه چیز طبق خواسته آنها پیش برود، در این صورت احساس خوبی دارند و حال شان خوب است.

نیازی نیست تا همه چیز باب میل ما پیش برود بعد احساس خوب داشته باشیم، بلکه باید احساس خوب داشته باشیم تا اتفاقات خوبی برای ما بیفتد.

جملات انگیزشی روانشناسی

✔ قدرت لبخند

خواهرم، لیزا سال ها پیش چنین وضعیتی داشت. ماه ها بود که لبخندی نزده بود. از شدت افسردگی اصلا نمی توانست از خانه بیرون برود. مشکل او این بود که او منتظر بود حالش بهتر شود تا بتواند شاد باشد. اما او اول باید شاد می شد تا بعد بتواند احساس بهتری داشته باشد.

او در نهایت تصمیم گرفت که بخندد، خنده ای از روی ایمان و چهره ای خوشحال به خود بگیرد و همین گام برخاسته از ایمانش نقطه عطف زندگی او شد و از دام افسردگی نجات پیدا کرد.

باید به جایی برسید که بتوانید بگویید:

«برای داشتن یک روز خوب، حتما نباید همه چیز طبق خواسته من پیش برود. من پیشاپیش ذهنم را آماده می کنم، مهم نیست چه اتفاقی می افتد یا نمی افتد، من آرامشم را حفظ می کنم و از روزی که در آن هستم، لذت می برم.»

مقالات جول اوستین

زندگی آنقدر کوتاه است که اصلا ارزش ناراحت بودن ندارد. پس به اوضاعتان اجازه ندهید که شادی و احساس خوب شما را بگیرند.

می گویید:

«این همسایه واقعاً اعصاب مرا خورد می کند. خیلی دعا کرده ام و از خدا خواسته ام که تغییری در او ایجاد کند.»

یاد گرفته ام که هرگز از خدا نخواهم کسی را تغییر دهد مگر اینکه اول گفته باشم:

«خدایا مرا اول تغییر بده!»

اگر آن همسایه مزاحم هم نقل مکان کند و برود، تا وقتی که شما اصل زیر را یاد نگرفته باشید، باز هم افراد دیگر شبیه آن همسایه مزاحم به جای او خواهند آمد:

هرگز به دیگران اجازه ندهید، شادی و احساس خوب را از شما بگیرند. چون احساس خوب پیش نیاز رخ دادن اتفاقات خوب در زندگی تان می باشد.

 

✔ یه داستان کوچولو از جول اوستین:

متن انگیزشی روانشناسی

من به خنده رو بودن معروفم. سال ها پیش با همسرم ویکتوریا به مرکز خرید رفته بودم. او لباسی را برای خریدن انتخاب کرد و چون هنوز مشغول خرید بود، به او پیشنهاد کردم که آن لباس را برای حساب کردن به پای صندوق ببرم.

وقتی روبروی خانمی که متصدی صندوق بود ایستادم، لبخندی زدم و سلام کردم. آن خانم هم در جوابم لبخندی زد. می خواست قیمت کالا را وارد دستگاه کند اما دست نگه داشت و گفت:

« صبر کنید، همین الان بر می گردم.»

او به دفتر فروش رفت و وقتی برگشت، گفت:

« آخر این هفته کلیه اجناس ما حراج می شوند. اما من این اجازه را دارم که همین الان خریدهای شما را با قیمت حراج حساب کنم.»

لبخند بزرگتری بر لبم نقش بست و از او تشکر کردم.

همانطور که داشت لباس را تا می کرد و در کیسه می گذاشت، متوجه شد که قسمت کوچکی از تودوزی داخل لباس مشکل دارد.

گفت: «فکر کنم مشکلی پیش آمده، می بینید؟»

گفتم: «اوه بله، خیلی بد است.»

گفت: «اجازه بدهید ببینم چه کاری می توانم انجام دهم.»

دوباره به دفتر فروش رفت و چند دقیقه بعد برگشت.

گفت: «بسیار خب، می توانم خرید شما را با نصف قیمت حراجی آن حساب کنم.»

با خودم گفتم، پسر اگر به لبخندم ادامه دهم، ممکن است حتی به من بدهکار هم شوند!

ویکتوریا گفت که از آن به بعد باید بیشتر با او به خرید بروم. به او گفتم که همه ماجرا از یک لبخند شروع شد.

فکر نمی کنم که اگر با قیافه ای عبوس پای صندوق می رفتم، آن خانم چنین لطفی در حقم می کرد.

خداوند به همه ما یک لبخند داده است، آیا از لبخندتان استفاده می کنید؟

 

✔ کشیش خنده رو

جملات انگیزشی جول اوستین

مخاطبانم به من لقب «کشیش خنده رو» داده اند. خیلی ها از من انتقاد می کنند که چرا انقدر لبخند می زنم؟

روزی خبرنگاری از من پرسید که اگر کسی تو را کشیش خندان خطاب کند ناراحت می شوم یا نه؟

پاسخ دادم: «اصلا! من حرف او را تحسین قلمداد می کنم. از نظر آنها، گناه من شاد بودن، زندگی کردن با شور و شوق و لذت بردن از آن است.»

جول اوستین در سخنرانی هایش سعی می کند از طنز و داستان های طنز استفاده کند و همین تکنیک سخنرانی او باعث جذابیت و درک بهتر حرف های او می شود. نمونه ای از داستان ها و طنزهایی که در سخنرانی هایش استفاده می کند را در پایین برای شما قرار دادم.

فیلم های زیر را از جول اوستین ببینید و سپس مولتی ویتامین های زیر را برای امروز استفاده کنید:

 

 

 

 

✔ مولتی ویتامین ششم:

نگران حرف مردم نباشید. هر کسی حق دارد نظرش را بگوید اما شما حق ندارید ناراحت شوید و در عین حال این حق را دارید که نظر او را نادیده بگیرید.

وقتی شما به کسی اجازه می دهید با گفتار یا رفتارش ناراحت تان کند، در واقع به او اجازه می دهید که کنترل تان کند.

آنچه دیگران درباره شما می گویند، معرف شخصیت شما نیست. وقتی با افرادی مواجه می شوید که درونشان زهرآلود است اجازه ندهید این حس آنها به شما هم منتقل شود. خود را تا سطح آنها پایین نیاورید. شخصیت شما به گونه ای دیگر است.

اگر کسی با شما بی ادبی کرد، شما برای او دعا کنید که حالشان خوب شود و به راهتان ادامه دهید.

مردم حق دارند در چهارچوب قانون، هر چه می خواهند بگویند و هر آنچه می خواهند انجام دهند اما:

ما حق نداریم ناراحت شویم

  ما حق داریم که نظر آنها را نادیده بگیریم.

 

 

چندتا داستان کوچولو از جول اوستین:

متن انگیزشی روانشناسی

داستان اول:

حضرت موسی درگیر کشمکشی با اعضای خانواده اش شده بود که زنی را که او برای ازدواج انتخاب کرده بود، نمی پسندیدند فقط به این دلیل که از ملیتی دیگر بود.

آنها از موسی انتقاد می کردند و می گفتند:

«ما با این کار تو موافق نیستیم و اصلاً این ازدواج را تأیید نمی کنیم.»

اما موسی در اعماق وجودش می دانست که دارد تصمیم درستی می گیرد. پس با آنها بحث نکرد، ناراحت نشد و انتقادی هم از آنها نکرد.

فقط آرامش خود را حفظ کرد، بهترین کاری که فکر می کرد درست است را انجام داد، بهترین تلاش اش را کرد، بهترینِ خودش بود و به خدا توکل کرد.

 

 

داستان دوم:

دو دوست به مغازه ای برای خرید رفته بودند. فروشنده خیلی بی ادبانه با آنها رفتار کرد. اولی پس از پرداخت پول لبخندی به فروشنده زد و گفت:

«امیدوارم روز خیلی خوبی داشته باشید.»

وقتی داشتند از مغازه بیرون می رفتند، دومی پرسید:

«این فروشنده همیشه اینقدر بی ادب است؟»

«او هر روز همینطور است!»

«تو هم همیشه اینقدر با او خوش برخوردی؟»

«بله، من هر روز همینطورم»

دوست دومی سردرگم شده بود، برای همین دلیل این کار را از او پرسید.

او پاسخ داد:

«من تصمیم گرفته ام به هیچکس اجازه ندهم روزم را خراب کند.»

او تصمیم گرفته بود کنترل ذهن اش را به کسی ندهد. فروشنده این حق را داشت که هرطور می خواهد رفتار کند اما طرف مقابل نیز این حق را داشت که بدون توجه به رفتار او دوستانه رفتار کند.

 

داستان سوم:

دیوید. جِی. پولای نویسنده کتاب «قانون کامیون حمل زباله»، یک بار در یکی از تاکسی های شهر نیویورک نشسته بود که ناگهان یک ماشین از محل پارک خود با سرعت بیرون آمد و جلوی تاکسی آنها پیچید.

راننده تاکسی مجبور شد به شدت ترمز کند، ماشین لیز خورد و لاستیک ها به صدا در آمدند اما در فاصله چند سانتیمتری از یک ماشین دیگر متوقف شد.

راننده آن ماشین سرش را بیرون کرد و با عصبانیت فریاد زد در صورتی که مقصر خودش بود. اما راننده تاکسی فقط لبخند زد و برای آن مرد دست تکان داد و به راهش ادامه داد.

دیوید از این حرکت راننده تاکسی تعجب کرد و گفت:

«آن مرد نزدیک بود ماشین ات را مچاله کند و جفتمان را راهی بیمارستان کند. باورم نمی شود که سرش داد نکشیده ای، چگونه توانستید آنقدر خونسرد باشید؟»

پاسخ راننده تاکسی که دیوید آن را «قانون کامیون حمل زباله» می نامد، این بود:

«خیلی از مردم مثل کامیون های حمل زباله اند. آنها در حالی که پر از زباله اند، به این طرف و آن طرف می روند. آنها پر از خشم و عصبانیت و ناامیدی اند.

وقتی مخزن شان پر می شود دنبال جایی می گردند تا زباله هایشان را تخلیه کنند و اگر بهشان اجازه دهید، زباله ها را روی شما خالی می کنند.

پس اگر کسی خواست خشمش را روی شما خالی کند، به خودتان نگیرید. ربطی به شما ندارد، موضوع شخصی نیست. فقط لبخندی بزنید، دستی تکان دهید و برایش دعا کند حال اش خوب شود و بروید.

سعی کنید به آسانی ناراحت نشوید. باور کنید اینگونه شادتر خواهید بود.

 

مولتی ویتامین هفتم:

همیشه کاری که فکر می کنید درست است را انجام دهید. خدا در حال ساختن شخصیت شماست و شما به زودی از امتحان الهی سربلند بیرون می آیید.

یادتان باشد که هرچقدر بیشتر تلاش کنید، پاداشی که نصیب تان می شود نیز بزرگتر است.

 

مولتی ویتامین هشتم:

وقتی وسوسه می شوید که ناامید شوید، به خودتان یادآوری کنید که طبق گفته خداوند، آینده شما بسیار روشن است و به زودی وارد مرحله جدیدی از زندگی می شوید.

ممکن است الان هنوز به طور کامل تبدیل به آن کسی نشده باشید که می خواستید، اما می توانید از خدا تشکر کنید که حداقل از چیزی که قبلا بوده اید بهتر شده اید.

 

مولتی ویتامین نهم:

درک کنید که خداوند شما را دقیقاً در همان جایی که خود می خواهد، قرار داده است. اگر یاد بگیرید در همین جایی که هستید شاد باشید، خدا هم شما را به همان جایی که می خواهید می رساند.

نگرش تان باید اینگونه باشد:

«خداوندا، من واقعاً دلم می خواهد این را داشته باشم. تو از آرزویی که در قلبم کاشته ای، باخبری. دوست دارم ازدواج کنم، دوست دارم ترفیع شغلی بگیرم.

اما خدایا من برای شاد بودن منتظر این اتفاقات نمی مانم. من در همین جایی که اکنون در آن هستم، شاد هستم و منتظرم تا مرا به جایی که می خواهم برسانی.»

 

مولتی ویتامین دهم:

نگران این نباشید که چگونه شرایط بدتان تغییر می کند. فقط امروز را زندگی کنید. بیشترین بهره را از امروز ببرید.

خیلی خوب است که برنامه ریزی برای آینده داشته باشید، هدف برای خود تعیین کنید و چشم انداز بلندی از زندگی داشته باشید، اما اگر همیشه بخواهید در آینده زندگی کنید امروز را از دست می دهید.

امروز یک روز جدید است. امروز هدیه ای از طرف خداوند است. کارهایی را انجام بده که تو را به سمت جلو می برند و بیشترین استفاده را از آن بکن.

 

مولتی ویتامین روح امروز:

پیشنهاد می کنم سخنرانی«چگونه با آرامش و بدون نگرانی زندگی کنیم؟» را از جول اوستین حتما ببینید. برای دریافت نسخه کامل این سخنرانی روی عکس زیر کلیک کنید:

جول اوستین

 

برای مطالعه قسمت سوم روی عکس زیر کلیک کنید:

 

چگونه شاد باشیم

 

2.5 (50%) 2 votes
۰
برچسب ها :
نویسنده مطلب نگرش نیک
من سید محمد باقرپور هستم، قصد دارم خلاصه ای از مطالب آموزشی و مفیدی که یاد می گیرم را با شما در این سایت به اشتراک بگذارم. خیلی خوشحالم که این فرصت در این وبسایت برای من فراهم شده است.

بدون دیدگاه

Do NOT follow this link or you will be banned from the site!